کل نماهای صفحه

یکشنبه، دی ۲۵، ۱۳۹۰

اسرار مرگ احمد رضایی
یا
تام جی‌ اندرسون
(( قسمت دوم ))
کشور پر زرق و برق امارات متحده در حاشیه خلیج فارس سال‌ها است که به محلی مناسب برای سیاستمداران و رهبران تبعیدی خارجی تبدیل شده است. برخلاف وجهه به ظاهر خنثی شهر دبی، این شهر به محلی برای حل خرده‌حساب‌های شخصیت‌های سیاسی .اقتصادی ، باندهای مافیایی مواد مخدر ، قاچاق زنان و دختران ، قاچاق بدن انسان تبدیل شده است.«بی‌نظیر بوتو»سیاستمدار پاکستانی، به مدت هشت سال در این کشور اقامت داشت و در نهایت پس از گذراندن سالها تبعید در کشورش ترور شد. نخست‌وزیر تایلند نیز پس از بر کناری اقامت کوتاهی در دبی داشت.در عین حال قتل فجیع و تکاندهنده سلیم یامادیوف شخصیت بر جسته کشور چچن چهره این شهر بی‌ طرف خاور میانه را بیش از گذشته دچار خدشه کرد و به نوعی به همگان خاطر نشان کرد که دوبی محل امنی‌ نیست و بر خلاف چهره زیبا و قشنگش جنایاتی خشن تر و فجیع تر از جنایات محله هارلم در آمریکا را در خود جای داده استیک تحلیلگر امنیتی در مرکز تحقیقاتی دبی معتقد است: «این اولین قتل با انگیزه‌های سیاسی است که رخ می‌دهد. این اتفاق می‌تواند باعث دقت بیشتر مقامات در بررسی سوابق متقاضیان اقامت یا سفر به دبی شود». دیری نپایید و در سال۲۰۱۰محمود المبحوح از فرماندهان نظامي (حماس) در دبی ترور شد. وجهه جهانی دبی به عنوان منطقه‌ای بی‌طرف باعث جذب سیاستمدارن تبعیدی در سراسر جهان شده که مدت زیادی است این محل را برای اقامت خود برگزیدند و حتی جمعیت بومی این امارت را تحت الشعاع خود قرار دادند. قابل ذکر است که قتل یامادیوف در مجتمعی لوکسی رخ داد که در جولای سال قبلش شاهد قتل فجیع «سوزان تمیم» خواننده مشهور لبنانی بود. جسد این خواننده سی‌ ساله با گلویی بریده در آپارتمانش واقع در همین مجتمع لوکس پیدا شد و اگرچه انگیزه جنایت مستقیما سیاسی نبود ولی تاثیراتی سیاسی به همراه داشت.  جهان پهلوان تختی در یک هتل دارفانی را وداع گفت و مرگش را خودکشی خواندند پس از یازده سال روشن گردید که دینداری اش اجازه خودکشی را به او نمی داد و بسیار دیگرانی که سال ها پس از مرگ شان دست های آغشته قاتلان خاموش آن ها آشکار شد و راز مرگ شان برملا گردید و از صندوق خانه اسرار قاتلان شان یک جنایت دیگر بیرون آمد و بر صفحات سیاه کارنامه اعمالشان افزوده شد.طبق استانداردهای بین‌المللی، دبی، شهری امن محسوب می‌شود در عین حال قتل‌های خشونت باری نیز در آن رخ می‌دهند که تنها رخدادهای خاصی از رسانه‌های محلی پخش می‌شود و مقامات از افشای آمار سالیانه جنایت خودداری می‌کنند. راز مرگ در هتل یک رمز تاریخی است که هرگز گشوده نشده است و بسیار چهره های سرشناس دیگری که دستی در سیاست داشته اند و نگاهی به فردا که در هتل ها جان داده اند! و روزهای بعد از مرگ در هتل که یا خودکشی و خود زنی شمردند یا سکته قلبی شاید سالهای بعد ، راز مرگ احمد رضایی افشا شود و در حافظه تاریخ بنگارند که فرزند سردار را برای انتقام از او در دبی کشتند ؛ در آنجایی که یاران عماد مغنیه را کشتند و المبحوح ( از رهبران سرشناس جنبش حماس) را ترور کردند و هزاران شاید های دیگر برای آن روز که خواهد آمد . فقط امروز می توان گفت احمد رضایی درگذشت.... ترور شد.....خود کشی کرد ..... سکته کرد ...... بالاخره چرا مرد ... ؟ 
 
اما حالا قسمت دوم اسرار مرگ احمد رضایی
"ضاحی خلفان"
رئیس پلیس دبی  درباره مرگ احمد رضایی در هتل گلوریای دبی اعلام کرد
  احمد رضایی  با استفاده از یک گذرنامه آمریکایی (با تابعیت آمریکایی)، به نام مستعار "تام جی اندرسون" و به عنوان یک بازرگان آمریکایی وارد دبی شده بود . او نام واقعی خود را اعلام نکرده بود.وی اضافه کرد: نتیجه بررسی ها در آزمایشگاه های جنایی نشان می دهد دلیل  مرگ احمد رضایی ۳۵ ساله، مصرف بیش از اندازه از داروی ضد افسردگی بود. در این وضعیت بعد جنایی این ماجرا و شک و تردیدها درباره این حادثه منتفی می شوند. رئیس پلیس دبی اضافه کرد : مدیریت هتل گلوریا وضعیت مرگ احمد رضایی در طبقه ۱۸ هتل را پس از گذشت دو ساعت از تلاش برای ارتباط با وی به پلیس گزارش داد. براساس این بیانیه، از نظر پلیس دبی گزینه هایی مانند ترور و خرابکاری در این حادثه کنار می ر وند .
اما زمانی‌ که جسد احمد رضایی در هتل کشف گردید
 آثار سه‌ بریدگی در دست وی دیده شد ، آثار جراحات نیمه سوخته که ناشی‌ از اتصال قسمتی‌ خروج برق دستگاه شوک برقی بوده در دست وی دیده شده ، رنگ صورت احمد به صورت کاملا غیر واقعی‌ سفید شده بوده که از نظر پزشکی‌ جنایی این نوع سفیدی چهره پس از مرگ فقط ناشی‌ از اتصال برق با ولتاژ بالا یا اتصال برق با ولتاژ پایین ولی‌ به دفعات میباشد . زنجیر ایمنی اتاق سکونت احمد از داخل باز بوده و این تصور که احمد خود کشی کرده باشد را صفر مینماید ، چون طبق گفته‌های مسئولین هتل در طول سه‌ روزی که به اتاق احمد برای نظافت روزانه مراجعه کرده اند درب از داخل بسته بوده ! ولی‌ پلیس اعلام کرده که درب اتاق احمد باز بوده و مسئولین هتل پس از حضور در اتاق احمد برای نظافت با جنازه احمد روبرو شده و بلافاصله با پلیس تماس گرفته اند . در اینجا دو فرضیهٔ مهم هست و آن اینکه بالاخره درب اتاق احمد در روز‌های قبل کشف جسد بسته بوده ؟ ( برابر نظر مسئولین هتل ) یا اصلا درب اتاق احمد بسته نبوده ؟!! پس بالاخره درب بسته بوده یا نه ؟ فیلمهای دوربین مدار بسته هتل یعنی دوربینهای ورودی هتل از خیابان اصلی‌ ، درب پشتی‌ هتل ، لابی ، قسمت رزرواسیون ، داخل آسانسور ، طبقات ، پله‌های اضطراری راهروهای منتهی‌ به اتاق ها- الان در کجا نگهداری میشوند و چرا این فیلمها به بیرون منتشر نشده است ؟ قطع به یقین احمد نمیتواند دست به خود کشی زده باشد ، احمد نمیتواند از طرف سرویس‌های اطلاعاتی کشور‌های دیگر به قتل رسیده باشد چون اصلا احمد کسی‌ نبوده که در حیطه ترورهای هدفمند قرار بگیرد ، نه اطلاعات با ارزش داشته نه در ایران در ردیف افراد دارای اطلاعات و طبقه بندی‌های محرمانه قرار داشته . پس فقط یک نکته باقی‌ میماند و آن اینکه احمد در ردیف حذف‌های هدفمند وزارت اطلاعات و سپاه قدس بوده چون به صورت دور و نزدیک در مراسم خصوصی پدرش حضور داشته و چیزهایی دیده که نباید میدیده و چیزهایی شنیده که نباید می‌شنیده و از یک سری قراردادهای آن چنانی خبر داشته که زیاد به نفعش نبوده و خیلی‌ موارد دیگر که در حال حاضر دیگر مجال برای بازگو کردن آن نیست و در قسمت بعدی به نکات بیشتری خواهم پرداخت و موضوعات جدیدی را بیان خواهم کرد .


