کل نماهای صفحه

چهارشنبه، مرداد ۱۴، ۱۳۸۸



مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد هم برگزار شد و رهبر هم در حکم خودش گفت خوشحال است از انتخاب مردم!!!!!! کدام انتخاب ؟! کدام انتخاب مردم؟!اینها مردم را چه فرض میکنند؟اگر احمدی نژاد را انتخاب کرده بودند پس این همه تظاهرات و خون و خونریزی برای چه بود؟خلاصه که کارخودشان را کردند و ....... تا بعد حالا به این نامه نگاه کنید تا کثیف بودن سیاست ایران را درک کنید برای اینها اسم بردن از مردم فقط بهانه و راهکار سیاسی است.

یکشنبه، مرداد ۱۱، ۱۳۸۸


طی روزهای گذشته از هر چیزی سخن گفتیم الان باید از این سخن گفت که امروز حکم ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد از طرف رهبر داده میشود و خدا به داد آنهایی برسد که در طول انتخابات بر علیه او سخن گفتند چه بلایی سرشان خواهد آمد خدا بداند.و از همه مهمتر اینکه طی چهار سال آینده وضعیت ایران چگونه خواهد شد؟وچه اتفاقاتی خواهد افتاد؟...اینها همه سوالاتی است که بوجود آمده و برای همگان جای تحقیق و پژوهش دارد.اما نکته مهم اینجاست که آیا در آینده ای نه چندان دور با اتفاقاتی که در ایران افتاد و مسایلی که بوجود آمد و درگیریهایی که شد و افرادی که با احمدی نژاد مخالفت کرده و رو در روی او ایستادند و بر علیه او حرف زدند و بعضآ سند و مدرک هم ارایه دادند آیا از موجهای سنگینی که پس از تنفیذ حکم ریاست جمهوری توسط رهبر ایران به احمدی نژاد به سوی آنها خواهد رفت جان سالم بدر خواهند برد یا خیر؟بهر حال باید دید که چه اتفاقاتی میفتد و اصولاو قانونا اتفاقات خوبی نخواهد افتاد چون این رییس جمهور بیشتر از آنکه نشان میدهد کینه توز و انتقامجو است.این را نه تنها من..بلکه کسانی که این آدم را از زمانی که او را بعنوان دکتر میرزایی در دهه 60 در زندان اوین مثلا در خدمت اسلام و انقلاب و در اصل بعنوان یک بازجوی خون آشام فعالیت میکرده میشناسند و خوب میدانند که این آدم چقدر انتقامجو و کینه توز است و حتی همکاران این شخص در آن زمان هم خوب میدانند که او چطور موجودی است وبا این همه سر به مخالفت با او گذاشتند و حالا او پس از انتخابات صبر کرد تا نتایج به نفعش اعلام شود حکم ریاست جمهوری را کتبا از رهبر بگیرد و آنوقت شروع کند به قلع و قمع کردن آنهایی که بر علیهش حرف زدند و او را آزار دادند .حال در این میان خدا بداد مردم ایران برسد که قرار است در لابلای این تصویه حسابهای کینه توزانه چقدر دیگر تاوان حساب و کتاب این آقا را پس بدهند؟..و تا کی باید بنشینند و نظاره کنند که کدام وزیر آمد؟کدام وزیر رفت؟نرخ تورم تا کجا بالا رفته؟و از این دست مسایل که خود مثنوی هفتاد من کاغذ است.براستی که فقط خدا باید بداد این مردم برسد و بس از مقامات فعلی ایران که کاری جز تصویه حسابهای شخصی ندارند که کاری بر نمیایدهر کس هم که حرفی بزند سر از زندان 209 درمیاوردو فردایش به اتهام اقدام علیه امنیت ملی چند سالی باید قدم رنجه کرده و زندان تشریف ببردپس فقط خدا میماند که به داد این مردم برسد تا پایان دولت دهم... بعد از پایان دولت دهم که باز خدا بزرگ است!!!!!!

