افشای ناگفتهها در خصوص ماهیت اصلی دولت جمهوری اسلامی ایران بانضمام انتشار و افشای مکاتبات درونی نظام جمهوری اسلامی و غارت سرمایههای ملی کشور ایران بدست ارگانها و افراد مختلف وابسته به حکومت آخوندی در داخل و خارج کشور . استفاده از مطالب و اسناد این وبلاگ بدون ذکر نام منبع بر خلاف اخلاق و مقررات بوده و شامل پیگرد نیز میگردد . جهت برقراری ارتباط میتوانید با آدرس زیر مکاتبه کنید pouriya1979@yahoo.com
کل نماهای صفحه
سهشنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۸
علی رغم اعتصاب سراسری فعالین سیاسی و مدنی کرد در زندان های کردستان وایران و فشارهای سازمان های مدافع حقوق بشر داخل و خارج از کشور, جمهوری اسلامی ایران بر ادامه ی جنایت های کوردستیزانه ی خود پافشاری کرد واحسان فتاحیان فعال سیاسی 27 ساله ی کورد را در انبار زندان سنندج و باحضور مقامات امنیتی, انتظامی و قضایی به دار آویخت.ما 60 نفر از فعالین سیاسی و مدنی زندان سنندج رسما برگه اعتصاب امضاکرده و به رئیس زندان تحویل دادیم, اما دستگاه قضایی با اجرای حکم, این تنها راه اعتراض بندشدگان را نیز تحمل نکرد و اقدام به پرونده سازی جدیدبرای هر 60 نفر کرد.ما از یاری آزادیخواهان و انسان دوستان در داخل و خارج از زندان ها و درداخل و خارج از کشور سپاسگذاریم و امیدواریم این جنبش همه گیر محکومیت اعدام و دفاع از فعالین محکوم به اعدام کرد, به قوت خود ادامه ی فعالیت دهد تا دیگر شاهد به وقوع پیوستن جنایاتی از این دست نباشیم.ما اعدام احسان را شدیدا محکوم میکنیم و این مسئله را جنایتی آشکار علیه ملت کرد میدانیم. همچنین نشر اکاذیب صدا و سیمای ایران را محکوم میکنیم و اعلام میکنیم :احسان فتاحیان نه تنها کسی را نکشته, بلکه فریاد آزادیخواهانه و عدالت طلبانه ی ملت ماست و نشر چنین اکاذیبی نه تنها خدشه ای به چهره ی این قهرمان ملی وارد نمی سازد بلکه چهره ی واقعی جنایتکاران خونخوار راآشکارتر میسازد. احسان آنچنان باورمند به اهداف انسانیش بود که با گامهای قاطعانه اش و با لبخند بر لبان و کف زنان به پایه ی چوبه ی دار رفت وروبه جلادانش کرد و گفت : '' خوشحالم که اعدامم میکنید " , و خود صندلی اعدام را به عقب راند و خود را به آغوش رهایی سپرد.احسان شهید و قهرمان ملی ماست و هر دم با ما و در دلهای ماست.اعدام احسان, احسان را به پایان نرساند. مرگ او اشارتی بود به زندگی هایی نو. ما همگی احسانیم. همچنانکه خود او گفت : " اگر به گمان زورورزان وحاکمان, مرگ من موجب حذف مسئله ای به نام مسئله کردستان خواهد شد بایدگفت زهی خیال باطل . نه مردن من و نه هزاران چون من مرهمی بر این درد بیدرمان نخواهد بود و چه بسا آتش آنرا شعله ورتر خواهد نمود. بی گمان ((هرمرگ اشارتی است به حیاتی دیگر)) "
برچسبها:
اعلامیه جمعی از زندانیان کردستان
یکشنبه، آبان ۲۴، ۱۳۸۸


اگر چه این تصاویر قدیمی است و قبلا هم به انواع مختلف پخش شده اما دیدن دوباره آن خالی از لطف نیست
************************************************************************************
تصویر اول : ایستاده از سمت چپ . جواد عباسی کنگوری معروف به آزاد و مشهور به آملی
نشسته روی صندلی : فهیمه دری نوگورانی (( همسر سعید امامی-اسلامی))
ایستاده از سمت راست. احمد شیخها معروف به احمد نیاکان معروف به تفتازانی
** مکان : اتاق بازجویی زندان امنیتی 209 در زندان اوین -
** زمان : پس از وقوع قتلهای زنجیره ای و دستگیری باند سعید امامی (اسلامی)در حال بازجویی از همسر سعید امامی
************************************************************************************
تصویر دوم : تصویر فردی که روی صورتش با دایره مشخص شده . علی اکبر باوند معروف به مجتبی بابایی مشهور به امیری
نشسته روی صندلی یکی از عناصر باند سعید امامی در حال نوازش شدن به طریق اسلامی
ایستاده : احمد شیخها معروف به احمد نیاکان مشهور به تفتازانی
** مکان : اتاق بازجویی زندان 209 امنیتی در زندان اوین
** زمان : پس از وقوع قتلهای زنجیره ای و دستگیری باند سعید امامی (اسلامی)
***********************************************************************************

این هم عکس حسن زارع دهنوی معروف به قاضی حداد- معاون امنیت دادگاه انقلاب و رییس شعبه یک ویژه امنیت در دادگاه انقلاب آدم کوکی وزارت اطلاعات در صدور احکام نا متعارف قضایی برای زندانیان وزارت اطلاعات
برچسبها:
عکس قاضی حداد
جمعه، آبان ۰۸، ۱۳۸۸

کروکی اداره کل اطلاعات استان همدان - ساختمان ستاد خبری-منزل محل استقرار کارکنان ستاد خبری
لارم به توضیح است در حال حاضر ساختمان مخروبه جنب اداره اطلاعات همدان که از ان بعنوان سیلوی قدیم نام میبرند فقط ظاهر بسیار ویرانی دارد و در باطن بازداشتگاه و سایت پارازیت ماهواره میباشد.
برای دیدن تصویر روی ان کلیک کنید
از این پس قصد بر این دارم تا از طریق ماهواره گوگل تمام اماکن امنیتی و اطلاعاتی شهر های مختلف کشور را با تصاویرو وضوح دید بالا جهت اطلاع و اگاهی همه عزیزان در وبلاگ ثبت نمایم .تصاویر قبل مربوط به ساختار کلی زندان اوین و بند مخوف امنیتی 209 بوده است . و تصاویر بعدی هم متعلق به ادارات اطلاعات.ستادهای خبری سپاه.اطلاعات ناجا و غیره میباشد.
در اینجا از کلیه دوستان که در این خصوص من را کمک کردند کمال تشکر را دارم.
برچسبها:
قابل توجه خوانندگان گرامی
پنجشنبه، آبان ۰۷، ۱۳۸۸
شنبه، آبان ۰۲، ۱۳۸۸
محمد تقی مصباح یزدی آزادی را به عنوان "یکی از مفاهیم القائی از طرف شیطان" تعریف کرده است.
در شرایطی که بسیاری از شخصیت های سیاسی و مطبوعاتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شدند، همچنان در زندان به سر می برند، محمد تقی مصباح یزدی صریحاً به اعلامیه جهانی حقوق بشر حمله کرد و آن را در تناقض با قرآن دانست.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو فرانسه، مصباح یزدی در دیدار با جمعی از فرماندهان نیروی دریائی سپاه پاسداران با انتقاد از مفاهیم آزادی، لیبرالیسم و حقوق بشر، گفت: "فرهنگ لیبرالی كه امروزه در جهان حاكم است، دارای مباحث و مطالبی بر علیه اسلام و در حقیقت ضد ارزش می باشند".وی اضافه کرد: "اعلامیه حقوق بشر، با اینكه تنها صد سال سابقه دارد، اما آنچنان تبلیغ و ترویج شده كه حتی در كشورهای اسلامی و مسلمان به عنوان مرجع و منبع رواج یافته و عدهای برای آن ارزشی همچون قرآن قائل هستند".آیت الله مصباح یزدی که آزادی را "یکی از مفاهیم القائی از طرف شیطان" توصیف کرد، گفت: "طبق اعلامیه حقوق بشر، اعدام و تازیانه و خشونت باید ملغی شود كه این مخالف دستورات صریح قرآن كریم است".
در شرایطی که بسیاری از شخصیت های سیاسی و مطبوعاتی که بعد از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شدند، همچنان در زندان به سر می برند، محمد تقی مصباح یزدی صریحاً به اعلامیه جهانی حقوق بشر حمله کرد و آن را در تناقض با قرآن دانست.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از رادیو فرانسه، مصباح یزدی در دیدار با جمعی از فرماندهان نیروی دریائی سپاه پاسداران با انتقاد از مفاهیم آزادی، لیبرالیسم و حقوق بشر، گفت: "فرهنگ لیبرالی كه امروزه در جهان حاكم است، دارای مباحث و مطالبی بر علیه اسلام و در حقیقت ضد ارزش می باشند".وی اضافه کرد: "اعلامیه حقوق بشر، با اینكه تنها صد سال سابقه دارد، اما آنچنان تبلیغ و ترویج شده كه حتی در كشورهای اسلامی و مسلمان به عنوان مرجع و منبع رواج یافته و عدهای برای آن ارزشی همچون قرآن قائل هستند".آیت الله مصباح یزدی که آزادی را "یکی از مفاهیم القائی از طرف شیطان" توصیف کرد، گفت: "طبق اعلامیه حقوق بشر، اعدام و تازیانه و خشونت باید ملغی شود كه این مخالف دستورات صریح قرآن كریم است".
برچسبها:
حملۀ مصباح یزدی به حقوق بشر
علوی گلپایگانی با تاکيد بر حساسيتهاي اجتماعي در زمان جواني در بروز انحرافات جنسي ابراز داشت: نبايد زمينه تحريک جوانان ايجاد شود اما در اکثر دانشگاه ها اين مساله ناديده گرفته ميشود.
علوي گرگاني از اختلاط دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه ها انتقاد کرد.به گزارش هرانا به نقل از ايرنا، و به گفته مرکز خبر حوزه، آيت الله علوي گرگاني روز دوشنبه در ديدار رييس و جمعي از اساتيد دانشگاه دخترانه دولتي حضرت معصومه قم با اشاره به لزوم ايجاد زمينههاي رشد علمي دانشجويان در پيشبرد بهداشت رواني مراکز علمي و دانشگاهي افزود: انتظار داريم دانشگاههاي سراسر کشور براي عدم اختلاط دختران و پسران در دانشگاهها چارهانديشي کنند.وي در خصوص جداسازي دانشجويان دختر و پسر در کلاسهاي دانشگاهي و لزوم دقت نسبت به جوانان در اين سن که در معرض آسيبهاي اجتماعي هستند، اظهارداشت: مرحوم فلسفي هميشه عنوان مي کرد جوانها در اين سن در سرازيري کوهي از مسايل شهوت هستند و نبايد با ايجاد بسترهاي تحريک به آنها، کمک نمود.وي با تاکيد بر حساسيتهاي اجتماعي در زمان جواني در بروز انحرافات جنسي ابراز داشت: نبايد زمينه تحريک جوانان ايجاد شود اما در اکثر دانشگاه ها اين مساله ناديده گرفته ميشود
علوي گرگاني از اختلاط دانشجويان دختر و پسر در دانشگاه ها انتقاد کرد.به گزارش هرانا به نقل از ايرنا، و به گفته مرکز خبر حوزه، آيت الله علوي گرگاني روز دوشنبه در ديدار رييس و جمعي از اساتيد دانشگاه دخترانه دولتي حضرت معصومه قم با اشاره به لزوم ايجاد زمينههاي رشد علمي دانشجويان در پيشبرد بهداشت رواني مراکز علمي و دانشگاهي افزود: انتظار داريم دانشگاههاي سراسر کشور براي عدم اختلاط دختران و پسران در دانشگاهها چارهانديشي کنند.وي در خصوص جداسازي دانشجويان دختر و پسر در کلاسهاي دانشگاهي و لزوم دقت نسبت به جوانان در اين سن که در معرض آسيبهاي اجتماعي هستند، اظهارداشت: مرحوم فلسفي هميشه عنوان مي کرد جوانها در اين سن در سرازيري کوهي از مسايل شهوت هستند و نبايد با ايجاد بسترهاي تحريک به آنها، کمک نمود.وي با تاکيد بر حساسيتهاي اجتماعي در زمان جواني در بروز انحرافات جنسي ابراز داشت: نبايد زمينه تحريک جوانان ايجاد شود اما در اکثر دانشگاه ها اين مساله ناديده گرفته ميشود
با وجود آنکه نزدیک به دو ماه از بازداشت دکتر محمد ملکی میگذرد، تاکنون تنها یکبار اجازه ملاقات به خانواده داده شده است..
با وجود آنکه نزدیک به دو ماه از بازداشت دکتر محمد ملکی میگذرد، تاکنون تنها یکبار اجازه ملاقات به خانواده داده شده است.. به گزارش هرانا به نقل از خانواده دکتر ملکی ، اکنون بیش از 35 روز است که خانواده و وکلای دکتر ملکی اطلاعی از وضعیت نگران کننده سلامتی وی ندارند. در چندین تماس تلفنی کوتاه نیز که تاکنون ایشان با خانواده داشته اند، صدای لرزان و ضعیف او نشان از وخامت وضعیت سلامتی اش داشته و این در حالیست که حدود دو هفته است حتی اجازه تماس تلفنی نیز به وی داده نشده است. ضمنا در پی مراجعه مکرر وکلا به دادگاه انقلاب و زندان اوین مشخص شده که قاضی پرونده دکتر ملکی (قاضی سبحانی) و همچنین معاون امنیت دادگاه انقلاب (قاضی حداد) که آمر بازداشت وی بوده است و بسیاری دیگر از مقامات قضایی مرتبط، همگی تغییر کرده اند و در نتیجه مسئولیت پاسخگویی درباره پرونده ایشان مشخص نیست و ظاهرا بازجوی پرونده تنها مقام تصمیم گیر است.خانواده دکتر ملکی بشدت نگران خطرات تهدید کننده جان ایشان است و بار دیگر با یادآوری نیاز فوری به اقدامات درمانی، تاکید میکند که هر چه زودتر باید ایشان را آزاد و یا در بیمارستان دی و تحت نظر پزشکان متخصص خود بستری نمایند. خانواده بار دیگر هشدار میدهد که نگهداری دکتر محمد ملکی در زندان مصداق شکنجه یک بیمار کهنسال میباشد و وقوع هر گونه اتفاق ناگوار برای ایشان ناشی از قصد قبلی مقامات عالی جمهوری اسلامی در ممانعت عمدی از درمان وی میباشد
با وجود آنکه نزدیک به دو ماه از بازداشت دکتر محمد ملکی میگذرد، تاکنون تنها یکبار اجازه ملاقات به خانواده داده شده است.. به گزارش هرانا به نقل از خانواده دکتر ملکی ، اکنون بیش از 35 روز است که خانواده و وکلای دکتر ملکی اطلاعی از وضعیت نگران کننده سلامتی وی ندارند. در چندین تماس تلفنی کوتاه نیز که تاکنون ایشان با خانواده داشته اند، صدای لرزان و ضعیف او نشان از وخامت وضعیت سلامتی اش داشته و این در حالیست که حدود دو هفته است حتی اجازه تماس تلفنی نیز به وی داده نشده است. ضمنا در پی مراجعه مکرر وکلا به دادگاه انقلاب و زندان اوین مشخص شده که قاضی پرونده دکتر ملکی (قاضی سبحانی) و همچنین معاون امنیت دادگاه انقلاب (قاضی حداد) که آمر بازداشت وی بوده است و بسیاری دیگر از مقامات قضایی مرتبط، همگی تغییر کرده اند و در نتیجه مسئولیت پاسخگویی درباره پرونده ایشان مشخص نیست و ظاهرا بازجوی پرونده تنها مقام تصمیم گیر است.خانواده دکتر ملکی بشدت نگران خطرات تهدید کننده جان ایشان است و بار دیگر با یادآوری نیاز فوری به اقدامات درمانی، تاکید میکند که هر چه زودتر باید ایشان را آزاد و یا در بیمارستان دی و تحت نظر پزشکان متخصص خود بستری نمایند. خانواده بار دیگر هشدار میدهد که نگهداری دکتر محمد ملکی در زندان مصداق شکنجه یک بیمار کهنسال میباشد و وقوع هر گونه اتفاق ناگوار برای ایشان ناشی از قصد قبلی مقامات عالی جمهوری اسلامی در ممانعت عمدی از درمان وی میباشد
برچسبها:
جان دکتر محمد ملکی همچنان در خطر است

کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران که به تازگی به این سمت منصوب شده است، گفت:" لازم است انقلابی مانند انقلاب اول در دانشگاههای ایران صورت گیرد"...
کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران که به تازگی به این سمت منصوب شده است، گفت:" لازم است انقلابی مانند انقلاب اول در دانشگاههای ایران صورت گیرد"...به گزارش خبرگزاری هرانا، امام جمعه موقت تهران با اشاره به سخنان اخیر آیت الله خامنه ای در خصوص وضعیت علوم انسانی در دانشگاه ها گفت: استادان دانشگاه باید با مطالعه قرآن کتاب های تازه ای در این عرصه بنویسند و "دنیا را در چارچوب علمی نجات بدهند.وی با تاکید بر لزوم اصلاح کتب دانشگاهی علوم انسانی در ایران گفت، برخی استادان این رشته ها هم مانند این کتاب ها که از غرب رسیده، رنگ غرب گرفته اند.خطیب نماز جمعه تهران گفت: مثلا در درس روانشناسی كه با فروید رنگ گرفته باید انقلابی صورت بگیرد، انقلابی مانند انقلاب اول در دانشگاههای ما لازم است و خیزشی باید صورت بگیرد. گاهی انسان در این فتنهها آنقدر كه از اشرار ترس دارد باید از این كتب هم بترسد.این سخنان در حالی از سوی صدیقی مطرح می شود که طی ماه های اخیر زمزمه هایی در خصوص تغییر محتوای علوم انسانی و حتی در بعضی موارد احتمال تعطیلی دانشگاه و اجرای انقلاب فرهنگی دیگر در دانشگاه ها توسط دیگر مسئولین نیز مطرح شده است.در سال ۱۳۵۹ دانشگاههای کشور به مدتی بالغ بر دو سال تعطیل شدند و به بهانه ی اسلامی سازی، پاکسازی شده و به دام انقلاب فرهنگی افتادند.گفتنی است علی خامنه ای بیش از یک ماه پیش در جمع شماری از استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه های ایران گفته بود که آموزش بسیاری از رشته های علوم انسانی در دانشگاه ها باعث بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود.وی تحصیل حدود دو میلیون نفر از سه و نیم میلیون دانشجو در ایران در رشته های علوم انسانی را مایه نگرانی دانسته بود زیرا به گفته وی"توانایی مراکز علمی و دانشگاه ها در زمینه کار بومی و تحقیقات اسلامی در علوم انسانی و همچنین تعداد اساتید مبرز و معتقد به جهان بینی اسلامی رشته های علوم انسانی در حد این تعداد دانشجو نیست."
کاظم صدیقی، امام جمعه موقت تهران که به تازگی به این سمت منصوب شده است، گفت:" لازم است انقلابی مانند انقلاب اول در دانشگاههای ایران صورت گیرد"...به گزارش خبرگزاری هرانا، امام جمعه موقت تهران با اشاره به سخنان اخیر آیت الله خامنه ای در خصوص وضعیت علوم انسانی در دانشگاه ها گفت: استادان دانشگاه باید با مطالعه قرآن کتاب های تازه ای در این عرصه بنویسند و "دنیا را در چارچوب علمی نجات بدهند.وی با تاکید بر لزوم اصلاح کتب دانشگاهی علوم انسانی در ایران گفت، برخی استادان این رشته ها هم مانند این کتاب ها که از غرب رسیده، رنگ غرب گرفته اند.خطیب نماز جمعه تهران گفت: مثلا در درس روانشناسی كه با فروید رنگ گرفته باید انقلابی صورت بگیرد، انقلابی مانند انقلاب اول در دانشگاههای ما لازم است و خیزشی باید صورت بگیرد. گاهی انسان در این فتنهها آنقدر كه از اشرار ترس دارد باید از این كتب هم بترسد.این سخنان در حالی از سوی صدیقی مطرح می شود که طی ماه های اخیر زمزمه هایی در خصوص تغییر محتوای علوم انسانی و حتی در بعضی موارد احتمال تعطیلی دانشگاه و اجرای انقلاب فرهنگی دیگر در دانشگاه ها توسط دیگر مسئولین نیز مطرح شده است.در سال ۱۳۵۹ دانشگاههای کشور به مدتی بالغ بر دو سال تعطیل شدند و به بهانه ی اسلامی سازی، پاکسازی شده و به دام انقلاب فرهنگی افتادند.گفتنی است علی خامنه ای بیش از یک ماه پیش در جمع شماری از استادان و اعضای هیات علمی دانشگاه های ایران گفته بود که آموزش بسیاری از رشته های علوم انسانی در دانشگاه ها باعث بی اعتقادی به تعالیم الهی و اسلامی می شود.وی تحصیل حدود دو میلیون نفر از سه و نیم میلیون دانشجو در ایران در رشته های علوم انسانی را مایه نگرانی دانسته بود زیرا به گفته وی"توانایی مراکز علمی و دانشگاه ها در زمینه کار بومی و تحقیقات اسلامی در علوم انسانی و همچنین تعداد اساتید مبرز و معتقد به جهان بینی اسلامی رشته های علوم انسانی در حد این تعداد دانشجو نیست."

ظهر امروز، در جریان بازدید شیخ مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات، تعدادی از نیروهای لباس شخصی حامی دولت کودتا با در دست داشتن چماق و درحالی که اقدام به فحاشی میکردند به وی حمله کردند.
ظهر امروز، در جریان بازدید شیخ مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات، تعدادی از نیروهای لباس شخصی حامی دولت کودتا با در دست داشتن چماق و درحالی که اقدام به فحاشی میکردند به وی حمله کردند.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ادوارنیوز، مهدی کروبی که ظهر امروز جهت بازدید از نمایشگاه مطبوعات در محل این نمایشگاه حضور یافته بود پس از بازدید از چند غرفه حدود ساعت ۱۵ با هجوم تعدادی از لباس شخصیها مواجه شد که با در دست داشتن چماق و توهین به او به وی حمله کردند و در اقدامی هتاکانه عمامه وی را از سرش انداختند. بنا به این گزارش گروههایی از مردم که در نمایشگاه مطبوعات حاضر بودند نیز در واکنش به این اقدام با سر دادن شعارهای در حمایت از مهدی کروبی و میرحسین موسوی حمایت خود را از آنان اعلام کردند و خشم خود را نسبت به نیروهای لباس شخصی ابراز داشتند.فراکسیون خط امام مجلس نیز دراین باره می افزاید که به دنبال هتک حرمت کروبی، محافظان و همراهان کروبی وی را به خارج از نمایشگاه هدایت کردند تا اغتشاشگران به سوءاستفاده از جنش سبز و حضور کروبی برای ادامه جوسازیهای خود علیه این حرکت موفق نشوند
ظهر امروز، در جریان بازدید شیخ مهدی کروبی از نمایشگاه مطبوعات، تعدادی از نیروهای لباس شخصی حامی دولت کودتا با در دست داشتن چماق و درحالی که اقدام به فحاشی میکردند به وی حمله کردند.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ادوارنیوز، مهدی کروبی که ظهر امروز جهت بازدید از نمایشگاه مطبوعات در محل این نمایشگاه حضور یافته بود پس از بازدید از چند غرفه حدود ساعت ۱۵ با هجوم تعدادی از لباس شخصیها مواجه شد که با در دست داشتن چماق و توهین به او به وی حمله کردند و در اقدامی هتاکانه عمامه وی را از سرش انداختند. بنا به این گزارش گروههایی از مردم که در نمایشگاه مطبوعات حاضر بودند نیز در واکنش به این اقدام با سر دادن شعارهای در حمایت از مهدی کروبی و میرحسین موسوی حمایت خود را از آنان اعلام کردند و خشم خود را نسبت به نیروهای لباس شخصی ابراز داشتند.فراکسیون خط امام مجلس نیز دراین باره می افزاید که به دنبال هتک حرمت کروبی، محافظان و همراهان کروبی وی را به خارج از نمایشگاه هدایت کردند تا اغتشاشگران به سوءاستفاده از جنش سبز و حضور کروبی برای ادامه جوسازیهای خود علیه این حرکت موفق نشوند
برچسبها:
حمله به مهدی کروبی در نمایشگاه مطبوعات
بنابه گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین ، پس از یورش وحشیانه، روز شنبه زندانیان سیاسی علی صارمی و سید ظهور نبوی از بند 350 زندان اوین به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند.
پس از یورش وحشیانه، روز شنبه زندانیان سیاسی علی صارمی و سید ظهور نبوی از بند 350 زندان اوین به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند.به گزارش هرانا به نقل از فعالین حقوق بشر و دمکراسی ، روز شنبه 25 مهرماه زندانیان سیاسی علی صارمی و سید ظهور نبوی به صورت ناگهانی از سلولهای خود در بند 350 خارج و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند.بند سپاه دارای شرایط غیر انسانی است و زندانیان در این بند تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار می گیرند. بازجویان این بند از اعضای سپاه پاسداران می باشد . اکثر دستگیر شدگان اخیر در این بند زندانی بودن و در اینجا تحت شکنجه های طاقت فرسا قرار می دادند تا به اعتراف علیه خود وادار کنند.لازم به یاد آوری است روز چهارشنبه شب 22 مهرماه با جمع کردند 150 نفر از زندانیان عادی و خطرناک در حسینیه بند 350 زندان اوین، آخوندی بنام روغنی که به جرم فساد اخلاق و کلاهبرداری دستگیر و در زندان بسر می برد زندانیان عادی و خطرناک را علیه زندانیان سیاسی تحریک و تشویق به حمله به آنها می کرد.
پس از یورش وحشیانه، روز شنبه زندانیان سیاسی علی صارمی و سید ظهور نبوی از بند 350 زندان اوین به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند.به گزارش هرانا به نقل از فعالین حقوق بشر و دمکراسی ، روز شنبه 25 مهرماه زندانیان سیاسی علی صارمی و سید ظهور نبوی به صورت ناگهانی از سلولهای خود در بند 350 خارج و به سلولهای انفرادی بند سپاه منتقل کردند.بند سپاه دارای شرایط غیر انسانی است و زندانیان در این بند تحت شکنجه های وحشیانه جسمی و روحی قرار می گیرند. بازجویان این بند از اعضای سپاه پاسداران می باشد . اکثر دستگیر شدگان اخیر در این بند زندانی بودن و در اینجا تحت شکنجه های طاقت فرسا قرار می دادند تا به اعتراف علیه خود وادار کنند.لازم به یاد آوری است روز چهارشنبه شب 22 مهرماه با جمع کردند 150 نفر از زندانیان عادی و خطرناک در حسینیه بند 350 زندان اوین، آخوندی بنام روغنی که به جرم فساد اخلاق و کلاهبرداری دستگیر و در زندان بسر می برد زندانیان عادی و خطرناک را علیه زندانیان سیاسی تحریک و تشویق به حمله به آنها می کرد.

دکتر داوود روشنی عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت و نایب رئیس استان تهران این شاخه که پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و مراجعه به آنجا بازداشت شده است.
دکتر داوود روشنی عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران و نایب رئیس استان تهران این شاخه، پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و مراجعه به آنجا بازداشت شده است.
به گزارش خبرگزاری هرنا به نقل از نوروز، روشنی رئیس ستاد منطقه 12 تهران و رئیس ستاد شاهد 88 (فرزندان شهید 88) در انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود. او همچنین فرزند شهید نیز هست.
دکتر روشنی هجدهمین عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی است که روانه زندان می شود و خبرها حاکی از بازداشت عضو نوزدهم جبهه مشارکت دارد که به محض تایید این خبر جزئیات آن نیز منتشر خواهد گردید
دکتر داوود روشنی عضو شاخه جوانان جبهه مشارکت ایران و نایب رئیس استان تهران این شاخه، پس از احضار به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات و مراجعه به آنجا بازداشت شده است.
به گزارش خبرگزاری هرنا به نقل از نوروز، روشنی رئیس ستاد منطقه 12 تهران و رئیس ستاد شاهد 88 (فرزندان شهید 88) در انتخابات ریاست جمهوری اخیر بود. او همچنین فرزند شهید نیز هست.
دکتر روشنی هجدهمین عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی است که روانه زندان می شود و خبرها حاکی از بازداشت عضو نوزدهم جبهه مشارکت دارد که به محض تایید این خبر جزئیات آن نیز منتشر خواهد گردید

جواد ماهزاده رمان نویس و روزنامه نگار با حکم دادستانی دادگاه انقلاب، صبج امروز هنگامی که قصد رفتن به محل کار خود را داشت، بازداشت شد.
جواد ماهزاده رمان نویس و روزنامه نگار با حکم دادستانی دادگاه انقلاب، صبج امروز هنگامی که قصد رفتن به محل کار خود را داشت، بازداشت شد.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از نوروز، وی بعد از ظهر امروز همراه چند مامور به خانه بازگردانده شد. ماموران پس از بازرسی خانه، کامپیوتر او را نیز بردند.ماهزاده با رمان " لبخندت را از من بگیر" به شهرت رسید. این رمان رمانی است درباره دهه 60 از نگاه یک نوجوان و این روزها توسط داوران جایزه های ادبی در حال داوری است و در نظر سنجی ها یکی از چند رمان مورد توجه خوانندگان است.گفتنی است ماهزاده به جز نوشتن رمان و داستان و هم چنین نقد و یاداشت ادبی به عنوان روزنامه نگار با روزنامه های مختلف همکاری می کرد
جواد ماهزاده رمان نویس و روزنامه نگار با حکم دادستانی دادگاه انقلاب، صبج امروز هنگامی که قصد رفتن به محل کار خود را داشت، بازداشت شد.به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از نوروز، وی بعد از ظهر امروز همراه چند مامور به خانه بازگردانده شد. ماموران پس از بازرسی خانه، کامپیوتر او را نیز بردند.ماهزاده با رمان " لبخندت را از من بگیر" به شهرت رسید. این رمان رمانی است درباره دهه 60 از نگاه یک نوجوان و این روزها توسط داوران جایزه های ادبی در حال داوری است و در نظر سنجی ها یکی از چند رمان مورد توجه خوانندگان است.گفتنی است ماهزاده به جز نوشتن رمان و داستان و هم چنین نقد و یاداشت ادبی به عنوان روزنامه نگار با روزنامه های مختلف همکاری می کرد