(( پایان قسمت دوم ))


شنبه، دی ۲۴، ۱۳۹۰

احمد رضايي كه بود؟ 
(( اسرار مرگ احمد رضایی ))




(( قسمت اول ))
 نخستين بار نام احمد در سال ۷۷ بر سر زبان‌ها افتاد مبني بر اينكه "پسر محسن رضايي به آمريكا پناهنده شده است" همان زمان برخي مصاحبه‌هاي عجيب به نقل از وي منتشر شد تا اينكه محسن رضايي اقدام به پاسخگويي كرد و در مسجد رسالت واقع در شرق تهران (ميدان رسالت) در پاسخ به اعتراض بسيجيان گفت: با احمد هم بايد مثل بقيه ايرانيان بر اساس قانون رفتار كرد سال ۷۷ شنيده شد كه احمد رضايي از يك سو با رسانه‌هاي ضد انقلابي از سوي ديگر اسناد مهم و سري كشور را در اختيار  آمريكا قرار مي‌دهد. شايعه‌اي كه  بعيد به نظر مي‌رسيد و اسناد محرمانه نظام نبايد در اختيار جواني بيست ساله باشد.
پس از آن بود كه محسن رضايي فاش كرد "گروهي كه خود را از ماموران ناسا معرفي مي‌كردند، به ايران آمدند و وي را اغفال كردند."
احمد رضايي از يادها رفت تا سال ۸۴  وي به كشور بازگشت . احمد همسر ايراني‌اش را طلاق داد و با يك دختر آمريكايي ازدواج كرد و پس از مدتي او را هم طلاق داده و  با دختري كره‌اي تبار ازدواج كرده است. و از همسر کره‌ای‌اش دارای یک فرزند دختر هشت ساله است که در حال حاضر در آمریکا به مدرسه میرود .  بازگشت احمد رضايي و مشغول به كار شدن در مجمع تشخيص مصلحت نظام بي سر و صدا اتفاق افتاد، اما خروج دوباره اش از كشور  در رسانه‌ها تيتر اخبار شد . و پدرش در تلاش براي بازگرداندن وي با استفاده از سيستم‌هاي اطلاعاتي است. تا اينكه  خبر مشکوک درگذشتش در يك هتل در دبي منتشر شد. هتلي كه در سايت رسمي اش كرايه هر اتاق را ۳۶۵ درهم اعلام كرده است. هتل گلوریا محلي كه فرزند ارشد محسن رضايي پس از سال‌ها زندگي پر فراز و نشيب به طور مرموزی در آن جان باخت  یکی از معروفترین هتلهای چهار ستاره امارات و دارای ۱۰۱۰ اتاق و ۴۱ طبقه است. احمد رضایی فرزند محسن رضایی در هتل گلوریای دبی در طبقه ۱۸ اتاق ۲۳ اقامت داشته و در همين اتاق در گذشته است.


این هتل پایان زندگی‌ احمد را رقم زد ، پایان زندگی‌ کسی‌ که پدرش یکی از سرداران ایران بود و چپاول‌های بسیاری کرد ، احمد فرزند ارشد سردار سرلشگر پاسدار ستاد محسن رضایی فرمانده اسبق سپاه پاسداران ایران (( یا همون آقا محسن بچه‌های جنگ ))، مالک نیمی از شهرک صنعتی ماهشهر ، سرمایه گذار پشت پرده ماشین لباس شویی باکنشت در ایران ، سرمایه گذار پشت پرده موتور سیکلت تلاش ، شریک محترم آقای علاقه بندیان میلیاردر معروف همدانی ساکن تهران و ۱۴ کشور جهان ، سهام دار بانک توسعه ، و ۱۹ شرکت خدماتی در ایران که بیشتر کارهای خدمات شهری مربوط به شهرداری را انجام میدهند . بود ، آری احمد فرزند این پدر سردار و تاجر معروف در طبقه هجدهم هتل گلوریا در دوبی به طرز مشکوکی فوت کرد ، و جنازه‌اش سه‌ روز بعد از مرگش در اتاق محل سکونتش در حالی‌ که بروی زمین افتاده و در کنارش قرآن و پارچه‌ای با نوشته‌های مذهبی‌ قرار داشته پیدا شد . برابر اخبار رسیده به دست حقیر از مدتی قبل مشاجره احمد و پدرش برای موضوعات مالی‌ و درخواست احمد برای پرداخت مبلغی تحت عنوان سهم از سود معاملات پدر ، مشکلات عدیده‌ای را برای محسن رضایی فراهم می‌کند . در مابین این مشاجره که اغلب در دفتر مجمع تشخیص مصلحت و منزل مسکونی محسن رضایی واقع در شهرک شهید دقایقی اتفاق میفتاده است در یکی‌ از همین روزهای در اوج مشاجره پدر و فرزند به ناگهان احمد از طرف محسن تهدید میگردد که (( اگر من نبودم و تو پسر من نبودی به خاطر عوضی‌ بازیهایت تا الان باید ۷۷ کفن پوسانده باشی‌ ، تو شانس آوردی که پسر من بودی و الا تا  الان یا تو زندون مرده بودی یا اینکه مثل خیلی‌‌های دیگه اعدام میشدی که احمد با شنیدن این حرف اقدام به درگیری فیزیکی‌ با پدرش می‌کند که با حضور رسول بداقی سر تیم حفاظت محسن رضایی در محل دفتر محسن رضایی و حمله ور شدن وی به سمت احمد خاتمه یافته و احمد پس از پرتاب گلدان شیشه‌ای بزرگی‌ که روی میز کنفرانس محسن رضایی قرار داشته به طرف محسن رضایی از دفتر با هدایت رسول بداقی و سایر اعضا تیم حفاظت محسن رضایی به بیرون ساختمان اصلی‌ دفتر محسن رضایی منتقل میشود و فردای آن روز به کیش رفته و ۱۵ روز در کیش میماند . در کیش پس از تماس تلفنی با یکی‌ از دوستان نزدیکش بنام محسن وی را به کیش دعوت کرده و در آنجا در مورد مسایل مختلفی با محسن حرف میزند ، از آن جمله که در مورد اختلاف شدید با پدرش بر سر موضوعات مختلف علی‌ الخصوص موضوعات مالی‌ و سود حاصل از یک قرار داد به ارزش ۰۰۰/۰۰۰/۰۰۰/۶ میلیارد تومان که پدرش از پرداخت سهم احمد سر باز زده و احمد عنوان می‌کند که احساس خطر کرده و در طی چند نوبت در داخل ایران و حتی خارج از ایران تهدید شده که اگر بخواهد به دنبال گرفتن سود این قرار داد باشد ممکن است دیگر طلوع خورشید را نبیند و پدرش با آگاهی‌ از این تهدیدها هیچ اقدامی نمیکند و این برای احمد جای سؤال دارد که آیا پدرش احمد را به پول فروخته ؟ و آیا تهدید کنندگان را میشناسد یا نه چون کاملا نسبت بی‌ این موضوع بی‌ تفاوت هست و این موضوعات موجبات اختلاف شدید بین پدر و فرزند میشود . احمد پس از ۱۵ روز اقامت در کیش و پرداخت هزینه‌ای معادل ۰۰۰/۰۰۰/۱۱ میلیون تومان کیش را به مقصد تهران و سپس مجدد عزیمت به خارج از ایران و اینبار امارات متحده عربی‌ ( دوبی ) . عقد یک قرار داد نیم ساله ساله برای یک سویت اتاق بسیار مدرن و مجلل در زیبا‌ترین طبقه هتل گلوریا در طبقه هجدهم با کلیه امکانات و نظافت روزانه در هر روز راس ساعت ۳۰/۱۰ . اما گویا این سفر آخرین سفر احمد رضایی است . سفری بدون بازگشت . داستان زندگی‌ احمد در این سفر به انتها رسیده و احمد بایستی با این جهان خداحافظی کند . تلاش خانواده برای ارتباط برقرار کردن با احمد بی‌ فایده بوده و این موضوع موجبات نگرانی‌ خانواده احمد را فراهم می‌کند . آنها پس از تماس با یکی‌ از بستگان نزدیکشان در دوبی از وی میخواهند که وی به محل اقامت احمد رفته و پیگیر حال احمد بشوند . پس از حضور این فرد در محل هتل با حضور در دفتر مدیر خواستار ملاقات با احمد رضایی میشود که با راهنمایی مدیر وقت هتل به یکی‌ از افسران دایره جنایی پلیس که در محل هتل حضور داشته معرفی میشود و پس از آن از ماجرای مرگ احمد را از زبان پلیس متوجه میشود و در همان محل اقدام به تماس تلفنی با سفارت ایران مینماید که در همان موقع با جلوگیری پلیس روبرو شده و عنوان میگردد که به سفارت ایران اطلأع داده شده و بزودی به محل هتل میرسند . فرد مورد نظر پس از این موضوع اقدام به تماس تلفنی با ایران کرده و موضوع را از طریق تلفن ابتدا به محسن رضایی اطلأع میدهد و عنوان می‌کند که سفارت ایران چندین ساعت قبل از موضوع آگاه بوده ولی‌ این موضوع برای محسن رضایی جای تعجب دارد چون ۳ ساعت قبل از تماس تلفنی  این فرد محسن رضایی با یکی‌ از کارمندان سفارت صحبت کرده و خواستار پیگیری وضع احمد شده بوده و در آن تماس حرفی‌ از اطلأع سفارت از مرگ احمد را نشنیده است !!..؟؟

پلیس امارات اعلام کرده که احمد رضایی به دلیل مصرف بالای قرص‌های آرام بخش  اقدام به خود کشی کرده در صورتی‌ که احمد از هیچ بیماری رنج نمیبرده و فردی کاملا سالم بوده که این جای سؤال دارد که در کنار جنازه احمد چطور یک بسته قرص آرام بخش و ضدّ افسردگی آن هم با درصد بالا وجود داشته پس از چندین روز جنازه تحویل برادر احمد شده و به ایران انتقال پیدا می‌کند .

