کل نماهای صفحه

یکشنبه، دی ۱۳، ۱۳۸۸







































با سلام خدمت همه دوستان عزیز

این بار در قسمت به روایت تصویر عکسهای سران نظام ایران در دهه شصت را برای شما عزیزان به نمایش میگذارم که مربوط به دوران آقای میر حسین موسوی می‌باشد -از دفاع ایشان در مجلس برای گرفتن رأی اعتماد گرفته تا عکسهای آقای نبوی - هاشمی شاهرودی - خاتمی و رفسنجانی - محتشمی پور- مشکینی - محسن رضائی - خمینی - جاسبی و عکسهای خامنه ای
که شما عزیزان راا به تماشای آن دعوت می‌کنم

شنبه، دی ۱۲، ۱۳۸۸

با سلام خدمت همه دوستان عزیز

به دلیل مشکلاتی که در روز‌های گذشته برای من بوجود آمده و این موضوع باعث یک وقفه چهل روزه در به روز رسانی بلاگ گردیده ؛امکان ارسال مطالب جدید به تاریخ روز برایم با مشکل امکان پذیر است . پس از بر طرف شدن این مشکلات به روز رسانی مطالب بلاگ آغاز شده و اخبار مربوطه به تاریخ روز در بلاگ درج خواهد شد. در این خصوص از همه شما دوستان و همراهان عزیز پوزش میخواهم .








برابر قولی که داده بودم سری جدید روایت تصویر را برای شما عزیزان اماده کردم که امیدوارم مورد قبولتان قرار گیرد

پنجشنبه، دی ۱۰، ۱۳۸۸




دولتمردان ایران نمیدانم باید به شما سلام گفت یا نه؟

آیا این بود همان انقلابی که امامتان گفت ؟ آیا این بود همان راه حسین ؛ آیا این بود همان راه شهدا ؛ آیا این بود همان راهی‌ که شما میخواستید ؟

مگر شما به مرگ و به قیامت ایمان ندارید ؟ شما که نماز میخوانید ! آخر این چه رسمی‌ است که شما در پیش گرفته اید . آقایان حکومت بترسید از زمانی‌ که مردم تصمیم بگیرند که شما نباشید ؛ آان زمان چه می‌کنید ؟ شما چطور حاضر هستید دستتان به خون جوانان این مملکت آلود شود ؟ مگر این مردم چه میخواهند ؟ آیا طلب آزادی کردن برای شما سنگین است ؟ آیا شما از دادن حق به مردم هراس دارید ؟ اکنون دیگر نیازی به فلسطین نیست ایران فلسطین است . اکنون دیگر نیازی به غاصب نیست . شما خود غاصب هستید . آیا این حرکات شما خود نوعی جنایت نیست ؟ شما چگونه به قیامت ایمان دارید ؟! اصلا ایمان دارید ؟ به خودا قسم که شما از نرون هم خون خوار تر هستید خجالت بکشید ؛ شرم کنید ؛ کارهای شما حتی حیوان درنده را هم به شرم وادار می‌کند . این اسلام نیست که شما از آن نام می‌برید ؛ این اصل جنایت است .. بترسید از زمانی‌ که به دست مردم گرفتار شوید آن زمان چه جوابی‌ دارید بدهید؟؟ کاری نکنید که حادثه عاشورا برای خود شما علنی شود ؛ آن زمان به دست مردم حسینی شما یزیدیان در پوشش حسین واقعا بر نیزه خواهید شد . بترسید که فصل خزان یزید پیشگان نزدیک است
.......

























اینجا فلسطین نیست .... ایران است
اری اینجا فلسطین نیست ایران است -همان ایران سبز که مردم سبزش برای از بین بردن جلادان تبر بدست که قصد قطع کردن درختان سبزش را دارند حتی از خون خود هم دریغ نمیکنند - درود بر سبز پوشان سبز روی خونین چهره ....