طی تحقیقات میدانی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در این رابطه، محرز شد که اساساً هیچ یک از افراد فوق الذکر ارتباطی با خشونتهایی که دولت مدعی انجام آن شده و وقایع پس از انتخابات و حتی عضویتی موثر در سازمانهای مورد اشاره نداشتهاند.
بعد از بروز ناآرامی های پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران که با اعلام پیروزی غیرمنتظره محمود احمدی نژاد که بسیاری آن را تقلب خواندند، آغاز شد، تعداد زیادی از شهروندان معترض ایرانی طی اعتراضات گوناگون بازداشت شدند.
بسیاری از این عده به عنوان «شرکت کننده» و بسیاری دیگر به عنوان «سازمان دهنده» بازداشت شدند، علیرغم اینکه آماری از تعداد دقیق بازداشت شدگان در دست نیست اما منابع دولتی دست کم از بازداشت پنج هزار شهروند در ایران خبر میدهند.
حکومت ایران همچون همیشه، دولتهای غربی و گروههای سیاسی و بعضا مسلح مخالف خود را به دست داشتن در ایجاد اعتراضات مسالمت آمیز و گسترده متهم کرد.
در این رابطه، دادگاههایی با نقایص حقوقی بسیار، برای رسیدگی به جرایم متهمان وقایع پس از انتخابات در ایران برگزار شد که در آن متهمانی به اتهام عضویت در سازمانهای معاند نظام و نقش آفرینی در خشونت های پس از انتخابات در ایران مورد محاکمه قرار گرفتند.
از متهمان سازمانی و خشونت ساز مورد اشاره سه تن در دادگاه دوم پشت تریبون قرار گرفتند و ضمن قبول اتهامات خود مطالبی بر علیه خود نیز ایراد کردند.
در روزهای اخیر دستگاه قضایی اعلام کرد که برای سه تن از متهمان اخیر حکم اعدام صادر کرده است [1]. اسامی اعلام شده محکومین به اعدام عبارت است از : آرش رحمان پور، ناصر عبدالحسینی و محمدرضا علیزمانی، اما در تداوم همین روند روز گذشته حامد روحی نژاد دیگر متهم وقایع اخیر نیز به اعدام محکوم شد [2].
آنچه که اساس و محور این گزارش است مدعیات سیستم قضایی- امنیتی در خصوص این افراد است که عنوان شده "این افراد متهم(مجرم) به ایفای نقش در خشونتهای پس از انتخابات هستند" و همینطور "عضویت موثر در گروههای محارب داشتهاند". (کیفرخواست دادستانی در دادگاه دوم [3])
حقیقت موضوع :
طی تحقیقات میدانی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در این رابطه، محرز شد که اساساً هیچ یک از افراد فوق الذکر ارتباطی با خشونتهایی که دولت مدعی انجام آن شده و وقایع پس از انتخابات و حتی عضویتی موثر در سازمانهای مورد اشاره نداشتهاند.
انجمن پادشاهی دارای دو پرونده با 12 متهم است که تلاش شده است به موضوع انتخابات ربط داده شوند، این افراد همگی به اتهام محاربه در زندان به سر می برند
پرونده اول دارای 9 متهم است که عنوان شده است از طریق محمدرضا علی زمانی به عنوان سرشاخه به انجمن پادشاهی وصل شده اند، تعداد و اسامی متهمان این پرونده عبارت است از :
1- محمد رضا علی زمانی، شغل دست اندرکار عرصه نشر و کتاب
2- احمد کریمی، متولد سال 58، شغل نجاری، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه
3- حامد روحی نژاد، متولد سال 64 ، شغل دانشجو، ساکن دودانگه تهران، متهم به محاربه
4- مجید علیی، 21 ساله ، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه
5- آرش رحمانيپور ، متولد سال 68 ، محل سکونت تهران، متهم به محاربه
6- پیمان عارفی، متاهل(همسرش نیز سه ماه بازداشت بود) ، متولد سال 62، ساکن تهران، متهم به محاربه
7- ناصر برزگر، 24 ساله، سرباز وظیفه که اخیراً از رشته مدیریت دانشگاه ساوه فارغ التحصیل شده بود، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه
8- داود فرد بچه میراردبیلی، متولد سال 52، بیکار، محل سکونت اسلامشهر، متهم به محاربه
9- سام (نام خانوادگی نامشخص) – ساکن شهریار ، متهم به محاربه
پرونده دوم متهمان انجمن پادشاهی
این پرونده دارای سه متهم است که هویت آنان تا کنون مشخص نشده، دو تن از آنان برادر هستند و اتهام هر سه نفر محاربه است، یکی از افراد این پرونده تنها به دلیل دریافت یک ایمیل معرفی انجمن پادشاهی بازداشت و به این اتهام سنگین متهم شده است.
آغاز پرونده در سال 84
حامد روحی نژاد و احمد کریمی به عنوان دو تن از مهمترین متمهان پرونده اول انجمن پادشاهی مدعی هستند در تاریخ دهم اسفندماه سال 1384 با وعده آقای محمدرضا علی زمانی برای مهاجرت به یک کشور غربی با امید به دستیابی به یک زندهگی بهتر و در حالی که هیچگونه سابقه یا فعالیت سیاسی نداشتهاند، به صورت غیرقانونی راهی شهر اربیل در کردستان عراق شدند و حسب وعده دوست خود و به دلیل فقدان آگاهی با تصور اینکه در طی یک هفته و با ارائه یک داستان، موقعیت پناهندهگی به دست میآورند امید بستند.
سه شهروند ایرانی پس از ورود به اقلیم خودمختار کردستان در کشور عراق، توسط اداره آسایش کرد (نهاد امنیتی اقلیم کردستان) به اتهام جاسوسی برای ایران، بازداشت و نزدیک به سه ماه در زندان اربیل نگهداری شدند.
این سه تن پس از محرز شدن بیگناهی و آزادی از زندان، تقاضای خود برای پناهندهگی را به دفتر سازمان ملل در شهر اربیل ارائه میکنند و به همین دلیل امکان اقامت موقت در این نقطه از کشور عراق را مییابند.
محمدرضا علی زمانی کمی پس از آزادی از زندان اربیل با فردی به نام جمشید که مدعی هواداری از انجمن پادشاهی در آمریکا بود تماس حاصل نمود، این تماس در حالی بود که مسئول اصلی انجمن پادشاهی به نام فرود فولادوند (فتح الله منوچهری) در آن زمان هنوز ناپدید نشده بود و مشخص است که عضویت از طریق هوادار امکان پذیر نمیشود، دفتر لندن این سازمان به عنوان ذیصلاحترین منبع برای اظهار نظر در این سازمان طی بیانیهیی هرگونه ارتباط این افراد با انجمن پادشاهی، شخض فولادوند و دفتر لندن را رد کرده است.
در بررسی تاریخچه این سازمان مشخص میشود، فرد مورد اشاره به نام جمشید به عنوان هوادار این سازمان مخالف به صورت شخصی اقدام به راه اندازی یک رادیو با نام رادیو تندر در سال 85 میکند که هیچگاه تاکنون انجمن پادشاهی مسئولیت این رادیو را بر عهده خود اعلام نکرده است، آقای زمانی با این رادیو در زمان اقامت خود در اربیل همکاری میکند و از این طریق نیز چند بار دریافت مالی میکند. دو متهم دیگر پرونده مدعی هستند هر یک تنها یکبار اقدام به اجرای نمایش رادیویی در این رسانه کردهاند و هیچ هزینهیی هم دریافت نکردهاند و کلمهی همکار را در این رابطه و با این رسانه رد میکنند.
سرانجام آقایان روحینژاد و کریمی پس نامیدی از مهاجرت و پس از حدود یکسال و پنج ماه اقامت در کشور عراق قصد عزیمت به ایران در اوایل تابستان سال 1387 میکنند و در همین رابطه از طریق بستهگان آقای روحینژاد با وزارت اطلاعات تماس حاصل کرده و خود را معرفی میکنند. آقای علی زمانی نیز پس از دوماه از برگشت دوستان خود به کشور بازمیگردد.
آقایان روحینژاد و کریمی که به صورت خودمعرف به وزارت اطلاعات مراجعه کرده بودند، بدون بازداشت بعد از یک جلسه گفتوگو با یک مسئول از وزارت اطلاعات در دفتر اسلامشهر، بدون هیچ مشکلی به زندهگی عادی خود بازمیگردند. هر چند از اقدام علی زمانی بعد از بازگشت به ایران خبری در دست نیست اما یکی از متهمان پرونده که از بازگشت زمانی به کشور مطلع میشود، در همان زمان با وزارت اطلاعات تماس میگیرد و این موضوع را گزارش میدهد که مسئول مربوطه با اذعان به اینکه خود مطلع از موضوع است مساله را بدون مشکل عنوان میکند.
شهروندان مورد اشاره به زندهگی عادی خود و به نزد خانوادهها بازمیگردند، آقای روحینژاد به دانشگاه شهید بهشتی و آقای کریمی به نجاری محل کار خود.
در محدوده زمانی 12 تا 14 اردیبهشت ماه سال جاری و دست کم بیش از 40 روز مانده به زمان برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، 9 تن که سه فرد مذکور نیز در بین آنها قرار داشتند به دلایل نامشخص توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 منتقل میشوند، تا اواخر خردادماه بازجویی این افراد به پایان رسیده بود.
اما با شروع اعتراضات گسترده اخیر دستگاه امنیتی همانطور که اشاره شد برای اینکه اعتراضات را منتسب به عوامل بیگانه و گروههای مسلح معاند نظام کند و احتمالا به دلیل فقدان اسناد در این رابطه با دادن وعده آزادی به افراد فوق الذکر آنها را به بیان اعترافات ناصحیح ترغیب میکند.
در این گروه نه نفره، دو تن به نامهای محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی نژاد حاضر به همکاری در این موضوع میشوند، بنابراین به همراه سایر متهمانی همچون ناصر عبدالحسینی (متهم ارتباط با سازمان مجاهدین خلق) به مدت یک هفته پیش از برگزاری دادگاه متن و اجرا را با کمک بازجوی خود به کرات در بازداشتگاه تمرین میکنند.
این افراد پس از اجرای این سناریو [4, 5] و در زمان پایان دادگاه و مراجعت به زندان به گواه شاهدان در خودروی مخصوص زندان حتا اقدام به شادی و خوشحالی به دلیل در آستانه آزادی بودن میکردند اما با مراجعت به زندان و در یک وعده شکنی به ترتیب احکام اعدام صادر و به آنان ابلاغ میشود که از گروه 9 نفره مورد اشاره تا کنون 3 تن این محکومیت را دریافت کردهاند.
مجید علیی
دیگر متهم پرونده مورد اشاره است (بازداشت شده 27 اردیبهشت) که در دادگاه دوم متهمان وقایع پس از انتخابات حاضر شده بود. نامبرده هیچگاه از کشور خارج نشده است و تنها فعالیت خود را یکبار ارائه گزارش اعتراضات در کارخانه کیان تایر و یکبار تماس تلفنی با رادیو تندر که همانطور که اشاره شد ارتباطی با انجمن پادشاهی ندارد عنوان کرده است، وی نیز متهم به محاربه و محتمل به محکومیت اعدام است.
آقای علیی عنوان می دارد تلاش زیادی برای کمک به دوستان خود برای برگشت به کشور داشته است و جدی ترین ارتباط خود با آقای زمانی را در همکاری در عرصه برگزاری نمایشگاه کتاب و فعالیت اقتصادی در سال 84 می داند.
پیمان عارفی، ناصر برزگر، داود فرد بچه میراردبیلی، سام، آرش رحمانيپور
هیچیک از افراد فوق تاکنون از کشور خارج نشدهاند و هیچیک به غیر از آقای زمانی با کسی در تماس نبوده اند. هیچ اقدام خشونت آمیزی نداشتهاند و هیچگونه مواد منفجره یا اسلحهیی از آنان ضبط نشده است.
لازم به ذکر است همسر آقای عارفی نیز مدت سه ماه بازداشت شده بود که سرانجام با قید وثیقه آزاد شد.
انجمن پادشاهی ایران
انجمن پادشاهی ایران، از گروههای سلطنتطلب ایرانی است، به رهبری فرود فولادوند، «این گروه قایل به مبارزه مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی است. اندیشههای این گروه ملغمهیی از گرایشات ناسیونالیستی ایران باستان، افکار سوسیالیستی همراه با نفی اندیشههای اسلامی است اما منش آن با گروههای موسوم به سلطنت طلب تفاوت دارد.»
فرود فولادوند به عنوان لیدر این سازمان پس از سفر به منطقه مرزی ایران در استان حکاری ترکیه در تاریخ 7 بهمن 1385 (۱۷ ژانویه ۲۰۰۷) به همراه دو همراه خود به نامهای الکساندر ولیزاده و ناظم اشمیت ناپدید میشود که سازمانهایی همچون عفو بین الملل و صلیب سرخ جهانی و همینطور مدعیات همسر، فرزند و همکاران وی از ربوده شدن وی توسط سیستم امنیتی جمهوری اسلامی حکایت میکند. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز پیش تر گزارشی مفصل در این رابطه منتشر کرده بود.
گزارشات متعددی در خصوص تداوم زندانی بودن یا قتل وی تاکنون مخابره شده است، آنچه که مسلم است پس از ناپدید شدن وی این سازمان عملا لیدر خود را از دست داده و افراد زیادی مدعی مدیریت و راهبری آن شدهاند، و سایتهای متعددی نیز در این رابطه فعال هستند، با این وضع، دفتر لندن این سازمان که دارای هویت حقوقی است قدیمیترین بازمانده از تشکیلات دوران فعالیت آقای فولادوند محسوب میشود. این دفتر افراد و عناصری که در کیفرخواست ها از آنها به عنوان مسئولان این سازمان ذکر نام شده است را ناصحیح اعلام کرده و اقدامات خشونتآمیز منتسبه به این انجمن را نیز نفی میکند. [6]
بازداشت شدهگان فوق الذکر نیز هیچگاه مدعی ارتباط با انجمن پادشاهی یا شخص فرود فولادوند نشدهاند و دستگاه امنیتی از طریق، طرح ارتباط 8 نفر با علی زمانی و وصل بودن علی زمانی به انجمن از طریق فردی به نام جمشید که هوادار انجمن بوده سعی در عضو نشان دادن این افراد میکنند.
زندانیان در معرض خطر اعدام فوری
نظر به اینکه افراد فوق الذکر نه در وقایع انتخابات و نه پس از آن ایفای نقش کردهاند و نه امکان ایفای نقش داشتهاند و نظر به اینکه اساساً عضویتی در سازمان مورد اشاره را نمیپذیرند و مستندات نیز این مهم را تائید میکند، باید از سیستم امنیتی سوال کرد بر چه اساسی متهمین را با شکنجه های جسمی و روحی و همینطور با وعده وادار کرده است بر علیه خود مطالبی خلاف واقع ادا کنند و از این طریق کوشیده است تا جنس اعتراضات پس از انتخابات در ایران را تحریف کند.
افرادی که در نمونههای مشابه در شرایط حقوقی پرونده، با عملکردهای فوق الذکر حداکثر به حبسهای تعلیقی یا تعزیری میان مدت محکوم میشدند با غرق شدن در یک سناریوی امنیتی محکوم به اعدام شده و این محکومیتها در خصوص سایر متهمان نیز رو به افزایش است، این احتمال وجود دارد که در ادامه این سناریو تعدادی از این متهمان بدون بازگشت پرونده به روال حقوقی برای ایجاد رعب و وحشت یا دفن نمودن حقایق به چوبه دار سپرده شوند.
خنثی کردن سناریوی به اجرا گذارده شده و نجات جان افرادی که در یک روال سیاسی و نه حقوقی به مرگ محکوم شده اند، همت و توجه فوری و ویژه تمامی وجدانهای بیدار را میطلبد.
بعد از بروز ناآرامی های پس از اعلام نتایج دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در ایران که با اعلام پیروزی غیرمنتظره محمود احمدی نژاد که بسیاری آن را تقلب خواندند، آغاز شد، تعداد زیادی از شهروندان معترض ایرانی طی اعتراضات گوناگون بازداشت شدند.
بسیاری از این عده به عنوان «شرکت کننده» و بسیاری دیگر به عنوان «سازمان دهنده» بازداشت شدند، علیرغم اینکه آماری از تعداد دقیق بازداشت شدگان در دست نیست اما منابع دولتی دست کم از بازداشت پنج هزار شهروند در ایران خبر میدهند.
حکومت ایران همچون همیشه، دولتهای غربی و گروههای سیاسی و بعضا مسلح مخالف خود را به دست داشتن در ایجاد اعتراضات مسالمت آمیز و گسترده متهم کرد.
در این رابطه، دادگاههایی با نقایص حقوقی بسیار، برای رسیدگی به جرایم متهمان وقایع پس از انتخابات در ایران برگزار شد که در آن متهمانی به اتهام عضویت در سازمانهای معاند نظام و نقش آفرینی در خشونت های پس از انتخابات در ایران مورد محاکمه قرار گرفتند.
از متهمان سازمانی و خشونت ساز مورد اشاره سه تن در دادگاه دوم پشت تریبون قرار گرفتند و ضمن قبول اتهامات خود مطالبی بر علیه خود نیز ایراد کردند.
در روزهای اخیر دستگاه قضایی اعلام کرد که برای سه تن از متهمان اخیر حکم اعدام صادر کرده است [1]. اسامی اعلام شده محکومین به اعدام عبارت است از : آرش رحمان پور، ناصر عبدالحسینی و محمدرضا علیزمانی، اما در تداوم همین روند روز گذشته حامد روحی نژاد دیگر متهم وقایع اخیر نیز به اعدام محکوم شد [2].
آنچه که اساس و محور این گزارش است مدعیات سیستم قضایی- امنیتی در خصوص این افراد است که عنوان شده "این افراد متهم(مجرم) به ایفای نقش در خشونتهای پس از انتخابات هستند" و همینطور "عضویت موثر در گروههای محارب داشتهاند". (کیفرخواست دادستانی در دادگاه دوم [3])
حقیقت موضوع :
طی تحقیقات میدانی مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در این رابطه، محرز شد که اساساً هیچ یک از افراد فوق الذکر ارتباطی با خشونتهایی که دولت مدعی انجام آن شده و وقایع پس از انتخابات و حتی عضویتی موثر در سازمانهای مورد اشاره نداشتهاند.
انجمن پادشاهی دارای دو پرونده با 12 متهم است که تلاش شده است به موضوع انتخابات ربط داده شوند، این افراد همگی به اتهام محاربه در زندان به سر می برند
پرونده اول دارای 9 متهم است که عنوان شده است از طریق محمدرضا علی زمانی به عنوان سرشاخه به انجمن پادشاهی وصل شده اند، تعداد و اسامی متهمان این پرونده عبارت است از :
1- محمد رضا علی زمانی، شغل دست اندرکار عرصه نشر و کتاب
2- احمد کریمی، متولد سال 58، شغل نجاری، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه
3- حامد روحی نژاد، متولد سال 64 ، شغل دانشجو، ساکن دودانگه تهران، متهم به محاربه
4- مجید علیی، 21 ساله ، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه
5- آرش رحمانيپور ، متولد سال 68 ، محل سکونت تهران، متهم به محاربه
6- پیمان عارفی، متاهل(همسرش نیز سه ماه بازداشت بود) ، متولد سال 62، ساکن تهران، متهم به محاربه
7- ناصر برزگر، 24 ساله، سرباز وظیفه که اخیراً از رشته مدیریت دانشگاه ساوه فارغ التحصیل شده بود، ساکن اسلامشهر، متهم به محاربه
8- داود فرد بچه میراردبیلی، متولد سال 52، بیکار، محل سکونت اسلامشهر، متهم به محاربه
9- سام (نام خانوادگی نامشخص) – ساکن شهریار ، متهم به محاربه
پرونده دوم متهمان انجمن پادشاهی
این پرونده دارای سه متهم است که هویت آنان تا کنون مشخص نشده، دو تن از آنان برادر هستند و اتهام هر سه نفر محاربه است، یکی از افراد این پرونده تنها به دلیل دریافت یک ایمیل معرفی انجمن پادشاهی بازداشت و به این اتهام سنگین متهم شده است.
آغاز پرونده در سال 84
حامد روحی نژاد و احمد کریمی به عنوان دو تن از مهمترین متمهان پرونده اول انجمن پادشاهی مدعی هستند در تاریخ دهم اسفندماه سال 1384 با وعده آقای محمدرضا علی زمانی برای مهاجرت به یک کشور غربی با امید به دستیابی به یک زندهگی بهتر و در حالی که هیچگونه سابقه یا فعالیت سیاسی نداشتهاند، به صورت غیرقانونی راهی شهر اربیل در کردستان عراق شدند و حسب وعده دوست خود و به دلیل فقدان آگاهی با تصور اینکه در طی یک هفته و با ارائه یک داستان، موقعیت پناهندهگی به دست میآورند امید بستند.
سه شهروند ایرانی پس از ورود به اقلیم خودمختار کردستان در کشور عراق، توسط اداره آسایش کرد (نهاد امنیتی اقلیم کردستان) به اتهام جاسوسی برای ایران، بازداشت و نزدیک به سه ماه در زندان اربیل نگهداری شدند.
این سه تن پس از محرز شدن بیگناهی و آزادی از زندان، تقاضای خود برای پناهندهگی را به دفتر سازمان ملل در شهر اربیل ارائه میکنند و به همین دلیل امکان اقامت موقت در این نقطه از کشور عراق را مییابند.
محمدرضا علی زمانی کمی پس از آزادی از زندان اربیل با فردی به نام جمشید که مدعی هواداری از انجمن پادشاهی در آمریکا بود تماس حاصل نمود، این تماس در حالی بود که مسئول اصلی انجمن پادشاهی به نام فرود فولادوند (فتح الله منوچهری) در آن زمان هنوز ناپدید نشده بود و مشخص است که عضویت از طریق هوادار امکان پذیر نمیشود، دفتر لندن این سازمان به عنوان ذیصلاحترین منبع برای اظهار نظر در این سازمان طی بیانیهیی هرگونه ارتباط این افراد با انجمن پادشاهی، شخض فولادوند و دفتر لندن را رد کرده است.
در بررسی تاریخچه این سازمان مشخص میشود، فرد مورد اشاره به نام جمشید به عنوان هوادار این سازمان مخالف به صورت شخصی اقدام به راه اندازی یک رادیو با نام رادیو تندر در سال 85 میکند که هیچگاه تاکنون انجمن پادشاهی مسئولیت این رادیو را بر عهده خود اعلام نکرده است، آقای زمانی با این رادیو در زمان اقامت خود در اربیل همکاری میکند و از این طریق نیز چند بار دریافت مالی میکند. دو متهم دیگر پرونده مدعی هستند هر یک تنها یکبار اقدام به اجرای نمایش رادیویی در این رسانه کردهاند و هیچ هزینهیی هم دریافت نکردهاند و کلمهی همکار را در این رابطه و با این رسانه رد میکنند.
سرانجام آقایان روحینژاد و کریمی پس نامیدی از مهاجرت و پس از حدود یکسال و پنج ماه اقامت در کشور عراق قصد عزیمت به ایران در اوایل تابستان سال 1387 میکنند و در همین رابطه از طریق بستهگان آقای روحینژاد با وزارت اطلاعات تماس حاصل کرده و خود را معرفی میکنند. آقای علی زمانی نیز پس از دوماه از برگشت دوستان خود به کشور بازمیگردد.
آقایان روحینژاد و کریمی که به صورت خودمعرف به وزارت اطلاعات مراجعه کرده بودند، بدون بازداشت بعد از یک جلسه گفتوگو با یک مسئول از وزارت اطلاعات در دفتر اسلامشهر، بدون هیچ مشکلی به زندهگی عادی خود بازمیگردند. هر چند از اقدام علی زمانی بعد از بازگشت به ایران خبری در دست نیست اما یکی از متهمان پرونده که از بازگشت زمانی به کشور مطلع میشود، در همان زمان با وزارت اطلاعات تماس میگیرد و این موضوع را گزارش میدهد که مسئول مربوطه با اذعان به اینکه خود مطلع از موضوع است مساله را بدون مشکل عنوان میکند.
شهروندان مورد اشاره به زندهگی عادی خود و به نزد خانوادهها بازمیگردند، آقای روحینژاد به دانشگاه شهید بهشتی و آقای کریمی به نجاری محل کار خود.
در محدوده زمانی 12 تا 14 اردیبهشت ماه سال جاری و دست کم بیش از 40 روز مانده به زمان برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، 9 تن که سه فرد مذکور نیز در بین آنها قرار داشتند به دلایل نامشخص توسط نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و به بند 209 منتقل میشوند، تا اواخر خردادماه بازجویی این افراد به پایان رسیده بود.
اما با شروع اعتراضات گسترده اخیر دستگاه امنیتی همانطور که اشاره شد برای اینکه اعتراضات را منتسب به عوامل بیگانه و گروههای مسلح معاند نظام کند و احتمالا به دلیل فقدان اسناد در این رابطه با دادن وعده آزادی به افراد فوق الذکر آنها را به بیان اعترافات ناصحیح ترغیب میکند.
در این گروه نه نفره، دو تن به نامهای محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی نژاد حاضر به همکاری در این موضوع میشوند، بنابراین به همراه سایر متهمانی همچون ناصر عبدالحسینی (متهم ارتباط با سازمان مجاهدین خلق) به مدت یک هفته پیش از برگزاری دادگاه متن و اجرا را با کمک بازجوی خود به کرات در بازداشتگاه تمرین میکنند.
این افراد پس از اجرای این سناریو [4, 5] و در زمان پایان دادگاه و مراجعت به زندان به گواه شاهدان در خودروی مخصوص زندان حتا اقدام به شادی و خوشحالی به دلیل در آستانه آزادی بودن میکردند اما با مراجعت به زندان و در یک وعده شکنی به ترتیب احکام اعدام صادر و به آنان ابلاغ میشود که از گروه 9 نفره مورد اشاره تا کنون 3 تن این محکومیت را دریافت کردهاند.
مجید علیی
دیگر متهم پرونده مورد اشاره است (بازداشت شده 27 اردیبهشت) که در دادگاه دوم متهمان وقایع پس از انتخابات حاضر شده بود. نامبرده هیچگاه از کشور خارج نشده است و تنها فعالیت خود را یکبار ارائه گزارش اعتراضات در کارخانه کیان تایر و یکبار تماس تلفنی با رادیو تندر که همانطور که اشاره شد ارتباطی با انجمن پادشاهی ندارد عنوان کرده است، وی نیز متهم به محاربه و محتمل به محکومیت اعدام است.
آقای علیی عنوان می دارد تلاش زیادی برای کمک به دوستان خود برای برگشت به کشور داشته است و جدی ترین ارتباط خود با آقای زمانی را در همکاری در عرصه برگزاری نمایشگاه کتاب و فعالیت اقتصادی در سال 84 می داند.
پیمان عارفی، ناصر برزگر، داود فرد بچه میراردبیلی، سام، آرش رحمانيپور
هیچیک از افراد فوق تاکنون از کشور خارج نشدهاند و هیچیک به غیر از آقای زمانی با کسی در تماس نبوده اند. هیچ اقدام خشونت آمیزی نداشتهاند و هیچگونه مواد منفجره یا اسلحهیی از آنان ضبط نشده است.
لازم به ذکر است همسر آقای عارفی نیز مدت سه ماه بازداشت شده بود که سرانجام با قید وثیقه آزاد شد.
انجمن پادشاهی ایران
انجمن پادشاهی ایران، از گروههای سلطنتطلب ایرانی است، به رهبری فرود فولادوند، «این گروه قایل به مبارزه مسلحانه علیه رژیم جمهوری اسلامی است. اندیشههای این گروه ملغمهیی از گرایشات ناسیونالیستی ایران باستان، افکار سوسیالیستی همراه با نفی اندیشههای اسلامی است اما منش آن با گروههای موسوم به سلطنت طلب تفاوت دارد.»
فرود فولادوند به عنوان لیدر این سازمان پس از سفر به منطقه مرزی ایران در استان حکاری ترکیه در تاریخ 7 بهمن 1385 (۱۷ ژانویه ۲۰۰۷) به همراه دو همراه خود به نامهای الکساندر ولیزاده و ناظم اشمیت ناپدید میشود که سازمانهایی همچون عفو بین الملل و صلیب سرخ جهانی و همینطور مدعیات همسر، فرزند و همکاران وی از ربوده شدن وی توسط سیستم امنیتی جمهوری اسلامی حکایت میکند. مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران نیز پیش تر گزارشی مفصل در این رابطه منتشر کرده بود.
گزارشات متعددی در خصوص تداوم زندانی بودن یا قتل وی تاکنون مخابره شده است، آنچه که مسلم است پس از ناپدید شدن وی این سازمان عملا لیدر خود را از دست داده و افراد زیادی مدعی مدیریت و راهبری آن شدهاند، و سایتهای متعددی نیز در این رابطه فعال هستند، با این وضع، دفتر لندن این سازمان که دارای هویت حقوقی است قدیمیترین بازمانده از تشکیلات دوران فعالیت آقای فولادوند محسوب میشود. این دفتر افراد و عناصری که در کیفرخواست ها از آنها به عنوان مسئولان این سازمان ذکر نام شده است را ناصحیح اعلام کرده و اقدامات خشونتآمیز منتسبه به این انجمن را نیز نفی میکند. [6]
بازداشت شدهگان فوق الذکر نیز هیچگاه مدعی ارتباط با انجمن پادشاهی یا شخص فرود فولادوند نشدهاند و دستگاه امنیتی از طریق، طرح ارتباط 8 نفر با علی زمانی و وصل بودن علی زمانی به انجمن از طریق فردی به نام جمشید که هوادار انجمن بوده سعی در عضو نشان دادن این افراد میکنند.
زندانیان در معرض خطر اعدام فوری
نظر به اینکه افراد فوق الذکر نه در وقایع انتخابات و نه پس از آن ایفای نقش کردهاند و نه امکان ایفای نقش داشتهاند و نظر به اینکه اساساً عضویتی در سازمان مورد اشاره را نمیپذیرند و مستندات نیز این مهم را تائید میکند، باید از سیستم امنیتی سوال کرد بر چه اساسی متهمین را با شکنجه های جسمی و روحی و همینطور با وعده وادار کرده است بر علیه خود مطالبی خلاف واقع ادا کنند و از این طریق کوشیده است تا جنس اعتراضات پس از انتخابات در ایران را تحریف کند.