 اما سؤال مهم ؛ این فرد کیست ؟ احمد در چندین مورد مشاجره با پدرش به صورت کاملا آشکار از طرف این فرد تهدید شده بوده و این موضوع را به دوستش محسن در جزیره‌ کیش نیز عنوان کرده بوده ؛ رسول بداقی نیز در روز خاکسپاری به یکی‌ از همکاران حفاظتی خود یعنی کمال ارجمند سر تیم حفاظت حدّاد عادل میگوید (( احمد را مرخص کرد حال دوش به دوش آقا محسن داره راه میره )) این حرف همچنان در حاله‌ای از ابهام باقی‌ ماند که این چه حرفی‌ بود که زده شده و این فرد کیست ؛ در همان روز خاکسپاری نیز محسن دوست صمیمی‌ احمد نیز پس از یک تماس تلفنی مراسم خاکسپاری را ترک و تا کنون هیچ خبری از وی نیست . و اینها همه سوالاتی هست که در ذهن وجود دارد و شاید هیچ وقت هم به یک جواب قانع کننده نرسیم .
( اما پیگیری‌های من ادامه دارد )



خواننده گرامی‌ به دلیل مسائل امنیتی‌ و حفظ جان دوستانم در داخل کشور از بیان کردن بعضی‌ از قسمتهای موضوع به طور کامل معذورم و به همین دلیل بعضی‌ از بخش‌های نوشتاری به طور آگاهانه نا منظم نگاشته شده است اما در اولین فرصت پس از اطلأع از شرایط دوستانم در ایران به طور کامل جزئیات نا نوشته را به سمع و نظرتان خواهم رساند

جمعه، دی ۲۳، ۱۳۹۰

مچ گیری از

 محمود کریمی 

 مداح بیت رهبری
مداح بیت رهبری ؟

رفیق شفیق محمود خان احمدی نژاد ؟

 روزه خون امام زاده علی‌ اکبر چیذر ؟ 

 کارمند واحد عملیات وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی ایران
( واجا ) ؟

کدام را باور کنیم .

اینجا جاده چالوس است و محمود خان کریمی‌ با رفقای لباس شخصی با موتورهایی که حتی سپاه هم از آنها ندارد


( این تصاویر با موبایل گرفته شده است )



 (( بمب ، ترور ، محافظ ))
آقای دکتر فریدون عباسی زیاد خوش بین نباش .
 قبل از اینکه رئیس سازمان انرژی اتمی‌ ایران بشوی یک محقق عالی رتبه بودی .
 بمبی منفجر کردن و شما جان سالم بدر بردی و همه تقصیر‌ها به گردن موساد و سیا و هر چی‌ سازمان اطلاعاتی دنیاست افتاد .
  به خاطر خالی‌ نبودن عریضه شما رو کردن رئیس سازمان انرژی اتمی‌ ایران .
 اما دوست عزیز خوش بین نباش ، شما همون محقق پروژه ۲۶/۱۱ هستی‌  .
 مواظب خودت باش . این محافظان هم در برابر بمب نمیتونن کاری بکنن .
( به زودی منتشر می‌کنم )

طبقه : هجده

اتاق شماره : بیست و سه

‌ هتل گلوریا

آدرس : امارات متحده عربی‌ دوبی

 میهمان : احمد رضایی

پشت پرده مرگ احمد رضایی
از خودکشی تا قتل

پنجشنبه، دی ۲۲، ۱۳۹۰


به این میگویند

 شاهکار مدیریت جهانی‌ محمود احمدی نژاد


خودتان قضاوت کنید

 فقط هفت سال از آن زمان تا کنون گذشته است


قیمتهای جدید را خودتان پیدا کنید

عبدالله جعفر علی جاسبی برئیس سابق دانشگاه آزاد
جاسبی
 اگر بار گران بودی ، که رفتی‌
   اگر نامهربان بودی ، که رفتی‌
بالاخره جنگهای زیر پوستی بین محمود احمدی نژاد و اکبر خان رفسنجانی برای بلند کردن جاسبی از روی صندلی ۲۹ ساله ریاست دانشگاه آزاد جواب داد و عبدالله خان جاسبی مجبور شد بعد از ۲۹ سال جلوس بروی صندلی ریاست دانشگاه آزاد ، از روی این صندلی بلند بشه . اما این فقط یک طرف ماجرا هست ، جاسبی که با نظر موافق و به نوعی دستور رفسنجانی از این سمت کنار رفت و مثلا به قول خودش درخواست کرده استعفا بدهد پس از جلسه هیأت امنا دانشگاه آزاد گویا تازه فهمید که چه کلاهی به سرش رفته و در یک واکنش غیر قابل باور تمام کاسه کوزها را به هم ریخت و به کلّی منکر همه چیز شد و گفت که آقای رفسنجانی هنوز با ریاست فرهاد دانشجو موافقت نکرده و این در حالی‌ است که در همین جلسه فرهاد دانشجو با ۵ رای مثبت به عنوان رئیس جدید دانشگاه آزاد انتخاب شده و صورتجلسه رای گیری به شورای عالی انقلاب فرهنگی‌ هم ارسال شده و دیگه آب از سر آقای جاسبی گذشت و ریاست تمام شد . در این جلسه که رای گیری انجام شد به طور کم سابقه‌ای تمام اعضا هیئت امنا دانشگاه آزاد حضور داشتند که عبارت بودند از :
 اکبر هاشمی رفسنجانی،  سید حسن خمینی، حمید میرزاده به عنوان نمایندگان هیئت مؤسس دانشگاه آزاد و  محمد محمدیان رئیس نهاد نمایندگی  رهبری در دانشگاه‌ها، کامران دانشجو، وزیر علوم تحقیقات و فناوری، مرضیه وحید دستجردی وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی به عنوان اعضای حقوقی این هیئت و فرهاد دانشجو، بهمن یزدی صمدی و فریدون عزیزی به عنوان ۳ هیئت علمی عضو در هیئت امنای دانشگاه آزاد و نیز عبدالله جعفر علی جاسبی به عنوان رئیس سابق دانشگاه آزاد و دبیر هیئت امنا .
حالا دیگه همه چیز تمام شده هست و عبدالله جعفر علی جاسبی  رسماً و قانونا رئیس نیست .


 اما شرح حال کوتاهی از فرهاد دانشجو رئیس جدید دانشگاه آزاد اسلامی ایران که چه کسی‌ هست .

فرهاد دانشجو رئیس جدید دانشگاه آزاد
فرهاد دانشجو کیست؟
فرهاد دانشجو متولد دامغان و دارای رتبه استاد تمامی در رشته مهندسی سازه و مهندسی زلزله از گرایش های رشته مهندسی عمران در دانشگاه تربیت مدرس .  دارای مدرک کارشناسی مهندسی عمران و کارشناسی ارشد مهندسی سیستم های اطلاعات از دانشگاه Queen Mary College انگلستان ا و دکتری در رشته مهندسی عمران در گرایش مهندسی سازه و مهندسی زلزله از دانشگاه Westminister University Central London Polytechnic کشور .  فرهاد دانشجو برادر کامران دانشجو وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دولت دهم و خسرو دانشجو عضو شورای اسلامی شهر تهران است.

بیوگرافی مصطفی احمدی روشن
متولد هفدهم شهریور سال یک هزارو سیصدو پنجاه و هشت.

فارغ التحصیل رشته مهندسی‌ شیمی‌ از دانشگاه صنعتی شریف تهران
در سال هزارو سیصدو هشتادویک
همراه فرزندش علی‌
دانشجوی مقطع دکترای دانشگاه صنعتی شریف - یکی از نوابغ علمی کشور و جزو نخبگان سطح بالای علمی -  دارای ۱۴ مقاله تحقیقاتی‌ و علمی در مورد ( ISI) به زبانهای فارسی و انگلیسی - معاون اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف - از شاگردان درس اخلاق آیت الله خوشوقت استاد معروف اخلاق در تهران - معاون بازرگانی سایت اتمی نطنز -  جزو ۸ کارمند عالی‌ رتبه دارای صلاحیت عقد قرار دادهای خارجی‌ سازمان انرژی اتمی ایران در مورد خریدهای برون مرزی -عضو کمیسیون استخدام و گزینش سازمان انرژی اتمی‌ ایران 

چهارشنبه، دی ۲۱، ۱۳۹۰

افشای سند

( ترور - بخش ۳ )
متنی را که در زیر به صورت کاملا اورجینال مشاهده می‌کنید قرار است به عنوان سند لؤ رفته در آینده‌ای نه چندان دور توسط مقامات امنیتی‌ ایران به عنوان سند دستور و دخالت آمریکا در این  ترورهای هدفمند دانشمندان اتمی‌ ایران استفاده شود . حالا در کجای این سند دستور ترور صادر شده من که نفهیدم ، اگر شما متوجه شدید لطفاً به من هم خبر بدید ، یا  سواد انگلیسی من نم کشیده یأ تحلیل گران وزارت اطلاعات زیادی فیلمهای ماتریکس می‌بینند