شنبه، مرداد ۱۰، ۱۳۸۸













تصاویر اول تا سوم مربوط به ضرب و شتم من در استانبول است
تصاویر بعدی مربوط به حضور 30 ماهه من در زندان 209 امنیتی وزارت اطلاعات ایران میباشد که هنوز پس از سپری شدن نزدیک به 6 سال از آن دوران سیاه هنوز آثار و شواهدش کاملا معلوم و واضح است. این تصاویر نمونه بارز رافت اسلامی ورفتارهای انسان دوستانه در زندان 209 وزارت اطلاعات است .....؟؟؟؟؟!!!! عجبا انسان دوستی تا چه حد!!! احترام به قوانین حقوق بشر تا کجا؟
از شکستگی انگشت دست،شکستگی آرنج،جای کابل بروی کمر و پا،جای میخ بروی پیشانی،شکستگی کتف،جای پا بند در پشت پا،جای مشت و آسیب دیدگی چشم،اینها همه و همه یادگارهای زندان 209 امنیتی وزارت اطلاعات ایران است و سند محکم نقض کامل حقوق بشر در ایران در کشوری که میگویند تحت هیچ شرایطی اصول اسلامی و انسانی در رابطه با متهمان زیر پا گذاشته نمیشود.حال شما قضاوت کنید که آیا این آثار با احترام به حقوق بشر در ایران همخوانی دارد یا خیر؟
با سلام و عرض ادب و احترام
من نمیدانم این مسولان دولت ترکیه کجا هستند. اخر این چه حکومتی است که یک جواب درست و حسابی به یک نفر نمیدهد؟ مگر میشود یک سیستم دولتی به خواسته های قانونی یک انسان توجه نکند؟ شما نمیدانید در این مملکت چه میگذرد.این جاهر کسی برای خودش تصمیم میگیرد.و اصلا به هیچ چیز سر جای خودش نیست. اینجا اگر زبان ترکی بلد نباشی اصلا به تو جواب نمیدهند.اخر دنیا که میگویند همین جا است!!! اینجا هیچ کس به هیچ کس رحم نمیکند
خدا به همه پناهندها رحم کند. علی الخصوص پناهندگان سیاسی که هم باید از دولت ایران بترسندوهم دولت ترکیه.

چهارشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۸۸



در شرایط بسیار بد دوستان خوب همیشه یاور و همراهند از جمله آقای فرد صابری , امیر فرشاد ابراهیمی , فرشاد محمودی , عزیز قدمی که جا دارد از این عزیزان هم کمال تشکر و سپاسگذاری را انجام داده و آرزومند آرزوهای خوبشان باشم

چهارشنبه، تیر ۳۱، ۱۳۸۸


من نمیدانم که ترکیه چطور میخواهد وارد اتحادیه اروپا بشود؟؟!! اینجا کوچک ترین قوانین حقوق بشری به راحتی آب خوردن نقض میشود.. بلاهایی که بر سر پناهندگان آورده میشود واقعا در زمان حال غیر قابل بیان است پلیس ترکیه اصلا به هیچ کاری رسیدگی نمیکند- هیچ مسئولی هم نیست که بشود آدم نزد او از پلیس شکایت کند - پلیس اینجا وحشیانه ترین رفتار را با پناهندگان علی الخصوص پناهندگان سیاسی دارد آخر این کجای قوانین بین المللی و حقوق بشری است که به یک حکومت اجازه میدهد به صرف داشتن روابط دوستانه و فراتر از سیاست با یک دولت دیگر افرادی را که در کشور خود دچار مشکل بوده و تامین امنیت جانی ندارند و بر اساس قوانین حقوق بشری از کشور خود به هر نحو خارج شده و قانونا پناهنده میشوند و در کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل متحد پرونده تشکیل داده و به عنوان پناهنده شناخته میشوند آیا این رفتار درست است ؟؟؟ پلیس ترکیه به بهانه رابطه سیاسی عالی با ایران کارهایی انجام میدهد که در هیچ جای قوانین بین المللی نمیتوان تعریفی برای آن پیدا کرد -اینجا همه چیز برخلاف جریان آب شنا میکند -پلیس برای خود دولت جداگانه ای است و حتی جالب اینجاست که سازمان ملل هم از پلیس حساب میبرد - این قبول هر کشوری قانون دارد ولی بحث پناهندگی و افرادی که تحت حمایت سازمان ملل هستند باید دارای یک سری امتیازات باشند ولی در ترکیه این مسئله اصلا وجود ندارد و وقتی به پلیس هم این حرفها را میگویی زیبا ترین جوابی که برای تو دارند اگر کتک نباشد فحش است و این است قانون زیبایی که پلیس برای دولت نوشته و نه دولت برای پلیس !!!!.....حال خدا بداد برسد مملکتی که پلیسش برای دولت قانون وضع میکند میخواهد وارد اتحادیه اروپا بشود !!!!!...هنوز وارد اتحادیه اروپا نشده ماجرا این است !؟ اگر برود چه خواهد شد ؟!؟!؟!؟!؟!...آنقدر از بی عدالتیهای پلیس ترکیه مدارک مستند دارم که هر کدام نمایانگر ظلمهای مشهود آنان است و این مدارک را به پاس 17 سال خبرنگار بودنم دارم و جمع آوری این مدارک فقط مرهون شغلم بوده و بس روزی خواهم گفت و نشان خواهم داد البته اگر توسط دولت ایران کشته نشده و یا بپاس لطف پلیس ترکیه به ایران دیپورت نشدم فعلا منتظر هستم ببینم آقای نخست وزیر دولت ترکیه جواب مکاتباتی را که در خصوص بنده با ایشان شده را جواب میدهد یا خیر فعلا که هم من هستم و دولت ترکیه هم هست و همچنین پلیس اینجا
((( عجبا و حیرتا اینجا کجاست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ )))
طی روزهای گذشته مجدد لطف دوستان بسیاری شامل حال من شد که بر خود وظیفه میدانم از از این عزیزان سپاسگذاری نمایم:جناب آقای منوچهر شفیعی از کشور آلمان-جناب آقای دکتر محسن حمزئیان از کشور ایتالیا-آریای عزیز از کشور بلژیک-سرکار خانم آزیتا افشار و همکاران محترمشان در بنیاد نوروز که تلاشهای این عزیزان مرحمی بود بر آلام دلم....... بدین وسیله از همه این دوستان تقدیر و تشکر مینمایم