افرادی که در نمونههای مشابه در شرایط حقوقی پرونده، با عملکردهای فوق الذکر حداکثر به حبسهای تعلیقی یا تعزیری میان مدت محکوم میشدند با غرق شدن در یک سناریوی امنیتی محکوم به اعدام شده و این محکومیتها در خصوص سایر متهمان نیز رو به افزایش است، این احتمال وجود دارد که در ادامه این سناریو تعدادی از این متهمان بدون بازگشت پرونده به روال حقوقی برای ایجاد رعب و وحشت یا دفن نمودن حقایق به چوبه دار سپرده شوند.
خنثی کردن سناریوی به اجرا گذارده شده و نجات جان افرادی که در یک روال سیاسی و نه حقوقی به مرگ محکوم شده اند، همت و توجه فوری و ویژه تمامی وجدانهای بیدار را میطلبد.
فریبا پژوه روزنامهنگار زندانی، بعد از ممنوعالملاقات شدن در هفتهی جاری قرار بازداشت موقتاش نیز تمدید شده است.
فریبا پژوه روزنامهنگار زندانی، بعد از ممنوعالملاقات شدن در هفتهی جاری قرار بازداشت موقتاش نیز تمدید شده است.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبهی هفتهی جاری مسئولین زندان اوین اجازهی ملاقات فریبا پژوه را بنا بر دستور ندادهاند و این روزنامهنگار تنها توانسته دقایقی کوتاه مکالمهی تلفنی با خانوادهی خود داشته باشد.
همچنین امروز بازپرسی شعبهی دوم دادگاه انقلاب، قاضی بیگی از تمدید مدت قرار بازداشت موقت فریبا پژوه به وکیل وی مینا جعفری سخن گفته است. این امر نگرانی بابت احتمال بازگشت فریبا پژوه به سلول انفرادی را ایجاد کرده است.
خانم مینا جعفری وکیل فریبا پژوه به خبرنگار هرانا گفته است: «فريبا ممنوع الملاقات شده و نه خانوادهاش و نه من نميتوانيم با وي ملاقات داشته باشيم و اين به دستور خود دادستان تهران بوده است.»
خانم جعفری اضافه کرد: « فریبا همچنان تحت فشار بوده و وضعيت مناسبي به لحاظ روحي ندارد. متاسفانه او نمیتواند با من تماس داشته باشد و من وضعیت او را از ملاقاتهایی که خانوادهاش با وی داشتند میگرفتم.»
مینا جعفری در مورد آخرین وضعیت دیگر موکل خود عیسی سحرخیز گفت «آقاي سحرخيز هم همچنان در بازداشت به سر ميبرند و قرار بازداشت ايشان هم تمديد شده است اما اطلاعات زيادتري از پرونده او به ما داده نمیشود.»
فریبا پژوه روز اول ماه رمضان یعنی 31 مرداد نزدیک افطار در منزل پدریاش توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد و مدت یک ماه را در سلول انفرادی گذراند. در طول بازداشت وی بارها مورد هتاکی زندانبانان قرار گرفته و برای اعترافگیری تحت فشارهای روحی شدید است. وی بعد از یک ماه با هنگامه شهیدی دیگر روزنامهنگار زندانی در یک سلول بوده است.
منبع خبر : خبرگزاری هرانا
فریبا پژوه روزنامهنگار زندانی، بعد از ممنوعالملاقات شدن در هفتهی جاری قرار بازداشت موقتاش نیز تمدید شده است.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز دوشنبهی هفتهی جاری مسئولین زندان اوین اجازهی ملاقات فریبا پژوه را بنا بر دستور ندادهاند و این روزنامهنگار تنها توانسته دقایقی کوتاه مکالمهی تلفنی با خانوادهی خود داشته باشد.
همچنین امروز بازپرسی شعبهی دوم دادگاه انقلاب، قاضی بیگی از تمدید مدت قرار بازداشت موقت فریبا پژوه به وکیل وی مینا جعفری سخن گفته است. این امر نگرانی بابت احتمال بازگشت فریبا پژوه به سلول انفرادی را ایجاد کرده است.
خانم مینا جعفری وکیل فریبا پژوه به خبرنگار هرانا گفته است: «فريبا ممنوع الملاقات شده و نه خانوادهاش و نه من نميتوانيم با وي ملاقات داشته باشيم و اين به دستور خود دادستان تهران بوده است.»
خانم جعفری اضافه کرد: « فریبا همچنان تحت فشار بوده و وضعيت مناسبي به لحاظ روحي ندارد. متاسفانه او نمیتواند با من تماس داشته باشد و من وضعیت او را از ملاقاتهایی که خانوادهاش با وی داشتند میگرفتم.»
مینا جعفری در مورد آخرین وضعیت دیگر موکل خود عیسی سحرخیز گفت «آقاي سحرخيز هم همچنان در بازداشت به سر ميبرند و قرار بازداشت ايشان هم تمديد شده است اما اطلاعات زيادتري از پرونده او به ما داده نمیشود.»
فریبا پژوه روز اول ماه رمضان یعنی 31 مرداد نزدیک افطار در منزل پدریاش توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد و مدت یک ماه را در سلول انفرادی گذراند. در طول بازداشت وی بارها مورد هتاکی زندانبانان قرار گرفته و برای اعترافگیری تحت فشارهای روحی شدید است. وی بعد از یک ماه با هنگامه شهیدی دیگر روزنامهنگار زندانی در یک سلول بوده است.
منبع خبر : خبرگزاری هرانا
سه زندانی سیاسی در زندان اوین با بیماری های عدیده و در عین حال عدم رسیدگی پزشکی روبه رو هستند.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جعفر ابراهیمی فعال صنفی دربند به دلیل مشکل دیسک کمر و آسیب دیدگی مهره های 3 و 4 گردن، نیازمند رسیدگی پزشکی خاص است، در همین رابطه و طی مکاتبه وی با دستگاه قضایی، قاضی مربوطه طی دو نامه این موضوع را از زندان استعلام نموده است.
در نامه اول قاضی خواستار پاسخگویی پزشک زندان در مورد وضعیت جسمی این زندانی شده است و در نامه دوم دلیل عدم پاسخگویی زندان و اهمال در این مورد را جویا شده است، علیرغم وضعیت بد جسمی آقای ابراهیمی و در شرایطی که امکان مرخصی استعلاجی برای نامبرده وجود دارد به دلیل عدم توجه مسئولان زندان نامبرده کماکان در شرایط بد در زندان اوین به سر می برد.
حامد روحی نژاد، زندانی سیاسی بعنوان متهم وقایع پس از انتخابات که در طی روزهای اخیر به اتهام ارتباط با یک سازمان سیاسی به اعدام محکوم شده است، در حالیکه به دلیل ابتلا به بیماری ام.اس، ضعف بینایی چشم راست و همینطور آسیب دیدگی سمت راست بدن ناشی از فشار عصبی و بیماری ام. اس خود، در زندان به سر می برد، نیازمند رسیدگی پزشکی خاص است.
در خصوص این زندانی نیز تاکنون دادگاه به دو ارسال نامه اقدام کرده است که به علت عدم اقدام پزشک معالج و پاسخ به استعلام دادگاه نامه ای اعتراضی نیز ارسال داشته است. تداوم عدم توجه پزشکی به وضعیت آقای روحی نژاد باعث وخامت بیماری ام.اس و فلج شدن قسمتهایی از بدن نامبرده خواهد شد.
دیگر زندانی سیاسی بیمار در زندان اوین، عباس خرسندی با محکومیت 8 سال زندان است که نیازمند رسیدگی پزشکی است، این زندانی که سابقه چند سکته قلبی را نیز دارد، روز جاری به دلیل بروز مشکلات شدید داخلی منجمله بیماری گوارشی به بهداری مرکزی زندان اوین انتقال داده شد، نامبرده پیش تر موفق شده بود از دو مرخصی کوتاه مدت استعلاجی برای ناراحتی قلبی خود استفاده کند که به علت عدم تمدید این مرخصی ها و همچنین فراهم نبودن شرایط خدمات پزشکی در زندان، بهبودی برای ایشان حاصل نشده است و کماکان در معرض خطر جدی ناشی از عدم رسیدگی پزشکی قرار دارد.
به گزارش واحد زندانیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، جعفر ابراهیمی فعال صنفی دربند به دلیل مشکل دیسک کمر و آسیب دیدگی مهره های 3 و 4 گردن، نیازمند رسیدگی پزشکی خاص است، در همین رابطه و طی مکاتبه وی با دستگاه قضایی، قاضی مربوطه طی دو نامه این موضوع را از زندان استعلام نموده است.
در نامه اول قاضی خواستار پاسخگویی پزشک زندان در مورد وضعیت جسمی این زندانی شده است و در نامه دوم دلیل عدم پاسخگویی زندان و اهمال در این مورد را جویا شده است، علیرغم وضعیت بد جسمی آقای ابراهیمی و در شرایطی که امکان مرخصی استعلاجی برای نامبرده وجود دارد به دلیل عدم توجه مسئولان زندان نامبرده کماکان در شرایط بد در زندان اوین به سر می برد.
حامد روحی نژاد، زندانی سیاسی بعنوان متهم وقایع پس از انتخابات که در طی روزهای اخیر به اتهام ارتباط با یک سازمان سیاسی به اعدام محکوم شده است، در حالیکه به دلیل ابتلا به بیماری ام.اس، ضعف بینایی چشم راست و همینطور آسیب دیدگی سمت راست بدن ناشی از فشار عصبی و بیماری ام. اس خود، در زندان به سر می برد، نیازمند رسیدگی پزشکی خاص است.
در خصوص این زندانی نیز تاکنون دادگاه به دو ارسال نامه اقدام کرده است که به علت عدم اقدام پزشک معالج و پاسخ به استعلام دادگاه نامه ای اعتراضی نیز ارسال داشته است. تداوم عدم توجه پزشکی به وضعیت آقای روحی نژاد باعث وخامت بیماری ام.اس و فلج شدن قسمتهایی از بدن نامبرده خواهد شد.
دیگر زندانی سیاسی بیمار در زندان اوین، عباس خرسندی با محکومیت 8 سال زندان است که نیازمند رسیدگی پزشکی است، این زندانی که سابقه چند سکته قلبی را نیز دارد، روز جاری به دلیل بروز مشکلات شدید داخلی منجمله بیماری گوارشی به بهداری مرکزی زندان اوین انتقال داده شد، نامبرده پیش تر موفق شده بود از دو مرخصی کوتاه مدت استعلاجی برای ناراحتی قلبی خود استفاده کند که به علت عدم تمدید این مرخصی ها و همچنین فراهم نبودن شرایط خدمات پزشکی در زندان، بهبودی برای ایشان حاصل نشده است و کماکان در معرض خطر جدی ناشی از عدم رسیدگی پزشکی قرار دارد.
برچسبها:
گزارش وضعیت بد جسمی سه زندانی سیاسی
چهارشنبه، مهر ۱۵، ۱۳۸۸
روز ۱۵/۷/۱۳۸۸ صالح سلطانی زاده کارمند سازمان صنایع دفاع (صنایع موشکی شهید همت) که در شهریور سال ۱۳۸۵ توسط ضد اطلاعات ارتش به اتهام جاسوسی برای کشور کره جنوبی دستگیر و مدت ۱ سال در زندان ۶۴ پادگان جی و پس از آن در اندرزگاه ۷ سالن ۵ زندانی بود در صبح روز ۱۵/۷/۱۳۸۸ در حیاط زندان اوین به گفته شاهدان و یکی از دوستان تیر باران شد .
صالح متولد آبادان ۳۶ ساله و مغز متفکر پروژه ساخت موشک شهاب ۳ بود که واقعا بدون هیچ گناهی به جاسوسی متهم شد و در آخر هم .....
صالح دوست من بود با هم زندگی کردیم و من خاطرات زیادی از صالح دارم من در سالن ۱ اندرزگاه ۷ و صالح در سالن ۵ اندرزگاه ۷ صالح چیزهای زیادی به من گفت چون هر دو نفر ما به یک اتهام به اعدام محکوم شده بودیم .
من امیدوارم که صالح زنده باشد در غیر این صورت تمام حرفهای صالح را روزی منتشر میکنم تا همه بدانند که صالح بدون هیچ گناهی کشته شد تنها گناه صالح تسلط کامل صالح به زبان کرهای بود و همینطور اطلأع کامل از قابلیتهای موشک شهاب ۳ و....
در هر حال صالح اگر هم کشته شده باشد زنده است و یادش همیشه در بین دوستان سبز
پنجشنبه، مهر ۰۹، ۱۳۸۸
در آستانه شهرآورد پایتخت، هيات رزمندگان غرب تهران و كرج با هماهنگی با مدیریت ورزشگاه آزادی از امشب در کنار درب غربی این ورزشگاه استقرار پیدا میکنند. حسن ضیاء آذری مدیر مجموعه ورزشی آزادی از برپایی چادرهایی برای اسكان تماشاگران شهرستانی (چماقدارانی بسیجی) در شب پیش از بازی داربی و برگزاری نماز جماعت خبر داد و به ایسنا گفت: هیات رزمندگان غرب تهران و كرج طی مذاكره با معاون مجموعه ورزشی آزادی درخواست كردند كه شب قبل از بازی مقابل درب غربی فضایی را برای استراحت و اسكان تماشاگران شهرستانی آماده كنند. برپایی نماز جماعت از دیگر اقداماتی خواهد بود كه بنا است انجام شود
کمتر کسی در مورد نقش مهم سپاه پاسداران در ساختار قدرت در جمهوری اسلامی تردید از خود نشان میدهد. آنچه همواره مورد ابهام و موضوع گمانه زنیها بوده، جایگاه نیروهای نظامی در تصمیم گیریهای سیاسی و رابطه سپاه با خامنه ای است.سالروز آغاز جنگ عراق و ایران همواره فرصتی است برای نمایش توان نظامی سپاه پاسداران و نیروهای بسیج. از زمان روی کار آمدن محمود احمدینژاد، نمایش قدرت سپاه به عرصه سیاست نیز کشیده شده است.سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با پایان گرفتن جنگ ایران و عراق فعالیت اقتصادی خود را گسترش داد. نطفه این فعالیت ها در دوران جنگ و زمانی بسته شد که فرماندهان ارشد این نهاد عهده دار انجام بخشی از معاملات پنهانی برای خرید اسلحه و تجهیزات در شرایط تحریم ایران از سوی کشورهای غربی شدند. نیروی عظیم انسانی، وسائل و ماشین های سنگین به جا مانده از زمان جنگ، راه را برای افزایش این فعالیت ها هموارتر کرد.گریز از کنترل قانون به یاری رهبر و دولتدر دو دهه ی گذشته هیچ فعالیت سودآور اقتصادی از چنگاندازی نیروهای سپاه در امان نبوده است. استفاده از رانت های اطلاعاتی و نیروی سازمانیافته ی نظامی، سپاه را در برخی حوزه ها میداندار بی رقیب تجارت و تولید کرده است. در مورد فعالیت های اقتصادی سپاه پاسداران خبر، گزارش و شایعه فراوان منتشر شده است. این فعالیت ها مدتهاست امر پنهانی نیستند، گرچه شاید ابعاد واقعی آن بر همه آشکار نباشد. فعالیت اقتصادی سپاه از بانکداری تا صنایع نفتی را دربر میگیرد. بزرگترین شرکت های ساختمانی و راهسازی، و مهمترین صنایع و کارخانه ها یا به سپاه متعلق اند یا به شرکت های ظاهرا خصوصی زیر مجموعه ی این نهاد نظامی.اصل ۱۴۷ قانون اساسی به دولت اختیار میدهد «در زمان صلح از افراد و تجهیزات فنی ارتش در کارهای امدادی، آموزشی، تولیدی، و جهاد سازندگی» استفاده کند. ظاهرا این اصل مبنای فعالیت های اقتصادی نظامیان است. سپاهیان در عمل فعالیت های خود را با اختیاراتی توجیه میکنند که توسط رهبر کنونی جمهوری اسلامی،علی خامنه ای، به آنها داده شده است. پیوند خوردن کارهای تولیدی سپاه با صنایع نظامی امکان دیگری به این نهاد میدهد تا به بهانه رعایت مسائل امنیتی نظارت بر فعالیت هایش را به حداقل برساند.چنگاندازی سپاه به صنایع نفت و گازمجتمع قرب یکی از برگترین مجموعه های اقتصادی ایران است که ریاست هیات مدیره آن را فرمانده سپاه بر عهده دارد. از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد، سپاه قرارداد توسعه فاز پانزدهم و شانزدهم میدان نفتی فارس جنوبی و قرارداد مشارکت در کشیدن خط لوله گاز به پاکستان و هند را مانند صدها قرارداد دیگر، بدون شرکت در مناقصه به دست آورد. بهره گیری شرکت های وابسته به سپاه از سرمایه بانک های دولتی، معافیت های مالیاتی و رانت اطلاعاتی به آنها امکان میدهد، در صورت شرکت در مناقصه ها نیز توان رقابت را از بخش واقعا خصوصی بگیرند. سپاه پیشتر نیز در عرصه های متفاوتی فعال بوده، دولت نهم بستن قرادادهایی را برای سپاه ممکن کرد که ارزش برخی از آنها بیش از ۸ میلیارد دلار بود.محمود احمدینژاد در ابتدای کار دولت نهم، سازمان برنامه و بودجه را که قرار بود نهادی مستقل باشد، منحل و آن را به یکی از اداره های زیر مجموعه ی دولت بدل کرد. این سازمان پیش از انحلال به شیوه سپردن قراردادهای کلان به سپاه بدون طی تشریفات قانونی اعتراض کرده بود. در اغلب موارد نهادهایی که باید بر اینگونه فعالیت ها نظارت کنند یا منحل و محدود شده اند یا به اعتراض هایشان بیتوجهی شده است. تصاحب ۵۱ درصد از سهام مخابرات به وسیله یکی از شرکت های وابسته به سپاه که ابتدای مهرماه صورت گرفت، نمونه دیگری از گسترش فعالیت های اقتصادی نظامیان است. ظاهرا فروش این سهام، به ارزش ۸ هزار میلیارد تومان، که به عنوان بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران به ثبت رسید، در چارچوب اجرای اصل ۴۴ انجام گرفت که هدف آن خصوصی سازی شرکتهای دولتی عنوان میشود. واگذاری سهام مخابرات به یک نهاد شبه دولتی با اعتراض های فراوانی روبرو شده است. علی لاریجانی، رئیس مجلس هشتم، روز چهارشنبه، هشتم مهرماه ۸۸، وعده داد: «ميزان مطابقت معامله مخابرات با اصل ۴۴ پيگيری میشود.»دخالت نیروهای نظامی در انتخاباتفعالیت های اقتصادی نظامیان به آنها قدرتی داده که دامنه ی آن به سیاست نیز کشیده شده است. شواهد و گزارش های متعددی نشان میدهد که سپاه پاسداران لااقل از انتخابات مجلس پنجم، دخالت در امور سیاسی را در سطح وسیعی آغاز کرد. روزنامه کیهان ۲۹ فروردین ۱۳۷۵ از قول فرمانده کل سپاه خطاب به نظامیان نوشت، در دور دوم انتخابات مجلس پنجم به صحنه بيایند و با رای خود جلوی ورود «ليبرالها ولو يک نفر آنها به مجلس» را بگیرند. پس از انتخابات، "حزبالله" با انتشار بیانیه ای از هدایت «جريان انتخابات به مسير صحيح» سخن گفت و فرمانده کل سپاه این اقدام را «اولين عمليات سياسی اين نيرو» خواند که به گفته ی او، در تاریخ فعالیت هایش به ثبت خواهد رسید. این عملیات که نخستین گام جدی نیروهای نظامی برای قبضه کردن قدرت سیاسی بود، با پیروزی غیرمنتظره ی محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ برای مدتی به تعویق افتاد. تحلیلگران نقطه عطف چنگاندازی نظامیان به اهرم های قدرت سیاسی را انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری میدانند. در این انتخابات محمود احمدینژاد با یاری آنچه از سوی فرماندهان سپاه «عملیاتی پیچیده و چند لایه» توصیف شد، به قدرت رسید.آغاز نزدیکی استراتژیک خامنه ای و سپاهدخالت نیروهای نظامی در انتخابات مجلس پنجم با حمایت تلویحی خامنه ای انجام شد که ناخشنودی خود را از پیروزی «لیبرالها» در دور اول انتخابات ابراز کرده بود. برخی از تحلیلگران معتقدند، دخالت موثر نظامیان در روند انتخابات مجلس از سویی، و پیروزی خاتمی بر نامزد مورد حمایت خامنه ای از سوی دیگر، باعث بسته شدن نطفه نزدیکی استراتژیک رهبری جمهوری اسلامی با نظامیان و سهیم کردن آنها در قدرت سیاسی شد. عده ای نیز معتقدند، با افزایش قدرت سپاه و دوری اصلاح طلبان از رهبری، خامنه ای برای حفظ موقعیت خود، چاره ای جز تکیه بر حمایت آنها نداشته است. در این میان تئوری های دیگری از نقش محوری افرادی دیگر منجمله مجتبی خامنهای، فرزند رهبر، در ساماندهی قدرتگیری نظامیان سخن میگویند.پنهان بودن بخشی از عملکرد و برنامه های سپاه، محدودیت منابع اطلاعاتی قابل اعتماد، تعدد مراکز تصمیم گیری و سرشت امنیتی – اطلاعاتی ساختار قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی، اظهار نظر قطعی در مورد روابط نهادها، جریانها و افراد مختلف را بسیار دشوار کرده است. کم نیستند ناظرانی که اعتقاد دارند، پیچیده و پنهان ماندن روابط قدرت در ایران، حاصل وجود گرایش های مختلفی است که ممکن است به لحاظ عقیدتی به هم نزدیک، اما از منظر منافع در تقابل با هم قرار داشته باشند. به هر تقدیر، همین پیچیدگی به نهادهای مختلف امکان میدهد، از زیر بار مسئولیت پذیری شانه خالی کنند.ماموریت جدید سپاه، مقابله با «تهدیدهای داخلی»برخی از تحلیلگران معتقدند، افزایش نارضایتی عمومی و نگرانی حکومت از ناآرامی های داخلی، باعث شده تا رهبری جمهوری اسلامی نیروهای نظامی را به عنوان ضامن بقای خود در قدرت سهیم کند و دولت نهم برآیند چنین رویکردی است. با روی کار آمدن محمود احمدینژاد، فرماندهان ارشد سپاه به شکل کم سابقه در پست های سیاسی جا گرفتند. در دو سال اول دولت نهم که در پی ناتوانی در مهار تورم و کاهش بیکاری، موج ناخشنودی مردم افزایش یافت، تغییرات وسیعی نیز در ساختار نیروهای نظامی صورت گرفت که حتا به تعریف جدیدی از وظایف آن منجر شد. شهریور ماه سال ۸۶ محمد علی جعفری به عنوان فرمانده کل نیروهای سپاه، جانشین یحیی رحیمصفوی شد. او هفتم مهرماه ۸۶، از تغییر استراتژی این نیرو خبر داد که به گفتهی او، «از سوی رهبر انقلاب مشخص شده.» جعفری گفته است: «ماموریت اصلی سپاه در حال حاضر مقابله با تهدیدهای داخلی است و سپس در صورت تهدید نظامی خارجی سپاه به كمك ارتش خواهد شتافت.».تجدید نظر در منع فعالیت سیاسی نظامیاننیروهای نظامی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری فعال تر از پیش حضور یافتند. پیشتر با رعایت ظاهری فرمان خمینی که ورود نیروهای نظامی به فعالیت های سیاسی را منع کرده بود، فرماندهان سپاه هر گونه دخالت در انتخابات را تکذیب می کردند. در آستانه و پس از انتخابات اخیر، بحث به ضرورت ارائه تفسیر تازه ای از این فرمان نیز کشیده شد. حجتالاسلام علی سعيدی، نماینده رهبری در سپاه، پنجم مرداد ماه در گفتوگو با خبرگزاری ایلنا گفت، باید «شرايط زمانی و مكانی آن [فرمان] مد نظر قرار گيرد چرا كه ممكن است يك مطلبی در زمان خاصی مقتضيات لازم را داشته باشد و در زمان ديگر نداشته باشد.» او با انتقاد از کسانی که به نظر خمینی استناد میکنند، افزود: «در امور حكومتی نظر ولی فقيه حاكم بايد مورد توجه باشد.» علی سعیدی میگوید: «بايد شرايط زمانی و مكانی و تهديدات و توطئهها را لحاظ كرد.»نیاز سپاه به «ولی فقیه»انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و حوادثی که پس از اعلام نتایج آن رخ داد، صف بندی های سیاسی و جنگ قدرت در ایران را شدیدتر کرد، اما معمای نقش نیروهای نظامی در ساختار قدرت را به تمامی حل نکرد. ظاهرا خامنه ای و دولت مورد حمایتش در مواجهه با تظاهرات گسترده و ادامهدار شهروندان و نارضایتی هایی که در بین قشرهای مختلف، به ویژه مراجع تقلید، بالا گرفته، بیش از پیش به حمایت نیروهای نظامی وابسته شده اند. برخی معتقدند، این وابستگی و نقشی که سپاه در جریان انتخابات و پس از آن ایفا کرد، فرماندهان نظامی را تشویق کرده تا یورش نهایی برای در دست گرفتن تمام قدرت را آغاز کنند. جمهوری اسلامی ویژگی هایی دارد که این اقدام را به سادگی ممکن نمی کند.موقعیت نیروهای نظامی و دیگر تشکل هایی که خود را حامیان «نظام» میدانند، در جمهوری اسلامی با کشورهایی چون ترکیه و پاکستان بسیار متفاوت است. در ایران این نیروها مشروعیت خود را در چارچوب نظامی تعریف میکنند که رکن و محور آن را ولایت فقیه تشکیل میدهد. به همین دلیل، در حالی که از قدرتی تعیینکننده برخوردارند، مجبورند خود را مطیع فرامین رهبری وانمود کنند. به گمان عده ای از صاحبنظران، خدشه بر اقتدار رهبری، که در ماجراهای پس از انتخابات اتفاق افتاده، زیر پای تمام نیروهایی را که سرنوشت خود را با وجود او پیوند زده اند خالی میکند.«همه امور دست سپاه و رهبری است»به نظر میرسد حوادث پس از انتخابات و شدت اعتراض ها چنان بوده که برخی از معادلات سابق را به هم زده و مناسبات را محتاج تعریف دوباره کرده است. سناریوهای مختلفی که در روزهای گذشته از آینده ی احتمالی ترکیب قدرت در جمهوری اسلامی ارائه شده، هم نشانی از ضرورت تغییرات در خود دارد و هم گواهی بر پیچیده بودن ساختار سیاسی موجود است. محمد نوریزاد که از نویسندگان کیهان بوده و خود را همچنان از شیفتگان خامنه ای میداند، در نامه ی سرگشاده ای که ۲۹ خرداد ۸۸ در وبلاگش منتشر کرد، او را متهم میکند که در ترویج فساد و دروغ نقش داشته. نوریزاد همچنین مینویسد: «حوادث بعد از انتخابات، همه معادلات فکری و انسانی ما را بهم زد. رفتاری که تحت امرحضرتعالی با مردم شد، رفتار همشان و همطراز زحمت و فهم و همراهی مردم نبود.»شخصی که خود را از فرماندهان سابق سپاه و از آشنایان نوریزاد معرفی میکند، در واکنش به این نامه ی سرگشاده، یادداشتی خطاب به او نوشت و در آن به گوشه هایی از چگونگی اداره کشور اشاره کرد. او معتقد است: «در کشور ما نه احمدینژاد کاره ای است نه مجلس، نه دولت و نه قوه قضاییه. همه امورات و جنایات در حفاظت اطلاعات سپاه و بسیج طراحی میشود و رهبری هم تأیید میکند.» این فرمانده سابق میگوید، فرماندهان ارشد سپاه دور خامنه ای را گرفته اند و با دور کردن کسانی چون ناطق نوری و هاشمی رفسنجانی، به سوی قبضه کردن قدرت گام برمیدارند.سخنان متناقض خامنه ای و فرمانده سپاهمحمد علی جعفری از سال ۸۴ به فرمان رهبر جمهوری اسلامی مامور راه اندازی ستاد راهبردی سپاه پاسداران شد که یکی از وظایف اصلی اش، طراحی تغییراتی در ساختار نیروهای نظامی بود. جعفری را با توجه به چنین مسئولیت هایی میتوان یکی از فرماندهان نزدیک و مورد اعتماد خامنه ای قلمداد کرد. او پس از انتخابات چند بار سران اصلاح طلبان را به تحریک مردم و دامن زدن به اغتشاش متهم کرده و خواهان محاکمه آنها شده است. جعفری در یکی از سخنرانی های اخیر خود، با استناد به اعتراف های برخی از متهمان اصلاح طلب در زندان، از جمله محمد علی ابطحی و محمد عطریانفر، خاتمی رئیس جمهور پیشین و تعدادی از سران این جناح را متهم کرد، قصد تغییر بنیادی جمهوری اسلامی و کنار گذاشتن خامنه ای را داشته اند. این سخنان گرچه ظاهرا با تایید و در ادامه ی موضع گیری های رهبر جمهوری اسلامی ابراز شده، با مخالفت او روبرو شد.خامنه ای در نماز عید فطر، ۲۹ شهریور، گفت، اعترافات متهمان علیه اشخاص دیگر شرعا و عرفا اعتباری ندارد و قابل استناد نیست.فاصله گرفتن رهبری از دولت و سپاه؟شخصی که خود را عضو سابق دفتر سیاسی سپاه پاسداران معرفی میکند، با انتشار نامه ای تناقض سخنان رهبر جمهوری اسلامی با ادعاهای فرمانده منصوبش را جزیی از یک سناریوی جدید در تقسیم قدرت عنوان کرده است. او مدعی است، جعفری هرگز بدون اجازه رهبر چنین اتهاماتی را به این اشخاص وارد نمیکرد. در این نامه آمده است، موضعگیری متناقض خامنه ای «به توافقی بر میگردد که بین او و هاشمی رفسنجانی و تنی چند از خیرخواهان صورت گرفته است تا حساب رهبری و نظام را از اتفاقات و جنایات صورت گرفته اخیر جدا کنند.». این کار ظاهرا با این نیت انجام میشود که گناه خشونت های پس از انتخابات علیه تظاهرکنندگان را «به گردن دولت و سپاه با این بهانه که خودسرانه عمل کرده اند بیندازند.» نویسنده ادعا میکند، جعفری و محمود احمدی نژاد از این توافق آگاه شده اند و در واکنش به آن، در تازه ترین سخنان خود تاکید میکنند، آنچه سپاه و دولت انجام داده اند، همه به دستور خامنه ای بوده است.«اتفاقاتی مهم در آیندهای نزدیک»نامه ها و خبرهایی که در روزها و هفته های اخیر در مورد تنش های موجود در روابط قدرت منتشر شده، به ویژه تا جایی که به نقش نیروهای نظامی مربوط میشود، الزاما موثق و کاملا قابل اعتماد نیستند. اظهارات ضد و نقیض سران نظام و فرماندهان ارشد سپاه، در شرایطی که اغلب مفسران آن را یکی از بحرانی ترین دوران حکومت جمهوری اسلامی تفسیر میکنند، لااقل یک فرضیه را به واقعیت نزدیک می نمایاند: ادامه ی وضعیت پر ابهام موجود و تکیه بیش از حد به قدرت نظامی برای اداره ی کشور نه ساده است و نه در دراز مدت ممکن. شاید این تحلیل "عضو سابق دفتر سیاسی سپاه پاسداران" که «نزاع جدیدی که امروز در حال تکوین و گسترش است نزاع بین رهبری و هاشمی از یک طرف و بخشی از حاکمیت سپاه و دولت از طرف دیگر است»، زیاد از واقعیت دور نباشد و این هشدار او را باید جدی گرفت که «این چالش جدید حکایت از اتفاقاتی مهم در آیندهای نزدیک دارد.»