پیشگویی‌های من

( ترور - بخش ۳ )

در سال قبل در مطلبی تحت عنوان ( ترور ) خبر از ترور و به قتل رساندن دانشمندان هسته‌ای ایران دادم و عنوان کردم که افرادی با این اسامی و سمتها قرار هست ترور بشوند ، و دقیقا پس از مدت زمان کوتاهی متاسفانه این پیش گویی به یک حقیقت تلخ تبدیل شد و ماشین ترور به راه افتاد و یکی‌ پس از دیگری افراد شاغل در دستگاه اتمی‌ ایران را که همگی‌ آنها از طبقه بندی اطلاعات محرمانه رژیم در امور اتمی‌ و هسته‌ای آگاهی‌ داشتند و بیشتر از آنچه که باید ، می‌دانستند به کام مرگ کشاند از آن روز تا کنون تنی چند از نوابغ اتمی‌ کشور ترور شدند . اما امروز هم این ماشین به کار افتاد و مهندس مصطفی احمدی روشن معاون بازرگانی سایت اتمی‌ نطنز که فارغ التحصیل رشته مهندسی‌ شیمی‌ دانشگاه صنعتی شریف بود را به همراه محمد رضا قشقایی متولد سال ۱۳۵۷ که به عنوان راننده ایشان بود با انفجار بمب دست ساز مغناطیسی‌ که به خودروی این افراد متصل شد در خیابان گل نبی تهران ترور کرده که در این حادثه مهندس احمدی روشن در همان زمان انفجار بمب به دلیل اعصابت ترکش به گردن و پارگی شریانهای حیاتی بدن کشته و راننده وی پس از انتقال به بیمارستان رسالت تهران پس از چند ساعت دست و پنجه نرم کردن با مرگ حوالی عصر امروز در بیمارستان فوت کرد .
قبلاً هشدار داده بودم که ماشین ترور ایران دوباره راه افتاد و در آینده نزدیک نیز مجدد باید شاهد همین نوع ترورها باشیم .
در همین مورد در افشا گری بعدی
یک سند را برایتان نشان میدهم که به قول مقامات امنیتی‌ ایران بخشی از دستورات ترور است که از کاخ ریاست جمهوری آمریکا به دست نیروهای امنیتی‌ ایران افتاده و پرده از راز‌های اقدامات ترور دانشمندان اتمی‌ ایران توسط دولت آمریکا را افشا می‌کند .
خودتان این سند را بخوانید و قضاوت کنید در این سند و در کجای آن دستور ترور صادر شده است . حالا قربانی بعدی و متهم این ترور چه کسی‌ هست
الله اعلم
با سلام خدمت تمام همراهان عزیز و گرامی‌ و عرض پوزش فراوان بدلیل غیبت چند ماهه خودم از عرصهٔ افشا گری و فاش ساختن جنایات رژیم کثیف جمهوری اسلامی ایران . در طول غیبت چند ماهه که به واسطه اذیت و آزار‌های ایادی کثیف دولت جمهوری اسلامی در خارج از کشور برایم به وجود آمده بود و به دلیل درگیریهای هر روزه اصلا امکان به روز رسانی این وبلاگ برایم وجود نداشت . اما تحت هیچ شرایطی از کسب اخبار و اسناد و مدارک غافل نبوده و به لطف دوستان عزیز داخل ایران به طور کامل تمام اخبار و اسناد به دستم می‌رسید ، اما شرمنده که به دلیل شکایتهای مختلف در دستگاه قضائی که از طرف سفارت ایران و تمام کارمندان آن برای من بوجود آمده است و تهدید به قتل و کلّی از موضوعات مختلف و پیگیریهای من در دستگاه قضایی نمیتوانستم وبلاگ را بروز رسانی کنم . اما مجدد از امروز تصمیم به بروز رسانی آن را گرفتم ، البته با یک فرق که احتمالا در روز‌های آتی به دلیل شکایت ۱۶ نفر از کارمندان سفارت ایران و سفیر ایران از بنده روانه زندان خواهم شد و معلوم نیست دوباره چه زمانی‌ بتوانم این وبلاگ را بروز رسانی کنم ، که از همین جا و همین زمان پیشاپیش از شما خوانندگان عزیز پوزش میخواهم.

دوشنبه، دی ۲۷، ۱۳۸۹

پیام تقدیر رهبر از ورزشكاران جانباز و معلول ایرانی مسابقات پارالمپیك آسیایی گوانگ‌جو

پنجشنبه، آذر ۱۱، ۱۳۸۹

پیش گویی‌هایم متاسفانه به واقعیت پیوست
 دکتر شهریاری هم در حادثه ترور کشته شد
 ( بخش ۱ )
در تاریخ ۱۳/۰۱/۲۰۱۰ در مطلبی تحت عنوان ( ترور ) در خصوص به قتل رسیدن دکتر علیمحمدی دانشمند هسته‌ای ایران نوشتم : 
 اگر اوضاع به همین روند پیش برود در آینده باید شاهد ترور افراد دیگری مانند : 
 دکتر رشیدی ، دکتر شهریاری , دکتر سلطانی ، دکتر معزی , دکتر رضایی نژاد ,
عباسی . احمدی روشن
 و ... باشیم .

 که متاسفانه پیش گویی‌های من درست از آب در آمد و در ۷۲ ساعت گذشته دکتر شهریاری به همراه همسرش و دکتر سلطانی به همراه همسرش مورد سؤ قصد قرار گرفتند که متاسفانه دکتر شهریاری


 در این حادثه فوت کرده اما دکتر سلطانی با کمی‌ خوش شانسی‌ از مرگ حتمی نجات یافت  . اما در آینده بر سر این فرد چه میاید خدا عالم است .
 متاسفانه بنده به دلیل مشکلات بسیار زیادی که در ۸۰ روز گذشته برایم پیش آمد کرده از خبر رسانی بدور بوده‌ام اما در چند روز آینده در مورد این سؤ قصد و عوامل آن حتما خبرهای موثقی را در این وبلاگ برایتان انتشار خواهم داد.
ترانه‌های ابی
 به روی پارچه‌های خیر مقدم به رهبر معظم انقلاب ایران در شهر خون و قیام قم



با این فتوا که توسط علمای اعلام صادر گردیده است دیگر نیازی به ارتش سایبری سپاه وجود ندارد

پنجشنبه، آبان ۰۶، ۱۳۸۹

وقتی‌ گزارشگر تلویوزیون ایران آنهم گزارشگر شبکه قرآن از اینهمه خرافه سازی مذ هبی به تنگ میاید اینگونه میشود

سه‌شنبه، آبان ۰۴، ۱۳۸۹

مسئولیت مستقیم جان محسن عبدالحسینی تماما با کشور پادشاهی سوئد است
محسن عبدالحسینی پناهنده لب دوخته ایرانی مقیم یونان در حال حاضر به مدت ۵۶ روز است که در تحصن بسر برده و امروز وارد سیزدهمین روز لب دوختن خود شده است .
محسن شاعر ضدّ انقلاب ایرانی است که علیرغم سکونت و اقامت تمام اعضای خانواده‌اش در کشور سوئد به کشور سوئد نقل مکان کرده اما به دلیل وجود اثر انگشت خود در کشور یونان ، توسط اداره مهاجرت کشور پادشاهی سوئد به یونان دیپورت گردیده است ! یونانی که حتی حاضر به شنیدن حرفهای محسن و تمام ۴۴ نفر ایرانی اعتصاب غذا کرده نیست و از دادن هر گونه جواب به این افراد خود داری می‌کند . محسن عبدالحسینی امروز وارد سیزدهمین  روز لب دوختن خود شده است و از خوردن و آشامیدن هر گونه غذا خود داری می‌کند . چهره محسن به سیاهی رسیده و حتی قادر به باز نگاه داشتن چشمان خود برای مدت طولانی نمیباشد ، در راه رفتن و حرکت کردن مشکل دارد ، قادر به حتی تکان دادن سر خود برای پاسخ به سوالی نیست . در واقع این حرکت محسن و سایر افراد ایرانی اعتصاب کرده و دهان دوخته در کمپین ایرانیان متقاضی پناهندگی کشور یونان اعتراض به اوضاع اسف بار ایرانیانی است که قربانی کثیف همکاری دو کشور یونان و ایران هستند ، اعتراض به کشوری است که با نادیده گرفتن حقوق اولیه انسانها ,  آنها را به مبارزه ای دعوت کرده که بازنده اصلی‌ این مبارزه تنها و تنها دولتمردان یونانی هستند ، دولت یونان به دلیل داشتن روابط دیپلماتیک بسیار بالا با کشورایران و عقد قراردادهای امنیتی با ایران با جان صدها ایرانی در خاک کشور خودش بازی می‌کند و با وجود قرار داشتن در فهرست کشورهای عضو اتحادیه اروپا (( شینگن )) قانون دوبلین را زیر پا گذاشته و نسبت به اوضاع افراد سیاسی ایرانی حاضر در یونان مبنی بر اعطای پناهندگی سیاسی خود داری می‌کند .
و حالا اصل ماجرا و سخنی با دولتمردان کشور پادشاهی سوئد ...
محسن عبدالحسینی ایرانی دیپورت شده از کشور سوئد با وجود اقامت و سکونت تمام اعضای خانواده‌اش در سوئد پس از طی مسیری دشوار خود را به کشور سوئد می‌رساند ، در اداره مهاجرت کشور سوئد اقدام به تسلیم درخواست پناهندگی سیاسی می‌کند اما پس از چندی به صورت بسیار نا باورانه با وجود اقامت تمام اعضای خانواده‌اش در سوئد به دلیل داشتن اثر انگشت در کشور یونان توسط دولت سوئد به یونان دیپورت میشود و متاسفانه دولت یونان هم به تقاضای محسن مبنی بر اعطای پناهندگی سیاسی خود داری کرده و محسن هم به جمع ایرانیان متقاضی پناهندگی میپیوندد و سیزده روز پیش به همراه هشت نفر از ایرانیان متحصن که در میان آنها یک زن نیز دیده میشود اقدام به دوختن لبهای خود می‌کند و در شرایط کاملا دشوار بسر میبرد .
 هر لحظه هم امکان خطر مرگ  برای محسن و  برای سایر لب دوختگان وجود دارد .
اما دولت یونان تا کنون از پاسخ به در خواست کاملا مشروع و قانونی‌ این ۴۴ نفر نداده است . اما به دلیل وجود پرونده پناهندگی محسن در کشور سوئد و عدم اعطای پناهندگی از طرف دولت پادشاهی سوئد به محسن و دیپورت این فرد به یونان برابر قانون و مصوبات معاهده دوبلین مسئولیت مستقیم جان محسن عبدالحسینی تماما به عهده دولت پادشاهی سوئد است و هر گونه بروز خطر برای جان این فرد متوجه دولت سوئد خواهد بود .