چهارشنبه، تیر ۲۴، ۱۳۸۸


طی روزهای گذشته دوستان بسیاری به من کمک کردند که من مدیون کمک آنها هستم و در اینجا لازم میدانم که از این عزیزان نام ببرم : بزرگواری دوست و یاور خوبم جناب آقای دکتر ابوالحسن بنی صدر - پیگیریهای شبانه روزی جناب آقای نجات بخش ریاست محترم دفتر آقای دکتر بنی صدر که واقعا برای پیگیری مسایل مربوط به بنده حقیر چندین شبانه روز تلاش داشتند . دوست خوبم انسان وارسته ای که در بحرانی ترین شرایط به من کمک کرد جناب آقای رها که من هرگز لطف ایشان را فراموش نمیکنم و از دوستی با ایشان واقعا به خودم افتخار میکنم و همچنین سرکار خانم سوزان بهنام که امروز برای من کار بسیار بزرگی کردند از همه این دوستان که هر کدام از یک نقطه کشور پاریس برای پیگیری مشکلات من تلاش کردند بسیار سپاسگذار هستم و از راه دور دست انها را میبوسم و همیشه مدیون آنها هستم همچنین از آلمان دوست مهربانم آقای سعید شاهسوندی که زحمات بسیاری برای من کشیدند برای همه این عزیزان آرزوی سلامت دارم

شنبه، تیر ۲۰، ۱۳۸۸


salam
dostan azez va gerame man hamchenan darger rafee moshkelatam ba dolat turkye hastam be hamen jahat shadedan darger barkhe az masyel hastam ke baray afrade ke dar gozshte enja bodeand va moshkelat enja ra medanand roshan ast be hamen dalel pozesh man ra be jahat adam ersal va negaresh khaterat bepazered.
dar yandee nazdek mojadad be enteshar va efshagareha khaham pardakht.
dar hal hazer tamam zehn man darger masayel va moshkelate ast ke dar en keshvar ke hech kas be hech kas nest!!!!!!!!!!!! ba an darger ast .
chon soalhaye zeyade daram ke enja kase aslan hazer be javab dadan be an nest.
vaghean man nemedanam enja che tor jaee ast . chera kase javab adam ra nemedahad .
hal shoma tasavor koned ke ba en sharayet aya meshavad be neveshtan khaterat doran seyah mashghol bod?????!!!!!!!!!.......