هنگامي كه از مسئولان جمهوری اسلامی پرسيده شد كه چرا تاسيسات قم در عمق زمين مخفي شده است ادعا شد كه خطر دائمي حمله آمريكا در دوره رياست جمهوري بوش و تهديدات دائمي اسرائيل دليل اصلی بوده است!.مقامات واشنگتن معتقدند كه اين اقدام ايران پس از آن صورت گرفت كه قدرت هاي غربي قصد داشتند وجود اين تاسيسات را به عنوان "كشف" تاسيسات محرمانه اي اعلام كنند. ساخت اين تاسيسات در سال 2006 آغاز شد و در عمق مناطق كوهستاني ايجاد شده است.براساس تصاوير ماهواره اي منتشر شده، اين تاسيسات در فاصله 160 كيلومتري جنوب شهر تهران و در نزديكي شهر قم قرار دارند.منابع غربی می گویند قرار است سه هزار دستگاه سانتريفيوژ در اين تاسيسات نصب و راه اندازي شوند و غني سازي در اين دستگاه ها با سرعتي بالاتر از سرعت صوت انجام شود.

يك مقام وزارت اطلاعات حكومت اسلامي كه اخيراً به اروپا پناهنده شده است در يك افشاگري بي سابقه اعلام كرد كه در معاونت هاي ده گانه وزارت اطلاعات واحدهايي وجود دارد كه مأموريتشان ايجاد هسته هاي تحت كنترل در درون اپوزيسيون خارج ازكشور است. به گفته اين مأمور كه خواست ناشناس بماند، وزارت اطلاعات مطالبي راكه براي ايجاد توازن ميان جناحهاي نظام لازم دارد به له يا عليه يكي از شخصيتهاي بلندپايه نظام، يا جناحهاي آن، از طريق اين هسته ها در خارج از كشور مطرح مي نمايد.وي در بين اين واحدهاي معاونت اپوزيسيون از واحد خامنه اي، رفسنجاني، خاتمي و... نام برد. او در تعريف وظايف اين هسته هاي تبليغاتي در خارج از كشور گفت: « اينها افراد، گروهها و رسانه هايي هستند كه از طرف وزارت (اطلاعات) مورد پشتيباني محتوايي، مالي و تداركاتي قرار مي گيرند تا برعليه يكي از جناحها يا شخصيتهاي حكومت اسلامي تبليغ كنند. افراد بايد از طريق انتشار، سخنراني، مصاحبه، حضور در مجالس، تلفن بر روي كانالهاي راديويي و تلويزيوني و غيره عمل كنند. رسانه ها بايد خط ديكته شده و توافق شده را پيش برند و در انتخاب موضوعات، اخبار، مطالب، افراد، برنامه سازان به مسير تعيين شده توجه كنند. سازمانها و گروهها نيز بايد در اطلاعيه ها و انتشارات خود، سايتهاي اينترنت، جلسات و سخنراني خطوط ديكته شده را پيش ببرند ». وي اضافه مي كند: « ما افرادي را در خارج از كشور داريم كه كارشان عبارتست از تماس با چهره هاي سرشناس اپوزيسيون و خود را پيرو و يا هوادار آنها نشان دادن. آنها بايد اين نزديك شدن را به طور فعال انجام دهند و با تعريف و تمجيد از آن شخصيت تماسهاي فردي با وي برقرار كرده و بباورانند كه با نيت خوب و جهت مبارزه با حكومت اسلامي عمل مي كنند. سپس بتدريج ضمن كشف افكار، عقايد، روانشناسي فردي، روابط و شبكه هاي همكاري اين شخصيت اطلاعات را به وزارت بفرستند و در مقابل دستورات وزارت را در رابطه با اين شخصيت بكار گيرند ».اين مأمور ادامه مي دهد: « ما از طريق برخي افراد كه با ما همكاري دارند جمع كثيري از ايرانيان خارج از كشور را تحت اختيار داريم، بدين ترتيب كه مأمور با افرادي چند در تماس است از آنها كسب اطلاع مي كند و به آنها خط مي دهد، آنها را بر له يا عليه كسي يا جرياني تحريك مي كند و يا براي توزيع يك شايعه از آنهااستفاده مي كند ».او مي گويد: « ما آنچه را كه بعنوان موضوع عمده براي رسانه هاي خارجي بايد مطرح شود تعيين مي كنيم، در هر زمان از طريق امكانات رسانه هاي در اختيار خود، يك موضوع را مطرح كرده و سپس از شبكه خود به اين جريان دامن مي زنيم. با تلفن هاي مختلف به راديو و تلويزيونها اين موضوع را بصورت پرسش يا طرفداري و يا انتقاد مطرح كرده و آن رسانه يا آن برنامه ساز را وادار مي كنيم كه به واكنش بپردازد ».وي سپس اضافه مي كند: « كار جذب ايرانيان از طريق واحدهاي مربوط به سفارتخانه ها در هر كشور انجام مي شود و فقط در آمريكا اين كار بعهده افراد مشخصي است. پس از آنكه فرد شناسايي شد بسته به اينكه به ايران رفت و آمد داشته باشد يا خير كارها تنظيم مي شود. معمولاً كار جذب افرادي كه به ايران مي روند و مي آيند بسيار ساده است و ريششان راحت در گرو مي باشد. در مورد ساير ايراني ها نيز از طرق مختلف اقدام مي شود از جمله بوسيله دوست و آشناي آنها و شناخت از زندگيشان، نيازهايشان، مشكلاتشان و تمايلاتشان اين كار انجام مي شود ».اين شخص ادامه مي دهد: « افراد، رسانه ها و تشكيلات متعلق به وزارت (اطلاعات) وظيفه دارند كه در زمانهاي معمول به كار خود بپردازند و نقش رسانه هاي يا بيطرف و يا مخالف نظام را ايفا كنند. البته مخالف آن بخش از نظام كه تعيين و تعريف شده است. در اين مواقع عادي هدف فقط پيش بردن اهداف كلي نظام است، يعني دوركردن افكار از نوع مبارزه راديكال از يكسو و مانع از شكل گيري يك خط متحدساز شدن از طرف ديگر. آنها به اين دو وظيفه كلي ادامه مي دهند تا در مواقع خاص مأموريت هاي مشخص داده شود. در آن زمان اين نيروها بايد به آن مأموريت بپردازند و از امكانات خود براي احراز آن استفاده كنند.» وي درباره اين مأموريت ها توضيح مي دهد: « مثلاً آنكه برعليه فلان جريان اپوزيسيون يا يك تشكيلات و يا يك شخص وارد عمل شوند و اجازه ندهند كه اين جريان يا شخصيت مطرح شود و پا بگيرد، معمولاً جريان اينطورست كه خط اصلي توسط تهران تعيين مي شود و يكي از رسانه های شبكه وزارت، آنرا مطرح مي سازد، بلافاصله وسايل ارتباطي ديگر شبكه و يا افراد درون آن كار خود را آغاز كرده و اين خط را به پيش مي برند. همه ابزارها به كار گرفته مي شود: مطبوعات، اينترنت، راديوها، تلويزيونها، تلفن و ارتباط فردي، تشكيل جلسه و سخنراني، گردهمآيي و سمينار و امثالهم و غيره. همه راهها مجازند به شرط آنكه خط را به پيش برند و تبليغات را تقويت كنند. هدف اشغال صحنه توسط موضوعات مورد نظر وزارت است »..او هم چنين مي گويد: « از دانشجويان بورسيه حداكثر استفاده مي شود، آنها در هر سفر به ايران جلسات ويژه دارند و تخليه اطلاعاتي شده و توجيه مي شوند. علاوه بر اين، گزارش ماهيانه بايد بدهند و يا گزارش ويژه اگر لازم باشد. از همسران دانشجويان بورسيه براي نفوذ به خانواده هاي ايرانيان مقيم هر كشور استفاده مي شود. مأموريت هايي مانند تلفن زدن به رسانه ها نيز با آنهاست. بعضي حتي دوره آموزشي قبل از اعزام طي كرده اند. در زمان حضور در هر كشور نيز گزارش هاي ويژه داراي ارزش حتي پاداش دريافت مي كنند. هر چند زوج دانشجوي بورسيه تحت نظر يك مسئول اداره مي شود كه معمولاً با سفارت و يا مستقيم با تهران در ارتباط است ».اين مأمور سپس ميافزايد: « پر كردن صحنه تبليغاتي و رسانه هاي خارج از كشور يك كار هماهنگ ميان وزارت (اطلاعات) و وزارت خارجه و نيز چند سازمان دولتي ديگر مانند سازمان تبليغات (اسلامي) است. بودجه آن از طريق چندين منبع از جمله دفتر ولي فقيه و نيز بودجه ويژه اي كه ظاهراً برادر رفسنجاني اداره مي كند تأمين مي شود. چندين رابط در لندن كار توزيع اين بودجه را در اروپا بعهده دارند و يك رابط در امارات نيز برخي ديگر از اين افراد و رسانه ها را مورد حمايت مالي قرار مي دهند. در دبي در پوشش يك شركت تجاري اين كارها صورت مي پذيرد ».او مي گويد: « چندين مورد بوده كه پورسانتاژهاي حق واسطه گري براي معاملات انجام شده توسط فلان شركت خارجي در ايران به حساب رابط ها در خارج از كشور ريخته شده است. هدف آنست كه رد كمتري از جانب دولت ايران در اين بده بستانها به جاي گذاشته شود. مواردي از حمل بسته هاي ترياك در كيفهاي ديپلماتيك بوده كه در خارج از طريق رابطها به عنوان پاداش به همكاران شبكه داده مي شود ».اين فرد سپس مي افزايد: « در داخل وزارت مخابرات واحد كنترل تلفنها روزانه هزاران مكالمه را كه از طريق كارتهاي مخصوص و شماره هاي مخصوص انجام مي شود مورد شنود قرار مي دهد. اين واحد در واقع متشكل از مأموران سپاه وزارت اطلاعات است كه به كنترل شماره هايي مي پردازد كه از كارتهاي شركتهاي ساخته وزارت اطلاعات در خارج استفاده مي كنند. چند شركت كه توسط آقازاده ها مورد سرمايه گذاري قرار گرفته به ترمينالهاي اين واحد كنترل در ايران وصل هستند و تمامي استفاده كنندگان از كارتهاي آنها مورد شناسايي و شنود قرار مي گيرند ». او هم چنين اضافه مي كند: « شناسايي مخالفان فعال در خارج از كشور و تهيه پرونده از آنها جزو وظايف اوليه شبكه است و آنها چندين كارشناس كامپيوتر براي اين منظور به خارج از كشور ارسال داشته اند».