چهارشنبه، مهر ۱۴، ۱۳۸۹

وقتی‌ ایران در برابر تحریمها به زانو در آید
نامه لؤ رفته از دفتر رئیس جمهور


با خواندن این نامه خودتان قضاوت کنید که احمدی نژاد ایران را تا کجا در آستانه سقوط اقتصادی قرار داده است .
 آیا حق ایران این است ؟
 به باد دادن سرمایه‌های ایران تا کی‌ ؟


استفاده جمهوری اسلامی از لقب اشرف پهلوی خواهر شاه
 (( سایپا مخفف چه چیزی است؟))

در اواخر کتاب سفر شاه آمده است که
  دوستان اشرف پهلوي او را سايپا ميخواندند، SAIPA که ظاهرا نام شرکت و ماشين است
البته اين نام ، يعني سايپا مخفف کلمات زيراست:

Son Altess Imperial Preincess Ashraf
همان طور که توجه فرموديد کلمات بالا به زبان فرانسوي/اسپانيائي مي شود:
والا حضرت همايون شاهدخت اشرف 
 و اين نام و عنوان همچنان زينت بخش هزاران ماشين است و حالا يک سوال: در طول اين همه سال بعد از انقلاب، يک مسئول امر، يک سياستمدار ... و غيره متوجه اين نکته نشده است؟!!!

یکشنبه، شهریور ۱۴، ۱۳۸۹

مرتضوی، قاضی حداد و حیدری‌فر تعلیق شدند
غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، دادستان کل ایران تأیید کرده که سه مقام قضایی در ارتباط با پرونده کهریزک تعلیق شده‌اند. مخالفان دولت از «سعید مرتضوی، حسن زارع‌ دهنوی مشهور به قاضی حداد و علی‌اکبر حیدری‌فر» به عنوان سه مقام قضایی تعلیق شده، نام می‌برند  . با این حال هنوز قوه قضاییه ایران نام سه مقام قضایی تعلیق شده را اعلام نکرده است   محسنی‌اژه‌ای در حاشیه برگزاری مراسم گرامیداشت اسدالله لاجوردی، رئیس زندان اوین در دهه ٧٠ خورشیدی گفت:‌«باید به این پرونده (بازداشتگاه کهریزک) سرعت بیشتری در رسیدگی‌ها داده می‌شد. اما با پیگیری‌هایی كه از سوی رئیس قوه قضائیه و توسط هیئت سه نفره دستگاه قضایی شده است، این پرونده در حال حاضر از وضعیت مناسبی برخوردار بوده و روند تحقیق درحال حاضر خوب است , محسنی‌اژه‌ای به نام سه مقام قضایی تعلیق شده اشاره نکرد اما تارنمای دانشجونیوز خبر داد که «سعید مرتضوی، دادستان پیشین تهران؛ حسن زارع‌ دهنوی مشهور به قاضی حداد، معاون وقت امنیت دادستان تهران و علی‌اکبر حیدری‌فر، قاضی شعبه اول دادیاری دادگاه انقلاب» سه قاضی تعلیق شده‌ای هستند که به دلیل تخلفات‌شان در جریان بازداشتگاه کهریزک از کار برکنار شده‌اند  ,  حکم تعلیق سه مقام قضایی از سوی شعبه اول دادگاه انتظامی قضات صادر شده است  , صالح نیک‌بخت، وکیل خانواده امیر جوادی‌فر، از کشته‌شدگان بازداشتگاه کهریزک نیز  تأیید کرد که سعید مرتضوی یکی از سه مقام قضایی برکنار شده است. اما او درباره دو نفر دیگر سخنی نگفته است  . بازداشتگاه کهریزک پس از آن مشهور شد که دست‌کم سه نفر از معترضان به نتیجه انتخابات بحث‌برانگیز ریاست‌جمهوری سال گذشته ایران، در آن بر اثر «شکنجه» جان دادند  «امیر جوادی‌فر، محسن روح‌الامینی و محمد كامرانی» سه نفری هستند که در بازداشتگاه کهریزک بر اثر شکنجه کشته شدند  . علی خامنه‌ای، رهبر ایران پس از انتشار خبرهایی درباره «شکنجه» بازداشت‌شدگان در کهریزک، پنجم مرداد ١٣٨٨ دستور تعطیلی این بازداشت‌گاه را صادر کرد  .٩ تیرماه گذشته نیز سازمان قضایی نیروهای مسلح اعلام کرد که دو نفر از متهمان بازداشتگاه کهریزک به اتهام «ضرب و جرح عمدی منجر به قتل» به مجازات مرگ محکوم شده‌اند  مخالفان دولت این حکم را که در آن از سعید مرتضوی نامی برده نشده بود، مورد اعتراض قرار دادند  آن‌ها از سعید مرتضوی به عنوان «متهم اصلی» بازداشتگاه کهریزک نام می‌بردند و خواهان محاکمه او بودند  با تعلیق این سه مقام قضایی، احتمال محاکمه آن‌ها قوت گرفته است  . سعید مرتضوی پس از انتصاب صادق لاریجانی به سمت ریاست قوه قضاییه از دادستانی تهران کنار گذاشته شد. محمود احمدی نژاد، رئیس‌جمهور ایران پس از برکناری مرتضوی، او را به عنوان رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب کرد.

چهارشنبه، شهریور ۱۰، ۱۳۸۹


سرگردانی دانشجوی سابق رشته معماری
نوید میر پورزاده
در اروپا مهد حقوق بشر
نوید میر پور زاده دانشجوی سابق معماری دانشگاه آزاد واحد گچساران که به اتهام نشر و تکثیر کتابهای اینترنتی و مقالات ضدّ حکومت در ایران توسط اداره اطلاعات گچساران طی دو نوبت دستگیر و به مدت ۲۰ روز مورد شکنجه و آزار اذیت روحی‌ و روانی‌ و در نهایت اخراج از دانشگاه شد مدت ۱/۵ سال است که در اروپای مهد حقوق بشر سرگردان و آواره است و از سوی هیچ نهاد حقوق بشری نیز حمایت نمی‌شود ، نوید برادر حمید میر پور زاده است که عضو سندیکای کارگری نیشکر هفت تپه بوده و در سال ۱۳۸۰ توسط وزارت اطلاعات اعدام شده . او پس از آزار و اذیت‌های مداوم وزارت اطلاعات و اداره کلّ  اطلاعات استان خوزستان و همچنین اداره اطلاعات شیراز به ناچار در سال ۱۳۸۷ خاک ایران ترک کرده و هم اکنون ۱/۵ سال است که به صورت بلاتکلیف در اروپا ساکن بوده از سوی هیچ نهاد حقوق بشری حمایت نمی‌شود . نوید همانند سایر دانشجویان سیاسی به خاطر نوع فکر و عقیده‌اش و به خاطر اعدام شدن برادرش در ایران تحت انواع آذر و اذیت‌های روحی‌ و روانی‌ وزارت اطلاعات قرار گرفته و حتی از تحصیل هم باز ماند و حتی خواهرش نیز پس از قبولی‌ در دانشگاه دولتی در گزینش تائید نشده و از تحصیل محروم گردید ، نوید هم اکنون در سخت‌ترین شرایط در حال سپری کردن دوران پناه جویی خود در اروپا است بدون دریافت هیچ  نوع کمک و حمایتی ، و این وظیفه بر دوش من و شما و  کسانی‌ است که خود مدیون افرادی چون نوید و برادرش میدانند که خون خود را در راه آزادی ایران اهدا کرده و هم اکنون نیازمند کمک و همیاری من و شما هستند . به عمید آزادی ایران و رهایی تمام نویدهای سرزمین ایران زمین از دست جلّادان حکومت صّفاک آخوندی .