چهارشنبه، آبان ۲۷، ۱۳۸۸






حالا باید از این آقایان سوال کرد که هدف شما از اینکه آن موقع در جنگ بودید آیا برای این بود که حالا بیایید و دستتان به خون جوانان این مملکت آلوده شود

سه‌شنبه، آبان ۲۶، ۱۳۸۸


در طی بوجود آمدن موج گسترده ناآرامی ها در سطح کشور پیامکی به مبایل عده ای از هموطنان ارسال شده با این موضوع که :
شهروند محترم طبق اطلاع واصله جنابعالی تحت تاثیر تبلیغات ضد امنیتی رسانه های وابسته به بیگانگان قرار گرفته اید در صورت هر گونه حضور در تجمعات غیر قانونی و ارتباط با رسانه های خارج از کشور برابر مواد489 و499 و 500 و 508 و 514 و 609 و 610 و 689 قانون مجازات اسلامی مجرم شناخته میشوید و برخورد قانونی با شما میشود
این هم تصویر این پیامک که بوسیله دوربین گرفته شده است
شهید احسان فتاحیان * نشسته از سمت چپ نفر اول*
به قول فرزاد کمانگر عزیز که گفته :


هر شب ستاره‌یی به زمین می‌کشند و این آسمان غم‌زده غرق ستاره‌ها استسلام رفیق، چه‌گونه تجسم‌ات کنم؟ به کدام جرم تصورت کنم؟ جوانکی نحیف بر فراز چوبه‌ی دار که به شکفتن غنچه‌ی خورشید لب‌خند می‌زند؟ یا کودکی پابرهنه از رنج‌دیده‌گان پایین شهر که می‌خواست مژ‌ده‌ی نان باشد برای سفره‌های خالی از نان مردم‌اش.چه‌گونه تجسم‌ات کنم؟ نوجوانی از جنس آزاد چشیده‌گان بالای شهر که الف‌بای رنج و مظلومیت، درس مکتب و مدرسه و زنده‌گی‌شان است. راستی فراموش کردم؛ شهر من و تو پایین و بالا ندارد، چهار سوی آن رنج و درد است.بگو رفیق بگو...می خواهم تصورت کنم. در هیات «سیامند» که رخت عروسی به تن کرد تا به حنابندان عروس آزادی برود.چه‌گونه؟ چه‌گونه تصورت کنم؟ در پوشش جوانی که راه شاهو را پیش گرفته تا از لابه‌لای جنگل‌های سوخته‌ی بلوط به کاروانی برسد که مقصدش سرزمین آفتاب است؟ ولی هیچ‌کدام از این‌ها که جرم نیست، اما می‌دانم «تعلق به این خلق تلخ است و گریز از آن‌ها نامردی»....و تو به گریز و نامردمی کردن «نه» گفتی و سر به دار سپردی تا راست قامت بمانی.رفیق آسوده بخواب... که مرگ ستاره نوید بخش طلوع خورشید است و تعبیر خواب چوبه‌ی داری که هر شب در سرزمین‌مان خواب مرگ می‌بیند، تولد کودکی است بر دامنه‌ی زاگرس که برای عصیان و یاغی شدن به دنیا می‌آید.آرام و غریبانه تن‌ات را به خواب بسپار و با زهدان زمین بوسه ببند برای فردای رویش و رستن.بدون لالایی مادر، بدون بدرقه‌ی خواهر و بدون اشک پدر آرام بگیر در خاک سرزمینی که ابراهیم‌ها، نادرها و کیومرث‌ها را به امانت نگه داشته است.فقط رفیق بگو... بگو می‌خواهم بشنوم چه بر زبان‌ات چرخید آن‌گاه که صدای پا و درد به هم می‌آمیخت؟ می‌خواهم یاد بگیرم کدام شعر، کدام سرود، کدام آواز کدام اسم را به زبان بیاورم که زانوی‌ام نلرزد. بگو می‌خواهم بدانم، که دل‌ام نلرزد آن‌گاه که به پشت سر می‌نگرم...سفرت به خیر رفیق من درد مشترک‌ام مرا فریاد کناین خواب زده‌گان غرقه در خون را مگر با اعدام ستاره‌گان هم‌چون تو بتوان بیدار کرد.چشمان‌ات را باز کن، به خروشید پشت ابر بگو تا طلوع کند، می‌دانم که نگاه‌ات راز بودن برای دیگران را فاش می‌کند، بگشای دهان‌ات را و عدالت را فریاد بزن. چه‌گونه می توان قامت به دار آویخته‌ات را به تصویر کشید در حالی که خواسته‌های انسان‌ دوستانه‌ات به دار عمل آویخته نشد و صدای وطن‌دوستی ات در حنجره خفه شد...داغ تو و هم‌فکران‌ات بر دل داغ دیده‌ی دوست‌داران‌ات تاولی ابدی نهاد...آه غم نبودنت، تا ابد با ما است


آری ........ بخواب رفیق ........... آسوده بخواب...........سفرت بخیر.
آری بخواب احسان عزیز : مرگ پایان کبوتر نیست.......