پس از تجمعات اعتراض آمیز در دانشگاه ها:
با گذشت ساعاتی از آغاز بازگشایی دانشگاهها درکشور ودرپی تجمع اعتراض دانشگاه تهران و دانشگاه صنعتی شریف،عصردیروز خیابان های تهران رنگ نظامی کامل به خود گرفت تا استقرار حکومت نظامی به صورت رسمی اعلام شود.در همین راستا تهران از اولین ساعات صبح دیروزشاهد حضورسنگین نیروهای انتظامی و بسیجی درمسیرهای انقلاب،قدس،چهارراه ولی عصر،میدان ولی عصر،کارگرجنوبی و شمالی،حومه خوابگاه کوی دانشگاه،اطراف دانشگاه صنعتی شریف و خیابان ادواردبراون به سمت درب اصلی دانشگاه تهران بود.نیروهای نظامی وابسته به سرکوبگران دولتی با حضوردرپیاده روها وچهارراه ها مانع ازتوقف مردم می شدندوآنان را متفرق می کردند.با گذشت ساعاتی ازظهر حضوربسیجیان در خیابان ها تشدید شدوشکل جدیدتری به خود گرفت. از ساعت 17 بعد ظهر، نیروهای بسیج با تجهیزات کامل دراطراف میدان هفت تیر مستقر شدند، درهمان حال نیروهای لباس شخصی و گارد ضد شورش خیابان های اطراف میدان هفت تیر تا خیابان کریم خان زند را تحت محاصره خود درآوردند. همچنین واحد های گارد ضد شورش سپاه و نیروی انتظامی درمیدان انقلاب، مقابل دانشگاه تهران و چهار راه ولی عصر مانع از تجمع جوانان شدند.این نیروهادرقالب گروههای 30نفره و با تجهیزات کامل و به طور مشهود از ظهر تا ساعات پایانی نیمه شب در خیابان ها حاضر بودند و حتی به عابرین هم تذکر می دادند که در یک نقطه نایستند. به گفته یکی از شاهدان عینی در خیابان 16 آذر، ماموران به هیچیک از عابران، حتی در پیاده رو ها اجازه توقف نمی دادند و گروه های بیش از سه نفره را متفرق می کردند. ماموران نیروی انتظامی هم بابرقراری ایستگاههای ایست بازرسی درمیدان ولی عصر تهران جلوی برخی از اتومبیل ها را می گرفتند وآنها رابازرسی می کردند. به همین علت ترافيك سنگيني در بلوارکشاورز تا خيابان انقلاب تهران به وجود آمد و تنها موتورسيكلتهاي متعلق به نیروی انتظامی حق تردد درپیاده روهای مركزي شهر تهران راداشتند.
برچسبها:
حکومت نظامی غیررسمی درخیابان ها