دوشنبه، شهریور ۰۱، ۱۳۸۹


جلسه محرمانه مرزبان درجه یک ایران  و فرمانده هنگ مرزی خوی
( آذربایجان غربی )
با فرمانده هنگ ششم مرزبانی کشور ترکیه
( شهر وان )
در مقر این ستاد در نوار مرزی شهر وان ترکیه
دولت خود فروخته ترکیه همچنان بر تداوم قرار دادهای امنیتی با ایران در مورد استرداد پناهندگان ایرانی‌ از خاک این کشور به ایران پافشاری دارد و همیشه عنوان کرده این مورد صحت نداشته و این موضوعات که در کشور ترکیه پناهندگان دستگیر و به ایران استرداد میشوند صحت ندارد و این حرفها توسط پناهدگان ایرانی گفته شده !! و هیچ ایرانی‌ از کشور ترکیه به ایران استرداد نمیشود . تا کنون هم علی‌ رغم تلاشهای صورت گرفته مدرک مستند و محکمی دال بر دیدار فرماندهان ارشد پلیس ایران و ترکیه چه به صورت تصویری و چه به صورت سند منتشر نشده ، و هر گاه هم حرف یا خبری پخش و منتشر شده دولت ترکیه و دولت ایران منکر دیدار فرماندهان ارشد مرز بانی‌ خود با یکدیگر و برگزاری جلسه آن هم در نوار مرزی شده اند ، اما اینبار دست این خود فروشان و جلّادان دولت ترکیه رو شد و تصاویر دیدار دو فرمانده ارشد پلیس دو کشور آن هم در شاخه مرزبانی و در محل ستاد فرماندهی هنگ ششم کشور ترکیه در شهر وان مهمترین پایگاه تجمع پناهندگان ایرانی‌ به دستم رسید که به منظور افشا گری و بر ملأ کردن گوشه کوچکی از جنایات دولت ترکیه در رابطه با دستگیری و استرداد پناهندگان ایرانی‌ در وبلاگ منتشر می‌کنم و امید وارم که تمام خوانندگان عزیز هم در انعکاس این خبر تمام سعی‌ خود را انجام دهند . اما اخبار دیدار محرمانه این دو فرمانده پلیس ؛ به پیشنهاد فرمانده هنگ ششم مرزبانی کشور ترکیه در نوار مرزی وان و در خواست تشکیل جلسه ویژه با فرمانده مرزبان درجه یک ایران در هنگ مرزی خوی به منظور پیشگیری از خروج ایرانیان از ایران به صورت قاچاق و جلوگیری از پناهنده شدن آنها در مقر سازمان ملل ( کمیساریای عالی پناهندگان در شهر وان ) در پی‌ حوادث اخیر انتخابات و موج دستگیری ایرانیان در کشور و خروج آنها از ایران این جلسه مورد موافقت مرزبان درجه یک کشور قرار گرفته و مقرر میگردد که این جلسه در محل ستاد فرماندهی هنگ ششم کشور ترکیه برگزار گردد ؛ در این جلسه مقرر شد هر گونه تردد از طریق قاچاق از داخل خاک سرزمینی ایران به داخل خاک سرزمینی دولت دوست و برادر ترکیه !!! شدیداً محدود گردیده و اگر احیانا فردی موفق به ورود به خاک ترکیه شد در صورت مشاهده در ابتدا مورد سؤال قرار گرفته و سریعا دستگیر گردد ؛ اما اگر موفق به دستگیری نشده و فرد مورد نظر از دست نیروهای مرزبانی موفق به فرار شد دولت ترکیه حق دارد قوانین بین المللی را در مورد افراد ایرانی زیر پا گذاشته و فرد مورد نظر را مورد اصابت شلیک مستقیم گلوله قرار داده و فقط جنازه فرد مورد نظر را به مرزبانی ایران تحویل دهد ، در مورد افراد داخل شهر وان هم قرار بر این شد تا افرادی که توسط ایران معرفی میشوند هر کدام به نحوی دستگیر و به هنگ ششم تحویل داده شده و آنها هم به هنگ مرزی ایران خبر داده تا تبادل نفرات با کشور دوست و برادر انجام پذیرد و مرزبان درجه یک ایران هم تعهد داد به محض دریافت خبر در مورد تحویل دادن پناهنده ایرانی مراتب استرداد فرد ایرانی با یکی‌ از اعضای ( پ . ک . ک ) یا ( پژاک ) را مورد ترتیب اثر قرار دهد .
متن نامه خیلی‌ محرمانه معاونت امور مطبوعاتی و اطلأع رسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در خصوص سانسور خبری میر حسین موسوی ، مهدی کروبی و سید محمد خاتمی با استناد به دستور مقامات امنیتی

دور خیز سپاه برای تسلط بر منابع و تاسیسات حیاتی کشور
رئیس بنیاد تعاون سپاه پاسداران از اینکه این نهاد از معامله شرکت های خودروسازی کنارگذاشته شده نحوۀ واگذاری های شرکت های دولتی را مورد انتقاد قرار داده و سپس از دولت خواسته است که در ازای بدهی های نقدی اش به بنیاد سپاه که بالغ بر ۴۵۰ میلیارد تومان می شود "جنس بدهد" یعنی نیروگاه .
پرویز فتاح وزیر نیرو در دولت نهم(احمدی نژاد) و رئیس کنونی بنیاد تعاون سپاه پاسداران  از نحوۀ واگذاری شرکت های دولتی به باصطلاح بخش خصوصی انتقاد کرد و گفت  است که نباید با این قبیل خصوصی سازی ها چوب حراج به اموال عمومی یا به گفتۀ او "بیت المال" زد. او نحوۀ فروش شرکت های دولتی را غیرعقلانی دانسته و افزوده است که دولت احمدی نژاد این شرکت ها را به بهایی اندک حراج می کند "ضمن اینکه شرکت های فروخته شده را به نااهلان می سپارد. پرویز فتاح  بدون توضیحی گفت  : باید از دولت پرسید چرا معاملۀ ایران خودرو را ملغی کرد و چرا شرکت خودروسازی سایپا را به سه برابر قیمت به یکی از شرکت های سایپا، یعنی به خود دولت فروخت؟  پرویز فتاح از اینکه بنیاد تعاون سپاه پاسداران که تحت نظارت اوست از این معامله کنار گذاشته شد انتقاد کرده و سپس افزوده است : "دولت اکنون شرکت ها را نقد و نسیه می فروشد می گوید ۱۵درصد نقد بدهید و بقیه را در طول هشت سال بپردازید." رئیس بنیاد تعاون سپاه سپس می افزاید : "اشکالی هم ندارد، زیرا دولت این کار را برای روان سازی صورت می دهد تا خریدار هم راغب باشد، اما من آن چوب حراج را قبول ندارم." البته پرویز فتاح دقیقاً نمی گوید : "کدام چوب حراج"، ولی می افزاید : "اموالی که واگذار می شود، بیت المال است و باید مراقبت شود. دولت باید خوش معامله و درست معامله باشد و خود دولتی ها هم دخالت نکنند." پرویز فتاح تلویحاً به نحوۀ واگذاری برخی نیروگاه ها انتقاد کرده که ظاهراً بنیاد تعاون سپاه پاسداران از آن کنار گذاشته شده است. وزیر نیرو در دولت نهم در انتهای اظهاراتش از دولت خواسته است که اگر نمی تواند بدهی هایش را به نهادهایی نظیر بنیاد تعاون سپاه پاسداران به صورت نقدی بپردازد، به جای آن، به گفتۀ او، "جنس بدهد". پرویز فتاح گفته است : "دولت به تأمین اجتماعی، بنیاد شهید و سپاه بدهکار است. دولت به بنیاد تعاون سپاه پاسداران ۴۵۰  میلیارد تومان بدهکار است و ما به دولت گفته ایم که اگر نمی تواند بدهی اش را به صورت نقدی بپردازد، به ما جنس بدهد، مثل نیروگاه."
 بعد هم در توضیح اینکه چرا نیروگاه می خواهد، پرویز فتاح افزوده است : دلیلش این است که خود من "در وزارت نیرو کار کرده ام، جنس کار را می شناسم. گفتم اگر نیروگاه بگیریم، بهتر اداره می کنیم تا بگوییم به ما پالایشگاه بدهند."
 رئیس بنیاد تعاون سپاه  تأکید کرده است که "طلبکار مایل است حتا طلب خود را غیرنفتی دریافت کند. زیرا، از آنجا که دولت بدهی ما را در این چند سال نپرداخته، به ما سود نمی دهد.