شنبه، تیر ۱۳، ۱۳۸۸

با سلام در حال حاضر به دلیل پیگیری مسایل کاری و پیگیری به خاطر بی عدالتی های پلیس ترکیه از نوشتن درد نامه سالهای سیاه معذورم . فقط از خدا میخواهم همه پناهندگان را از دست بعضی پلیس های ترک نجات دهد . چون بعضی از افراد در دایره پناهندگان یا به قول خودشان یابانجی شعبه صد برابر بد تر بازجویان وزارت اطلات هستند امید وارم هر چه زود تر این مشکلات تمام شود و همه پناهندگان علی الخصوص پناهندگان سیاسی از دست بعضی از این پلیس های ترکیه نجات پیدا کنند من تا حالا نشنیده بودم واژه ای بنام (( پول خاک )) اینجا شنیدم و دیدم و حتی مدرک مستند در دست دارم که پول خاک من بخشیده شد و من معاف از پرداخت این پول خاک شدم ولی باز مدرک مستند دارم که پلیس ترکیه در قسمت یابانجی شعبه بلایی به سر من آورد که فردای همان روز که من معاف از پرداخت پول خاک شدممجبور شدم در شرایط سخت پناهندگی مبلغی بالغ بر 400 میلیون لیر ترکیه به پلیس پرداخت کنم...!!!!! و اگر پرداخت نمیکردم به ایران دیپورت میشدم!!! چرا چون من یک پناهنده سیاسی بودم این رفتار از طرف پلیس دولتی که میخواهد به اروپا بپیوندد واقعا بعید است حالا هم که همان افراد پلیس مرا را واقعا بیچاره کرده اند ...... به چه کسی باید گفت نمیدانم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چه کسی در این کشور مسوول سوالهای ما است و باید جواب دهد؟؟؟
با کمال تشکر از جناب آقا رضا معینی دوست خوبم و سرکار خانم پریسکا اورسونوز که امروز خبر بسیار خوبی به من دادند وهمه اعضای سازمان خبرنگاران بدون مرز در کشور فرانسه

سه‌شنبه، تیر ۰۹، ۱۳۸۸

تصاویر نامه هایی که مشاهده میکنید اعتراض عده ای از پناهندگان سیاسی شهر وان در کشور ترکیه میباشد که به دفاع از سرکار خانم فرشته حیدری زندانی سابق و فعال سیاسی است که با داشتن قبولی پناهندگی در دفتر سازمان ملل در شهر وان کشور ترکیه در طی ماه های گذشته مورد بازداشت و ضرب و شتم و فحاشی از طرف پلیس شهر وان قرار گرفته و تهدید به دیپورت شده و ایشان با داشتن حکم اعدام در آستانه دیپورت به ایران است و موجبات ناراحتی دوستان و اطرافیان گردیده و دوستان با امضا این نامه خواستار رسیدگی به وضع ایشان هستند متاسفانه از طرف دفتر سازمان ملل در شهر وان هم هیچ کمکی به ایشان و سه فرزندش نمیشود
با سلام

طی چند روز گذشته حوادث جالبی برایم اتفاق افتاد از جمله پیدا کردن همسر یکی از بهترین دوستانم در شهر وان ترکیه آن هم در روز 20ژوئن در مراسم روز ملی پناهنده که از طرف کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در شهر وان تدارک دیده شد و خیلی از پناهندگان در آن حضور داشتند اما چیزی که خیلی جالب بود بی تفاوتی برخی از ایرانیان بود که با آگاهی داشتن از مسایلی که در ایران در حال اتفاق است خیلی بی تفاوت مشغول پایکوبی بودند و اصلا هیچ کس نگفت که الان در ایران چه میگذرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فقط توجه من زمانی جلب شد که خانمی در حال دادوفریاد با آدمهای در مراسم بود و به یکباره توسط پلیس بازداشت و با برخوردی کاملا نامناسب به طرف ماشین پلیس هدایت گردید!!!!!! آن هم درروز ملی پناهنده!!!! وقتی علت را جویا شدم گفتند پلیس ترکیه جلوگیری کرده از حرف زدن این خانم و اعلام همدردی با کشته شدگان حوادث ایران برایم خیلی جالب بود در روز پناهنده فرد پناهجو حق ندارد از ملت خودش دفاع کند و در کشوری مثلا آزاد بازداشت هم میشود!!!! بعد تعدادی از ایرانیان گفتند تازه این خانم قبولی هم دارد ولی اجازه خروج از کشور توسط پلیس ترک و وزارت کشور ترکیه به او داده نمیشود!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم مگر پلیس حق دارد؟ حق خگفتند از سال 2006 اینجاست با 3 فرزند!! بارها توسط پلیس بخاطر دفاع از خودش بازداشت شده و تهدید به دیپورت به ایران هم شده و سازمان ملل هم کمکی به او نمیکند چند بار از طرف رییس پلیس تهدید به دیپورت شده 2 بار توسط رییس پلیس کتک خورده و آزار و اذیتهای زیادی را متحمل شده و هیچ کس کمکی به او نمیکند حتی سازمان ملل خیلی جالب بود ترکیه که مدعی ورود به اروپا است کمترین اصول حقوق بشر را رعایت نمیکند و با یک زن تنها با 3 بچه کوچک اینطور برخورد مبکند چطور مدعی ورود به اروپا است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! کنجکاوانه نام این زن را جویا شدم گفتند: خانم فرشته حیدر ی تازه فهمیدم او همسر یکی ازدوستان مبارز است که سالها از او بیخبربودم آری او همسر حسن رحیمی است. جا دارد تمام مراکز جهانی حقوق بشر که بازدید کننده این سایت هستند و با بنده حقیر رابطه دارند سریعا در خصوص رفع مشکل ایشان و 3 فرزندش اقدام کنند مشخصات ایشان در دسترس اینجانب میباشد..
با کمال تشکر از همه کسانی که مرا در داخل و خارج ایران کمک و حمایت کردند و کمکهای آنان بسیار دلگرم کننده بود لازم میدانم در اینجا از همه آنها یاد کنم که اگر کمکهای آنان نبود نه میتوانستم از ایران خارج شوم و نه در اینجا باشم تا زمان رفتن,همچنین بعلت مسایل امنیتی از ذکر نام فامیل این دوستان در ایران معذورم و فقط نام آنها را مینویسم ....