دانشجویان ساکن خوابگاه دخترانه کوی دانشگاه تهران که شب ها از بالکن اتاق های خود اقدام به گفتن الله اکبر می کنند، توسط نیروهای انتظامات خوابگاه مورد تهدید قرار گرفتند.این دانشجویان توسط زنان انتظامات دانشگاه تهران شناسائی شده و سپس با احضار به مدیریت خوابگاه ها مورد تهدید قرار می گیرند تا مقدمات برخورد انضباطی با آنان فراهم شود.پیش تر نیز خبرنامه امیرکبیر از وجود چنین برخوردهائی در خوابگاه دختران خبر داده بود اما چندی بعد سید مهدی قمصری در مصاحبه ای با مهر، اظهار داشت که "تهدید دانشجویان برخورد محسوب نمی شود و تا زمانی که دانشجویان به کمیته انضباطی احضار نشوند، هیچ برخوردی با آنان صورت نگرفته است".هم چنین به گفته ی دانشجویان ساکن خوابگاه های فاطمیه، اعتراض دانشجویان دختر به کیفیت بسیار پائین امکانات رفاهی نسبت به سال گذشته با برخوردهای انضباطی روبرو شده است.به گزارش خبرنامه امیرکبیر، چندی پیش تعدادی از دانشجویان ساکن خوابگاه شهید چمران با حضور در دفتر مدیریت خوابگاه دختران نسبت به افزایش تعداد دانشجویان از 4 نفر به 6 نفر در هر اتاق اعتراض کردند. به گفته ی این دانشجویان یکی از مسئولین خوابگاه دختران، بنام "افشار"، به جای پاسخگوئی به دانشجویان با باقرزاده مدیری کل امور خوابگاه ها تماس گرفته و موضوع را به وی اطلاع می دهد و باقرزاده نیز از وی می خواهد که اسامی دانشجویان معترض را برای احضار به کمیته انضباطی به وی بدهد.پس از این ماجرا با خانواده های دانشجویان تماس گرفته شده و از دانشجویانی که معترض به مسائل صنفی بوده تعهدی مبنی بر عدم اعتراض پیرامون مسائل دانشگاه اخذ شده است.برخوردهای شدید مدیریت دانشگاه تهران به دستور مستقیم نهادهای امنیتی و بمنظور جلوگیری از هر گونه اعتراضات دانشجوئی صورت می گیرد. این در حالی است که اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران در روز 6 مهر بی نتیجه بودن این برخوردها را نشان داد.