پنجشنبه، مرداد ۲۸، ۱۳۸۹



فروشگاه های زنجیره ای یاس متعلق به بسیج است 
 یکی از اقدامات سازمان بسیج پس از سرازیر شدن پول های بادآورده نفت به جیب این نهاد، افتتاح "موسسه ی مالی و اعتبار بسیجیان" و همچنین "فروشگاه های زنجیره ای بسیجیان" در سطح کشور بود. در پی عدم اقبال مردم برای سرمایه گذاری در موسسه مالی و اعتباری بسیجیان و بروز بحران نقدینگی در آن، بسیج خیلی زود تصمیم گرفت تا نام موسسه را از "بسیجیان" به "مهر" تغییر دهد. اینطور شد که اندک فرجی در کار این بانک اتفاق افتاد. البته هنوز هم، انواع رانت ها و حمایت های فراقانونی دولت به این مجموعه توانسته این موسسه ی مالی را که از سو مدیریت شدید رنج می برد، سرپا نگه دارد. در این میان، فروشگاه های زنجیره ای بسیجیان تلاش بیشتری کردند تا با همان نام، کار را ادامه دهند. اما بعد از خونریزی ها و فجایعی که بسیجی ها در جریان حوادث بعد از انتخابات 88 کردند، بسیج و بسیجی آنقدر در نزد عموم مردم منفور شدند که صاحبان فروشگاه های بسیجیان، در نهایت مجبور به تغییر نام شده اند تا با ردگم کنی بتوانند از ورشکستگی رهایی یابند. اخیرا نام این فروشگاه ها به نام "فروشگاه های زنجیره ای یاس" تغییر یافته است. در زیر عکسی از سردر یکی از این فروشگاه ها در بندرانزلی نشان داده شده است که اخیرا با یک پارچه نوشته، کلمه ی "بسیجیان" را موقتا پوشانده اند. همچنین فروشگاه بسیاری بزرگی که در دو سال پیش در ضلع شمال شرقی میدان هفت تیر ساخته شده بود(عکس بالا) و در نهایت سپاه پاسداران آنرا خرید و در دوران تظاهرات مردم بر علیه تقلب در انتخابات ،به عنوان زندان استفاده میشد ، قرار است گل سرسبد فروشگاه های  زنجیره ای یاس (بسیجیان سابق) باشد. با توجه به آنکه این دو موسسه یکی از راه های تامین مالی جنایات سازمان بسیج هستند،  باید این مطالب را به اطلاع عموم رساند تا آنها را تحریم کنند.

چهارشنبه، مرداد ۱۳، ۱۳۸۹

آخرین خبر لؤ رفته از شورای عالی‌ امنیت ملی‌ ایران
در جلسه محرمانه که به صورت قریب الوقوع در دفتر علی‌ خامنه‌ای تشکیل شده است
آیا دوباره باید شاهد زلزله‌ای همچون زلزله بم باشیم ؟ ميليونها ايراني از بين خواهند رفت

در روزهای گذشته نظر ناگهانی و تعجب آوری که احمدی نژاد در باره انتقال ۵  میلیون تهران از پایتخت مطرح کرد، خبرهای های دیگری نیز در محافل سیاسی ایران و  شورای عالی‌ امنیت ملی‌ ایران و دفتر علی‌ خامنه‌ای گفته  شد  که فقط تکمیل کننده انتقال ۵  میلیون تهرانی نیست، بلکه زیربنای این ماجراست. در این جلسه گفته  شد،  سپاه محمدرسول الله که تهران به آن سپرده شده و در کودتای ۲۲  خرداد و مقابله خونین با مردم نقش اصلی را داشت، در اطراف "شهریار" مامور ایجاد پناهگاه هائی برای شرایط اضطراری شده است. این پناهگاه ها با سرعت در حال حفاری است. در عین حال گفته می شود بدستور خامنه ای "ستاد بحران جنگی" تشکیل شده که مقر آن نیز در شهریار و در همین پناهگاه ها در نظر گرفته شده است. در دیدار فرماندهان سپاه و ارتش با علی خامنه ای، وی به آنها گفته : شما طوری برنامه ریزی کنید که بتوانید خود را برای حمله در اواسط تابستان آماده کنید. خبر هول انگیز دیگری که با نگرانی توام با اعتراض محافل حکومتی همراه شده اینست که بخشی از حاکمیت معتقد است برای جلوگیری از حمله نظامی به ایران باید یک زلزله مصنوعی در تهران بوجود آورد. این زلزله نه تنها ویرانگر خواهد بود، بلکه تلفات زیادی نیز برای آن پیش بینی شده است. مبنای این طرح آنست که با وقوع زلزله دیگر تا مدت ها هیچ دولتی به یک کشور زلزله زده حمله نمی کند. آن اظهار نظر احمدی نژاد در باره قرار داشتن تهران روی مدار زلزله و ضرورت انتقال 5 میلیون تهرانی به خارج از پایتخت، زمزمه ایست ناشی از بحث هائی که درباره این طرح هول انگیز و ضد انسانی جریان دارد. با طرح این مسئله، می خواهند اذهان عمومی را بتدریج با وقوع یک زلزله برنامه ریزی شده آماده کنند. هم اكنون در حوالي تهران كمپهايي با عنوان طرح اسكان موقت برپا كرده اند كه خود بيانگر همين قضيه است. در همین محافل از سفرهای پیاپی فرماندهان سپاه در هفته های اخیر به مجمع الجزایر "قمر" (كمور) گفته می شود. سپاه در این مجمع الجزایر که رئیس آن یک روحانی است با عمامه سبز و قبلا در قم از شاگردان مصباح یزدی بوده، طرح های خانه سازی را اجرا کرده است. برخی از این خانه ها که دارای تجهیزات ویژه است به شماری از فرماندهان سپاه تعلق دارد. خلاصه آنكه تهراني ها در معرض بزرگترين خطرها هستند و هر لحظه آبستن حوادثي است كه به فرمان سران جمهوري اسلامي رقم خواهد خورد و دوستان عزيز بايد اين خبر را پخش كنند تا همه دنيا بدانند كه چنين اتفاقي در راه است. با اين كار يا سران نظام نقشه را بر باد رفته مي بينند و به فكر كثيف ديگري خواهند پرداخت و يا آنكه بعد از اين اتفاق شوم كه ميليونها ايراني از بين خواهند رفت شايد جهان به دادخواهي برخيزد.

یکشنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۹

پنجشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۹

 به جرم حضور در فیس بوک  هانیه فرشی شتربان بازداشت شد
ماموران امنیتی در تاریخ یکشنبه ۲۷ تیر ماه ۱۳۸۹ ساعت شش صبح به منزل هانیه فرشی شتربان وارد شده و وی را بازداشت می‌کنند. ماموران امنیتی بعد از تفتیش منزل ، هانیه را بازداشت کرده و کامپیوتر، تلفن و وسائل شخصی وی را ضبط می‌کنند. وی در ابتدا به بازداشتگاه اطلاعات تبریز منتقل شده و سپس به زندان اوین منتقل می‌شود. به این شهروند تبریزی اتهاماتی چون «اهانت به مقدسات، ارتباط با بیگانه» زده‌اند که گفته می‌شود بر مبنای فیس بوک ایشان است.  از وضعیت وی در حال حاضر اطلاعاتی در دست نیست و اجازه تماس با وی به خانواده‌اش داده نمی‌شود. تنها جرم هانیه حضور در فیس بوک است.

فیلمی تازه منتشرشده از حمله به منزل آيت الله بروجردی ‬

دوشنبه، تیر ۲۸، ۱۳۸۹

شهرام امیری یا ویتالی یوشنکو به سبک ایرانی‌
شهرام امیری به گفته یک منبع مطلع به "روز" بعد از آزادی در قرنطینه امنیتی قرار دارد. او برای شرکت در برنامه خبری شبکه دو نیز تحت الحفظ به استودیوی برنامه رفت واز آنجا به مکان نامعلومی منتقل شد.