بیاد::: علی,علی,رحیم,زینال,عیوض و لاچین عزیز که برایم زحمت کشید و در ایران به او و سایرین خیلی زحمت دادم.

در خارج از ایران::: آقای رضا معینی,خانم پریسکا اورسونوز,.آقای مردانی. رییس محترم سازمان ملل در شهر وان,رییس پلیس امنیت شهر آقری,مدیر واحد پناهندگان در پلیس آقری دوست خوبم آقای حق وردی. آقایان بارش و رسول و خانم گلنهارو وکیل من آقای سینان آراس و مترجم ایشان آقای مخلص که زحمات زیادی برای من کشیدند تقدیر و تشکر نمایم و امیدوارم بتوانم روزی از زحمات آنان تشکر کنم همچنین دوستان خوبم:پیام,کیانوش,سبحان,آزاد,قریب,حمید,هادی,حمید,آریا,امید,صلاح الدین,و خیلی های دیگر همچنین بیاد دختر کوچوی معصومی که وقتی او را میدیدم دنیا برایم با تمام تلخی هایش برایم زیبا میشد:دختر گلم ژوان... و همچنین:شیلرو نشمل آرزوی بهترین خوبیها را برایشان دارم (دوست دار شما: پوریا نژادویسی )
با یاد تمام درگذشتگان حوادث اخیر ایران شجاعان سرزمین خوبیها همانان که با خون خود به ما یاد دادند که ایرانی ذلت نمیپذیرد.......................

جای شما خالی زمانی که داشت فیلم پخش میشد قیافه ها دیدن داشت عده کمی از دیدن بغض دانشجویان منقلب شده بودند.عده ای از فرط هیجان و اینطور بی پرده صحبت کردن داتشجویان و بیان دیدگاهشان از انقلاب و شنیدن چنین صحبتهایی از دانشجویان سخت جا خورده بودند و اصلا انتظار نداشتند که در پاسخ سوالات من این جوابهای سخت بیان از طرف دانشجویان بیان شود ..