تعطیلی بی سر و صدای کمیته حقیقت یاب مجلس
عضو کمیته حقیقت یاب مجلس خبر داد: «گزارش کمیته حقیقت یاب مجلس تا کنون تهیه نشده است و این کمیته در یک ماه و نیم گذشته هیچ جلسهای برای جمع بندی نداشته است». حمید رضا کاتوزیان در گفتگویی با مهر، این خبر را اعلام کرد و در پاسخ به این سئوال که چطور شما در مصاحبه های گذشته از نهایی شده این گزارش خبر داده بودید، نیز گفت: «علت این بود که افرادی که مسئول تهیه این گزارش بودند مدام سخن از تهیه آن گفتند اما در زمان کنونی هیچ گزارشی آماده نشده است، زیرا در صورت تهیه گزارش باید یک جلسه برای جمع بندی آن تشکیل شود که در یک ماه و نیم گذشته هیچ جلسهای تشکیل نشده است».عضو کمیته حقیقت یاب مجلس یادآور شد: «به نظر میرسد فرد یا افراد مسئول که ماموریت نوشتن این گزارش را داشتند پیگیری لازم را نداشته و هیچ اقدامی برای تهیه آن نکردهاند».کمیته حقیقت یاب مجلس بعد از حمله عده ای ناشناس به کوی دانشگاه و مجتمع مسکونی سبحان درحوادث و اتفاقات اعتراضی نسبت به نتایج انتخابات تشکیل شد و ماموریت شناسایی عوامل حمله کننده به کوی و مجتمع سبحان و همچنین بررسی ابعاد دیگر این حادثه را بر عهده داشت.در طول ماههای گذشته خبرهای زیادی از تهیه این گزارش و ارائه آن به مجلس منتشر شد، اما صرفا یک گزارش اولیه در جلسه غیر علنی مجلس ارائه شد که به دلیل مخالفت عده ای از نمایندگان با این گزارش و اعتراض به آن در زمان ارائه، تنش فیزیکی نیز بین نمایندگان پیش آمد. به گفته برخی از اعضای این کمیته قرار بود گزارش نهایی آن به زودی در مجلس ارائه شود و حتی بر سر قرائت متن این گزارش در جلسه علنی یا غیر علنی نیز بحثهایی بین اعضای کمیته مطرح بوده است، اما در تماس خبرنگار مهر با افرادی چون الیاس نادران و محمد حسن ابوترابی فرد که گفته میشود مسئولیت تهیه گزارش را به عهده دارند، هیچ پاسخی به این سئوال که آیا گزارش کمیته تهیه شده و آیا در آینده نزدیک به مجلس ارائه خواهد شد، دریافت نشد.رئیس مجلس 25 خرداد ماه حسن ابوترابیفرد، حمید رضا کاتوزیان، علیرضا زاکانی، الیاس نادران، علی عباسپور و کاظم جلالی را به عضویت در کمیته حقیقت یاب منصوب کرده بود.
پنجشنبه، شهریور ۱۹، ۱۳۸۸

گرگان خوب بدانند...
در این ایل غریب گر پدر مرد ...
تفنگ پدری هست هنوز..
گرچه مردان قبیله همه کشته شدند
،توی گهواره چوبی،پسری هست هنوز.
.آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
در این ایل غریب گر پدر مرد ...
تفنگ پدری هست هنوز..
گرچه مردان قبیله همه کشته شدند
،توی گهواره چوبی،پسری هست هنوز.
.آب اگر نیست نترسید که در قافله مان
دل دریایی و چشمان تری هست هنوز
برچسبها:
دل دریایی
پنجشنبه، شهریور ۱۲، ۱۳۸۸
خبر درگذشت سعیده پورآقایی که به طرز دردناکی کشته شده است، مانند اخباردیگر شهیدان روزها و هفتههای گذشته ایران برایام دردناک بوده و است.اما درگذشت این عزیز گرامی برایام وقتی بیشتر مایهی اندوه و ماتم شدکه فهمیدم سعیده پورآقایی خواهر دوست گرامیام «سپیده پورآقایی» فعالحقوقبشر است.این خبر تاسفانگیز که نشانهیی دیگر برای دولت بر خون نشستهی حال حاضراست، باز هم غمی دیگر در دلمان نشاند و مایهی خشم و نفرت از دولت وحکومتی شد که مدعی عدالت و اسلامیت است.درگذشت سعیده پورآقایی را به خواهر ارجمندش سپیده پورآقایی و همسرگرامیاش قاسم شیرزاد که از دوستان بسیار عزیز و قدیمیام است، تسلیتمیگویم و امیدوارم عوامل این جنایت هر چه زودتر به سزای عملشان برسند.سپیده و قاسم عزیز مرا نیز در غم خود شریک بدانید.اما یک نکتهی تامل برانگیز در مورد اخبار اعلام شده در مورد سعیدهپورآقایی وجود دارد، که نشان از دست داشتن ستاد کودتا در مورد کنترل خبرشهید شدن این دختر 17 ساله است. سعیده پورآقایی به جز سپیده پورآقایی یکبرادر دیگر هم دارد به نام هرمز پورآقایی. در حالی که در اعلامیه و اخبارمنتشر شده نوشته شده است تنها فرزند «شهید» عباس پورآقایی. نکته دیگر همهمین به کار بدن لفظ شهید است که گفته شده است ایشان دو سال پیش فوتکردهاند، آن هم بر اثر جراحات و شیمیایی شدن در جنگ. که به هیچ عنوانچنین امری صحیح نیست. عباس پورآقایی دبیر بازنشسته بوده است و در سال1380 مرغ جاناش از خاک پر کشیده است آن هم به خاطر عارضه قلبی. اینهاسوالات و ابهاماتی اساسی است که از ستاد کودتا نشات میگیرد و نشان از یکسناریو میدهد. مراسم ختم اعلام شده به طور کامل زیر سوال است و تقلبیبودن آن محرز است.
نوشته: مجتبی سمیعنژاد
نوشته: مجتبی سمیعنژاد
یکشنبه، شهریور ۰۸، ۱۳۸۸
امروز تصویر دو کارت در اینترنت منتشر شد که به ضارب ندا آقاسلطان نسبت داده شده است.
در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: "نمی خواستم بکشمش"، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت.اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.
از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.لطفا توجه بفرمایید. من فقط صاحب عکس را شناسایی کرده ام. مشخصات فردی او را نمی توانم تایید کنم. ضمنا احتمال خطاهای فردی را ندیده نگیرید.امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم. این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.باز هم تأکید می کنم، مبادا بگذارید خشم، شرافتتان را لکه دار کند.به امید روزهای بهترآرش حجازی
در اینجا تایید می کنم که تصویر فردی که در این کارت قرار دارد، کاملا با مشخصاتی که من از فردی در ذهن دارم که مردم دقایقی بعد از مضروب شدن ندا گرفتند، و فریاد می زد: "نمی خواستم بکشمش"، تطبیق می کند. البته در آن روز ریشش را زده بود، ولی سبیلش را داشت.اما برای اینکه صد در صد مطمئن بشویم و احیانا فرد بی گناهی در مظان اتهام قرار نگیرد، لازم است نشانه دیگری را هم روی این فرد بررسی کنیم.
از آنجا که مردم بعد از اینکه ضارب را گرفتند، پیراهنش را از تنش بیرون آوردند، بر پشت ضارب چند داغ زخم قدیمی دیدم. این داغ ها شبیه جای زخمی بود که در اثر برش با شیء تیز ایجاد می شود.لطفا توجه بفرمایید. من فقط صاحب عکس را شناسایی کرده ام. مشخصات فردی او را نمی توانم تایید کنم. ضمنا احتمال خطاهای فردی را ندیده نگیرید.امیدوارم این اطلاعات به اجرای قانونی عدالت کمک کند و همین جا هم وطنانم را به پرهیز از هرگونه خشونتی دعوت می کنم. این اطلاعات به قدری هست که به دستگیر کردن این فرد کمک کند. مابقی اش را اجازه بدهید قانون ادامه بدهد. این فرد حق دارد از امتیاز داشتن وکیل برخوردار باشد و از خودش دفاع کند. مردم اگر قانون را در دست خودشان بگیرند، تر و خشک با هم می سوزند.باز هم تأکید می کنم، مبادا بگذارید خشم، شرافتتان را لکه دار کند.به امید روزهای بهترآرش حجازی


%5B1%5D.jpg)


قابل توجه خوانندگان گرامی عکس هائی که مشاهده میکنید از عوامل بسیج و از سرکوبگران تظاهرات اخیر در تهران است که دستشان به خون جوانان این سرزمین آلوده است ۲عکس بالا مربوط به تیراندازی مستقیم شخصی به نام جواد گودرزی است که عضو بسیج مسجد فخرا لدوله تهران و دانشگاه علم و صنعت مباشد و در حال شلیک مستقیم تیر به آن شهید عزیز است و عکس دوم مربوط به قاتل مرحوم ندا آقا سلطان است که پس از تیر اندازی به سمت ندا آقا سلطان مدارک او به دست مردم افتاده و در حال حاضر جهت شناسأیی به شما عزیزان معرفی میشود شماره تلفن منزل این شخص هم ۰۰۹۸۲۱۵۵۶۶۹۹۹۳ تلفن منزل عباس کارگر جاوید ضارب مرحوم ندا آقا سلطان
آقای دکتر آرش حجازی در تائید این عکس اعلام کرده که ضارب ندا آقاسلطان صاحب همین عکس میباشد
«سعیده پورآقایی» قربانی جنایت لباس شخصیهادختر جوانی است که اکنون پیکر او در یکی از قبور گمنام قطعه 302 بهشتزهرا دفن شده است. سعیده پورآقایی تنها فرزند جانباز شهید عباس پورآقایی(آمایی) است که در یکی از شبهای پس از کودتا در حالی که به الله اکبرگفتن شبانه بر پشت بام خانهشان در خیابان دولت تهران مشغول بود، از سوینیروهای لباس شخصی وابسته به بسیج دستگیر شد و پس از 20 روز جنازه او دریکی از سردخانههای جنوب تهران از سوی مادرش شناسایی شد. اما مسئولان ذیربط از تحویل جنازه به مادرش خودداری کردند و حالا پس از هفتههابیخبری خانوادهاش مطلع شدهاند او به صورت مخفیانه در قطعه 302 بهشتزهرا به خاک سپرده شده است.

ای رهبران ایران گوش کنید
روی سخنم با آنانی است که بیهوده آب را در هاون میکوبند روی سخنم با آنانی است که به زور میخواهند بمانند آیا این ماندن را به چه قیمتی دوست دارند ؟
روی سخنم با رهبران این حکومت است از رهبر تا احمدی نژاد و تمام کسانی که حاضر هستند به خاطر بقای خودشان حتی از روی جنازه فرزند خودشان هم عبور کنند نمونههای زیادی از این افراد هست که این کار را کردند.. مثلا آیت الله گیلانی که پسرش را کشت و خیلیهای دیگر... اما تا کی ؟ تا کی این اوضأع دوام دارد ؟ مگر آدم چقدر عمر میکند ؟ مگر آدم مقام دنیا را با خود به آن دنیا میبرد؟ شما که اهل خدا و اخرت هستید ! مگر جوان بیگناهی که فقط به دلیل دفاع از حقش و رسیدن به هدفش و فریاد به خاطر زیر پا ماندن فکرش توسط شما در آن انتخابات که توهین به همه بود به خیابان آمد و فریاد کشید مرگ بود؟؟ شما که میگویید نظام شما .. یک نظام اسلامی است ! آیا این اسلام است !؟ خوب فکر کنید حد اقل فکر که میتوانید بکنید یا این هم کار مشکلی است؟ آقای خامنهای با شما هم حرف دارم میدانم که نوشته من به دست شما نمیرسد ولی هستند از اطرافیان شما که بخوانند و به گوش شما برسا نند حال با شما سخن میگویم :
یادم هست یک روز در جمعه اصحاب رسانه به دفتر شما آمدیم از آن پچ و خامهای همیشگی عبور کردیم تا به سالن ملاقات شما رسیدم شما آمدید و با روی باز از ما استقبال کردید و سخن گفتید در طول سخنرانی .شما گفتید که مبادا ما از قدرت استفاده کنیم و بر خلاف موازین اسلام کاری انجام دهیم شما گفتید اگر در خیابان با کسی مصاحبه کردیم و او اگر از روزگار خسته بود و بر خلاف معمول صحبت کرد و انتقاد کرد ما آن را سانسور نکنیم و حتما پخش کنیم مگر شما نگفتید مبادا ما از قدرت کاری خودمان برای خواستههای نا مشروع دیگران استفاده نکنیم مگر شما نگفتید مبادا کسانی که در سطح بالای مسولیت هستند مواظب باشند مبادا که پای آنها بلغزد و دچار اشتباه شوند که اگر این مساله پش آمد کند همه مقصر هستیم و باید جواب تک تک مردم ایران را بدهیم چون این نظام با خون جوانان همین مردم به روی کار آمده و ظلم به این مردم گونه نا بخشودنی است و اگر این مردم نخواهند که ما باشیم باید برویم چون این مملکت مال این مردم است و کسی حق ندارد به آنها کوچکترین بی احترامی بکند و هر کس این کار را انجام دهد باید در مهکمی که همین مردم باید آن را درست کنند محاکمه بشوند چون این کشور مال این مردم است و ما فقط خدمتگزاریم و این مردم هستند که به ما دستور میدهند نه ما به مردم . ما وظیفه داریم به حرف و خواسته آنان گوش کنیم و هر چه آنان گفتند اعمال کنیم . ما حق نداریم از قدرت خودمان بر ضد این مردم استفاده کنیم و با آنان با خشم و غضب نگاه کنیم مگر ما که هستیم که به این ملت دستور دهیم ما خادم و نوکر این مردم هستیم مگر نوکر با ولی نعمت خودش بد رفتار میکند که ما هم بد رفتار کنیم ........
ولی الان که دارم به یاد آن روز مینویسم شک دارم که شما بودید که آن حرفها را میگفتید آخر نه به آن حرفها.. نه عملکرد شما بعد از انتخابات !! راستی چرا شما اینجوری شدی؟ چرا پسر شما باید این دستورات را بدهد ؟ مگر شما بارها نگفته بودید که از خانواده من کسی حق دخالت در مسائل سیاسی ایران را ندارد ؟ مگر شما نگفته بودید که اگر کسی از خانواده شما در این مسائل دخالت کرد یا حتی برای کسی سفارش کرد باید در دادگاه محاکمه بشود چون به خون جوانان ایرانی این کار اعضای خانواده من خیانت است و شما اجازه نمیدهید کس با اسم شما بخواهد به این مردم خیانت کند ؟!! حالا چه شده که پسر شما به مردم خیانت که هیچ دستور داد تا به روی جوانان این مردم رگبار ببندند ! ببخشید شما آن موقع کجا تشریف داشتید ؟که با خبر نشدید از دست ٔگل آقا پسر عزیزتان؟ که جوانهای مردم را با دستور او چون پسر رهبر است بدنشان آماج چوب و باتوم و گلوله قرار گرفت !؟ کجا بودید که مادران و پدران بسیاری داغ دار خود خواهی و قدرت طلبی آقا زده شما شدند .آقای خامنهای چطور شما بلدید دیگران را نصیحت کنید و آن حرفها را بزنید الان زمان عمل کردن به همان حرفهاست لطف کنید پسرتان را در اختیار دادگاه بگذارید چون از اسم و اعتبار شما برای کشتن مردم استفاده کرده است اگر راست میگویید این کار را انجام دهید و بگذارید که پسرتان محاکمه بشود ....
ولی نه..........شما مرد این کار نیستد !!!! مطمئن باشید روزی همین مردم شما و مثل شما را که این چنین مصیبت هایی را بر این مردم بی گناه روا داشتید به همان محکمه که خود شما به آن اشاره کردید خواهند کشاند و در آنجا به مجازات اعمالتان خواهید رسید پس بهتر است تا دیر نشده خودتان برای خودتان فکری بکنید قبل از اینکه دیگران برای شما فکری کنند
برچسبها:
ای رهبران ایران گوش کنید
اشتراک در:
پستها (Atom)