خروج امیری از ایران، ناپدید شدن وی در عربستان، ورود وی به خاک آمریکا و انتشار ۴ ویدئو، و در نهایت بازگشت وی به ایران ابهامات زیادی پدید آورده که آخرین ادعای آمریکایی ها مبنی بر پرداخت ۵ میلیون دلار به وی برای جاسوسی، آن را پیچیده تر هم کرده است. روزی شهرام امیری براساس گفته های وزیر خارجه جمهوری اسلامی، "دانشمند هسته ای" بود، روزی شد یک "شهروند عادی". خود او هم در بدو ورود به ایران خود را یک پژوهشگر ساده نامید. امروز اما سیا می گوید او سالها خبر چین بوده است، اما جمهوری اسلامی دارد از او یک قهرمان می سازد که توانست مانند "تن تن" و"جمیز باند" از چنگال استکبار بگریزد. هرچند متکی امروز باید شک های زیادی داشته باشد. بی جهت نیست که به گزارش رادیو فردا، آخرین حرفی که منوچهر متکی درباره امیری زد این بود که آقای امیری تا زمانی که ادعای خود در مورد ربوده شدن را اثبات نکرده، قهرمان قلمداد نخواهد شد . سناريوي ناپديد شدن شهرام اميري را اولين‌بار روزنامه الشرق‌الاوسط کليد زد و مدعي شد که وزير امور خارجه جمهوري اسلامي در سفر اخير خود به نيويورک يک يادداشت اعتراض رسمي به بان‌کي مون دبيرکل سازمان ملل ارائه کرده و از ربوده شدن سه ايراني طي سال‌هاي اخير به طور رسمي شکايت کرده است. البته اين نکته که ايران از ربوده شدن اتباع خود به سازمان ملل شکايت کرده چندان بيراه نيست، ولي نکته مهم اين است که روزنامه‌هاي عربي و غربي سعي مي‌کنند ناپديد شدن اميري را با بحث آشکارسازي مرکز جديد غني‌سازي ايران موسوم به فورد و مرتبط کنند. اين سناريو بلافاصله بعد از تازه‌ترين اظهارات متکي کليد خورد. متکي در گفت‌وگو باخبرنگاران در حاشيه نشست هيأت دولت گفت: ايران اسنادي به دست آورده که نشان مي‌دهد آمريکا در گم شدن شهرام اميري در عربستان دخالت داشته است. او همچنين عربستان را در اين زمينه مسؤول دانست. البته يان کلي سخنگوي وزارت خارجه آمريکا دخالت کشورش را در اين ماجرا تکذيب کرد و گفت که اين پرونده براي آمريکا ناآشناست". رادیو فردا اما درگزارشش میآورد: "مقام های ایرانی در گام بعدی بر ربوده شدن این کارشناس ایرانی یا آنطور که در رسانه های غربی طرح شد «دانشمند هسته ای» با همکاری سرویس های اطلاعاتی عربستان و آمریکا پافشاری کردند. در مقابل روایت ایران از این ماجرا، یعنی روایتی که در نخستین فیلم منتشر شده از شهرام امیری هم بر آن تاکید شد، روایت دیگری هم مطرح شد. روایتی که بر مبنای آن شهرام امیری با قصد ادامه تحصیل به آمریکا سفر کرده و خواستار پناهندگی در این کشور است. روایتی که موضوع اصلی دومین فیلم منتشر شده از شهرام امیری بود. پس از آن شهرام امیری در دو ویدئوی ارسالی دیگر بر یوتیوب از دلتنگی برای خانواده اش و بازگشت قریب الوقوع خود به ایران خبر داد و نهایتاً حضورش در دفتر حافظ منافع ایران در سفارت پاکستان در واشینگتن مقدمه بازگشت او به ایران شد. بازگشتی که نه تنها از ابهام موجود در پرونده شهرام امیری نکاست که ابعاد ابهام آمیز دیگری را هم بر آن افزود. آیا شهرام امیری آنطور که اکنون در مطبوعات غرب بازتاب یافته در مقابل دریافت پول به سرویس اطلاعاتی آمریکا اطلاعات هسته ای داده است یا آنطور که خود می گوید اساساً پژوهشگر هسته ای نیست؟ آیا شهرام امیری چنانکه آمریکایی ها مدعی هستند در چند سال اخیر خبرچین آنها در ایران بوده است؟ آیا شهرام امیری که درتهران از او با حلقه گل استقبال شد، یک قهرمان ملی است یا نه؟ به ویژه که آخرین حرفی که منوچهر متکی وزیر خارجه ایران درباره او این بود که آقای امیری تا زمانی که ادعای خود در مورد ربوده شدن را اثبات نکرده، قهرمان قلمداد نخواهد شد".
حضور تصویری؛ این بار در سیمای اسلامی
در چنین شرایطی شهرام امیری، شنبه شب در برنامه گفت گوی ویژه خبری حاضر شد. منابع آگاه به روز گفتند وی با اسکورت ۳  پژوبه سازمان صدا و سیما و استودیو پخش شبکه دو آمد وچند نفری او را تا داخل استودیو نیز همراهی کردند. وی در این برنامه نیز دوباره تکرار کرد که "تو سط آمریکایی ها در عربستان ربوده واز آنجا به درون خاک آمریکا منتقل شده است". وهمچنین اینکه "بعد از ویدئوی اول توسط اف بی آ بازداشت ومجبور شدم که ویدئو دوم را منتشر کند.  اما شهرام امیری این دانشمند سابق هسته ا ی وپژوهشگر ساده امروز در خصوص مهم ترین سئوال باز هم گذر کرد وپاسخ درستی نداد. وی در مورد اینکه علیرغم ربوده شدن چگونه توانسته از دست نیروهای امنیتی آمریکا بگذرید؟ گفت: "وقت برنامه شما اجازه نمی دهد من این را به طور مفصل بیان کنم ولی اسناد ومدارک آن موجود است و در فرصت مقتضی منتشر خواهد شد. "وی همچنین بیان داشت: "آمریکایی ها به من گفتند قبول کن که تو جاسوسی تا ما بتوانیم تورا با سه جاسوس خودمان که در بند ایران هستند معاوضه کنیم". برخی از تماشاگران این برنامه گفته اند که امیری آشکارا مضطرب ونگران بود، کلمات را با تامل به کار میبرد و در چند مورد مجری برنامه برای بیان منظورش به وی کمک کرد. شهرام امیری هفته گذشته با غافلگیر کردن ماموران سیا که مراقب وی بودند به ایران بازگشت در واقع با زندگی‌اش قمار کرد. آیا سرانجام او مانند ویتالی یوشنکو خواهد شد که ربع قرن پیش به واشینگتن پناهنده شد و اسرار امپراطوری در حال فروپاشی (شوروی) را در اختیار آمریکا گذاشت و بعد با فرار از دست سیا در یک رستوران فرانسوی در جرج تاون سرانجام از مسکو سر درآورد؟ آن رستوران فرانسوی مدت‌ها است که دیگر تعطیل شده ولی محل آن فقط هفت بلوک از دفتر حفاظت ایران در سفارت پاکستان، جایی که شهرام امیری دوشنبه شب به آن پناهنده شد فاصله دارد. البته آقای یوشنکو هنوز هم فعال است، و با آغاز بازجویی از شهرام امیری در روز جمعه توسط وزارت اطلاعات ممکن است همین فرجام در انتظار وی نیز باشد".  "البته سرانجام دیگری هم ممکن است برای شهرام امیری درکار باشد که وی نمی‌خواهد به آن بیاندیشد و آن سرنوشت حسین کامل، داماد صدام حسین است. ‌آقای کامل در سال ۱۹۹۵ از عراق به اردن گریخت و سرنخ‌هایی در مورد برنامه‌های بیولوژیک، شیمیایی و میکروبی صدام حسین در آن زمان به غرب داد که بی‌شباهت به برنامه‌های هسته‌ای ایران و آنچه غرب در مورد آن می‌داند نیست. آقای کامل نیز به خانه بازگشت و صدام قول داد او را ببخشد ولی چند روز بعد به ضرب گلوله کشته شد...

Akhund Ghraati امام شمر

آخوند



آخوند....

یکشنبه، تیر ۲۷، ۱۳۸۹

من نمیدونم چرا وبلاگ منو هر کی‌ تو ایران میخواهد بخونه براش این پیام میاد ؟ من مگه کاری کردم به نظام ایران که با من اینهمه کم لطفی‌ می‌کنن ؟
بابا به خدا من فقط دارم پته میریزم روی آب
 مگه بده آخه



بدون شرح.....

بازجویی از شهرام امیری در شبکه 2 تلویزیون / Shahram Amiri



بازجویی از شهرام امیری

دکتر عباسی، مثلث ما نمی توانیم


مثلث ما نمی توانیم
کاظم دارابی کازرونی یک تروریست است که به دلیل قتل چهار تن از رهبران کرد در جریان ترور میکونوس در آلمان توسط دادگاه به حبس ابد محکوم گردید و پس از ۱۵ سال و ۶۴ روز در تاریخ ۱۹ آذر ۱۳۸۶ از زندان آزاد گردید

در هفدهم سپتامبر سال ۱۹۹۲ یک تیم عملیاتی از نیروی قدس سپاه پاسداران در رستورانی در خیابان پراگ برلین بنام میکونوس با گشودن آتش بروی هشت مخالف جمهوری اسلامی چهار تن از اعضای ارشد حزب دموکرات کردستان ایران را به قتل می رسانند .صادق شرفکندی ، فتاح عبدلی ، نورمحمد پور دهکردی و همایون اردلان جان باختگان این عملیات تروریستی بودند . بدنبال این ترور بود که نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی آلمان دست به تحقیقات و رسیدگی ای زد که تا کنون در نوع خود بی نظیر بوده است . در این عملیات مستندا مشخص شد که این عملیات از سوی عالیترین نهادهای حکومتی و نظامی جمهوری اسلامی طراحی و هدایت شده است . در این عملیات ؛ کاظم دارابی کازرونی ، عضو یگان نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، به عنوان فرمانده عملیات وعبدالرحمان بنی هاشمی ، عضو معاونت عملیات حوزه اروپای شرقی وزارت اطلاعات ، به عنوان عامل یک و عباس حسین راحیل ، عضو نهضتی نیروی قدس سپاه پاسداران به عنوان تک تیر انداز و همچنین سید محمد یوسف امین و فضل الله حیدر از دیگر اعضای نهضتی نیروی قدس سپاه پاسداران به عنوان کمین و مراقب عملیات و علی صبری و محمد اشمر ، که ایشان نیز از اعضای نهضتی نیروی قدس بوده اند به عنوان آماد و پشتیبانی عملیات حضور داشتند