یک عده از قدیمیهای جنگ در حین پخش فیلم گریه میکردند.یکی از آنها از مجلس خارج شد و قتی این صحنه را دیدم کنجکاو بیرون آمدم و او را که در گوشه ای ایستاده بود دیدم,در حال تنفس با کپسول کوچک اکسیژن ,گفتم آقا چی شده؟ رو به من کرد و گفت اینها راست میگویندما به اینها مدیونیم,چطور میخواهیم در محضر خدا به آه دل اینها جوابدهیم ما و انقلاب به اینها ظلم کردیم !!!! خدا کند مسولان متوجه باشند به خدا قسم اینها کاری کردند که تمام زحمات ما به فنا رود آخر چرا با یکعده آدم که آینده مملکت ما هستند اینطور برخورد میشود من و امثال من... آقایان از من و ما بهتران چگونه میخواهند جواب دهند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(پایان قسمت ششم)
بعد از یک هفته کار تدوین و صدا گذاری تمام شد.تیتراژ ساخته شد و من کار را جهت ارجاع به سفارش دهنده به صورت نوار به دفتر معاون سیاسی سازمان یعنی علی آقا محمدی بردم وتحویل دادم . 3 روزهمان نوار به من پس داده شد و طی نامه ای از من خواسته شدکه در سمیناری با عنوان : بسیج و راههای مقابله با عناصر ضد انقلاب در مراکز دانشگاهی شرکت کرده و آن فیلم را هم جت نمایش با خودم ببرم.روز جلسه آماده شدم وراه افتادم. در جلسه که با حضور نمایندگان ولی فقیه دردانشگاههای سراسر کشور برگزار میشد.و فرماندهان بسیج هم در آن حضور داشتند.پس از سخنرانی آقایان,اعلام آمار از برخوردهای بسیج در دانشگاهها,با عناصر فساد و ضد انقلاب,و... نوبت به من رسید و مجری برنامه اعلام کرد ما از صدا و سیما خواستیم که توسط یکی از برنامه سازان خبره خود در امور مستند سازی بخواهد فیلمی مستند از همراهی دانشجویان با انقلاب تهیه کند و اول در این سمینار پخش شود و بعد هم از سیما پخش سراسری شود.. حالا از ایشان دعوت میکنیم تشریف بیاورند.. من هم رفتم و اعلام کردم دوست داشتم چیز خوبی بسازم اما هر چه تلاش کردم از این بهتر نشد چون آن چیزی که آقایان از من درخواست کردند اصلا امکان ندارد و من تا اینجا از توانم ساخته بود. دوستان هم نوار را قبلا مشاهده کرده اند و تایید داده اند که در این سمینار پخش شود. و فیلم را را برای پخش دادم .(پایان قسمت پنجم)
بعد از دیدن و شنیدن حرفهای همه اون بچه ها که همشون یک جور حرف میزدند و درد دل همشون یک جور و یک مدل بود خودم ازخودم بدم اومد که چرا من باید برای ساخت چنین برنامه ای انتخاب بشم ؟ اون هم برنامه ای که حتما باید مصاحبه با معترضان در اون سانسور بشه و فقط حرفهایی که خوش آیند یک عده خاص هست در اون باشه و پخش بشه! آخه چرا من؟ به همین خاطر تصمیم گرفتم . از بین 64 مصاحبه ای که ضبط کرده بودم گلچینی انتخاب کنم و به سازمان تحویل بدم . روزی که برای تدوین به باکس مونتاژ رفته بودم دوباره نشستم و تمام گزارش رو از اول دیدم.برام خیلی جالب بود طی 2روز و حرف زدن با 64 نفر فقط 12نفر موافق انقلاب بودند و خیلی تعریف میکردند,مابقی متنفر از واژه انقلاب بودند.وحتی یک دختر وقتی فهمید موضوع :برنامه و مصاحبه ما چی هست آنچنان سر من فریاد کشید:گفت برو آقای محترم :برو خواهر , مادر خودت رو بیچاره کن میخوای از من به اسم صدا وسیماوگزارش ومصاحبه حرف بکشی بعد من به اون طرف خیابون نرسیده بگیرن ببرنم . !!!! من و همکارانم داشتتیم از تعجب شاخ در میاوردیم که این دختر چی داره گفتم خانم این کارت شناسایی من , اینم حکم ماموریت برای تهیه گزارش از سطح کل استان تهران,اینم دوربین و ارم پلاک اموال و چیزهای دیگه حالا که مطمئن شدی ,میشه جواب سوال من رو هم بدی؟ بنده خدا خیالش که راحت شد شروع کردم به سوال کردن,گفتم خانم موضوع چی بود؟! گفت چند روز پیش به اسم مصاحبه با دوستم ازش سوال پرسیدن دوستم هم چون دلی خون از وضعیت داشت جواب داده بود بیچاره نرسیده اون طرف خیابان یک ماشین جلوش وامیسته و دوست من و نگه میدارن و بهش میگن خانوم شما به اتهام توهین به نظام بازداشت هستی وقتی دوستم گفته بود کی که خودم خبر ندارم گفته بودند 10 دقیقه پیش خودت به همکاران ما گفتی فیلمت هست!! منم فکر کردم شما اونها هستید وقتی به این گزارش رسیدم دیدم بهتره این رو برای تیتراژ پایانی بذارم بعد نشستم برنامه رو تدوین کردم بدون حرف های مثبت و این کار نزدیک به 1 هفته طول کشید.....(پایان قسمت چهارم)