رتبه دو رقمی کنکور و دانش آموز سابق سازمان استعدادهای درخشان و پزشک جوان کشورمان که در حال انجام خدمت سربازی بود و از بد حادثه در زندان کهریزک در حال انجام خدمت بود و کسی که شهید محسن روح الامینی را قبل از شهادت مورد معاینه قرار داده بود در کمال صحت و سلامت عقلی و جسمی در طی دوران بازداشتی خود که به دستور بازرسی ناجا به او تحمیل شده بود در آسایشگاه پرسنل کادر وظیفه ناجا در اثر سانحه سکته قلبی *آسمان آبی را بجای کره خاکی در آغوش کشید و جان به جان آفرین تسلیم کرد. و پیکر مهربان و زیبایش در غربت زادگاهش غسل داده و کفن شد و در میان تدابیر شدید امنیتی و نظامی در زادگاهش که مدفن بسیاری چون اوست که قهرمانانه روی در نقاب خاک کشیدند..... بخاک سرد سپرده شد . دکتر رامین پوراندرجانی متولد1983 تبریز و فارغ التحصیل رشته طب از دانشگاه تبریزو دانش آموز محجوب دبیرستان شهید مدنی تبریز و پزشک وظیفه بیمارستان ناجا در بازداشتگاه کهریزک بود که بخاطر اطلاع از نحوه شکنجه ها و آزار جسمی روا داشته شده به زندانیان این بازداشتگاه و در پی شهادت محسن روح الامینی مورد توبیخ و تهدید رسمی سازمان حفاظت اطلاعات ناجا و بازرسی کل ناجا قرار گرفته و تهدید به ابطال پروانه طبابت و محکومیت پنج ساله زندان شده بود که در صورت عنوان نمودن حقایق این بازداشتگاه تمام موارد فوق در مورد او به اجرا در خواهد آمد . لازم به توضیح اینکه طبق مفاد آیین نامه سازمان پزشکی قانونی در خصوص افراد متوفی براثر سکته و در صورت تقاضای خانواده متوفی مبنی بر انجام معاینه از طریق کالبد شکافی و با توجه به درخواست خانواده ایشان از طرف سیستم امنیتی این اجازه داده نشده و پیکر این جوان زیبا روی تبریزی علی رغم در خواست خانواده اش بدون کالبد شکافی به خاک سپرده شد . روحش شاد و راهش پر رهرو و نامش همیشه زنده.......
دکتر محمد ملکی، شب گذشته از بند 209 به بند 350 زندان اوین منتقل شد.اخبار دریافتی حاکی از وضعیت بد جسمانی دکتر محمد ملکی است ضمن اینکه شرایط روحی وی خوب گزارش شده است. دبیر شورای همبستگی برای دمکراسی وحقوق بشر در ایران در اولین ماه بازداشت خود هر روز به مدت 5 الی 6 ساعتتحت بازجویی قرار داشته و بازجویی‌های وی با توهین و هتاکی همراه بودهاست.دکتر محمد ملکی، رییس سابق دانشگاه تهران صبح شنبه 31 مردادماه در منزل شخصی‌اش بازداشت شد. این بازداشت در حالی صورت گرفت که وی به مدت سه ماه تحت درمان بیماری پروستات قرار داشت. با توجه به وضعیت نامناسب جسمانی دکتر محمد ملکی و نیاز وی به مراقبت‌های پزشکی ادامه‌ی نگهداری وی درزندان نگرانی‌هایی را در مورد وضعیت این استاد بازنشسته‌ی دانشگاه به وجود آورده است.گفتنی است دکتر محمد ملکی اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب درتیرماه 1360 به دلیل مخالفت با تعطیلی دانشگاه‌ و انقلاب فرهنگی بازداشت شد و مدت 5 سال را در زندان به سر برد.